Saturday, 18 July 2015
05 July 2020
دایره‌ی شکسته

«ذهن‌ ناهشیار»

2012 April 29

مه‌شب تاجیک / رادیو کوچه

هر یک از ما در زندگی خود، برای انجام هر کاری در آغاز باید به دلایل انجام آن کار فکر کنیم. زمان‌های زیادی پیش آمده است که ما در بازه‌ای از زندگی، تصمیم‌هایی می‌گیریم یا دست به کارهایی می‌زنیم که دلایل‌شان برای خودمان هم مشخص نیستند. به‌طور عمومی، بیش‌تر ما فکر می‌کنیم که تصمیم‌گیری‌های‌مان تجلی بیرونی انتخاب آگاهانه‌ای است که انجام می‌دهیم، در صورتی‌که ذهن ناهشیار خود را در این میان از یاد می‌بیریم و تاثیر آن ‌را بر رفتار و اعمال خود فراموش می‌کنیم. البته واقعیت انکارناپذیر این است که ما از این موضوع که فاکتورهایی که ما بر آن‌ها تسلط و احاطه نداریم بر رفتارها و زیست ما تاثیر بگذارند، به‌شدت هراس داریم و با انکار آن‌ها و نشان دادن این مسئله که ما بر همه‌ی جوانب زندگی تسلط داریم، این موضوع را به‌عقب هدایت می‌کنیم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رسیدن به این درک که هر کار ما، پیش‌شرطی برای تغییر است، مسئله‌ی مهمی‌ست که ما باید با خود مطرح کنیم و هم‌واره این دو پرسش را مد نظر داشته باشیم که چرا و چگونه. در واقع این دو کلمه‌ی کلیدی راه‌گشای بسیاری از انتخاب‌های ما هستند. عادت به برنامه‌ریزی و طبقه‌بندی کارها در میان ما ایرانیان هنوز نه رسمیت دارد و نه ضرورتش احساس می‌شود و نه حتا می‌دانیم که این‌کار را چگونه پیش بریم. واقعیت این است که هرگاه هم به پرسش‌های بالا فکر کرده‌ایم، به‌جای دوری نرفته‌ایم و راه‌کاری برای پیش‌برد کارها و امورات‌مان به‌دست نیامده‌است. شاید بیش‌تر ما ایرانیان، بنا بر فرهنگ‌مان و سنت دیرینه‌ی پدرسالاری و خداشاهی در دیارمان، بیش‌تر می‌پسندیم کارها را به‌جای دیگر و کس دیگری حواله دهیم چرا که از پذیرش آن‌ها و زیر بار مسوولیت آن‌ها رفتن هراس داریم. ما در بیش‌تر اوقات، نخست دست به‌عمل می‌زنیم و بعد به دورنمای آن می‌اندیشیم و در حد امکان‌های خود آن را ارزیابی می‌کنیم بدون آن‌که بدانیم چنین شکل مواجه‌ای با زیست بیرونی، راه به جایی نمی‌برد. در نظر داشتن دورنما برای برنامه‌هایی که ریخته می‌شوند، می‌تواند به تنظیم گام‌های پیش رو و همین امروز هم یاری رساند.

درست است که از خیلی موارد حصول به نتیجه‌ی رفتار، تحت کنترل ما نیستند و ما آگاهانه نمی‌توانیم بر آن‌ها مسلط شویم، ولی شناخت آن‌ها در زمینه‌ی هدایت‌شان به‌سمت هدفی که داریم، امکان‌پذیر است. در واقع بسیاری از مسایلی که لزومن تحت کنترل ما نیستند، نمی‌توانند ناآگاهانه باشند، بلکه چون ما آن‌ها را در اختیار نداریم و از سویی مهارت رام کردن‌شان را نیاموخته‌ایم، آن‌ها را ناشناخته و غیر آگاهانه تلقی می‌کنیم. در صورتی‌که آن‌چه در دست‌رس نیست به‌لحاظ زیستی لزومن متعلق به عدم، نمی‌تواند باشد. برای نمونه تصور کنید شما را در یک اتاق دربسته قرار داده‌اند و شما در تمام عمر فقط چشم‌اندازی را می‌بینید که تنها پنجره‌ی آن اتاق، پیش روی شما می‌نهد. درست همان کاری که کشورهایی چون کره‌ی شمالی با افراد انسانی خود انجام می‌دهند. مسلم است که تصور چیزی خارج از قاب آن پنجره، حتا اگر به شما گفته باشند که وجود دارد، بسیار دشوار است. حال اگر شما بخواهید آن‌چه را که عدم تلقی می‌کنید، در کنترل بگیرد، حتا اگر آن را بتوانید هدایت کنید، آب در هاون کوبیده‌اید و وقت را بیهوده گذرانده‌اید، ولی اگر برای گسترش حوزه‌ی اختیار و مدیریت خود، چشم‌انداز را به هر ترتیبی تغییر دهید و حوزه‌ی بیش‌تری را وارد محیط تحت کنترل خود وارد کنید، می‌توانید امیدوار باشید که دورنمای مدیریت شما به موفقیت در عمل می‌انجامد.

هر یک از ما در زندگی خود، برای انجام هر کاری در آغاز باید به دلایل انجام آن کار فکر کنیم. زمان‌های زیادی پیش آمده‌است که ما در بازه‌ای از زندگی تصمیم‌هایی می‌گیریم یا دست به کارهایی می‌زنیم که دلایل‌شان برای خودمان هم مشخص نیستند. شاید یکی از راه‌های رسیدن به مدیریت رفتار، تبیین نقشه‌ی راه برای دست‌یابی به چشم‌انداز قابل تصور باشد به بیانی دیگر، همیشه و در هر موقعیتی، پیش از انجام هر کاری باید پرسید چرا و چگونه؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,