شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
به بهانه سال‌روز اعدام «دلارا دارابی»

«روزنگاشت/ زندانی رنگ‌ها یعنی من»

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۱

محبوبه شعاع / رادیو کوچه

[email protected]

یازدهم اردی‌بهشت برابر با سال‌روز درگذشت «دلارا دارابی» دختری ایرانی است که به جرم قتل عمد دختر عموی پدرش، در زندان لاکان رشت در سال 1388 اعدام شد. پذیرفته نشدن رد اتهامش و صدور حکم اعدام در سن هفده سالگی، در تعارض با پیمان‌های بین‌المللی حفظ حقوق کودکان، و برپایی نمایش‌گاه نقاشی‌هایش در دوران زندان بسیار خبرساز بود. دلارا زاده سال 1265 بود و در زمان اعدامش بیست‌و‌سه ساله بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«دلارا دارابی» زاده هفتم مهرماه سال 1365 بود. او که متهم به قتل «مهین دارابی» دختر عموی ثروتمند پدرش بود، هنگام وقوع قتل هفده سال داشت و دانش‌آموز پیش‌دانشگاهی بود وی نقاشی را از ده سالگی شروع کرده بود، شعر هم می‌گفت و پیانو نیز می‌نواخت. دلارا هفده ساله گرچه پس از وقوع قتل در آغاز هم‌راه با پدرش خود را به پلیس معرفی کرد و اتهام قتل را در دادگاه نخست پذیرفت، اما دو هفته بعد آن را رد کرده و ادعا کرد که این قتل به‌وسیله دوست پسرش، «امیرحسین» صورت گرفته، اما انکار او از سوی دادگاه پذیرفته نشد و وی به اعدام محکوم شد.

دلارا در توجیه پذیرفتن اتهام قتل در دادگاه اولیه اعلام کرد که به دلیل این‌که دوست پسرش در آن هنگام بیست‌ سال داشته و با توجه به این‌که خود وی در آن زمان زیر سن قانونی بوده ‌است و با یقین به این‌که دادگاه بر اساس حقوق کودک نمی‌تواند برای او حکم اعدام صادر کند، قتل دختر عموی پدر خود را با درخواست دوستش به گردن گرفته تا او را از محکومیت به اعدام رهایی دهد با این خیال که خود نیز آزاد می‌شود که این‌طور نشد و امیرحسین نیز که تا آن هنگام در برابر حکم دل‌آرا سکوت کرده بود به جرم مشارکت در قتل به ده سال زندان محکوم شد.

در همین رابطه وکیل دلارا «عبدالصمد خرمشاهی» بر اساس این که دلارا چپ‌دست است و نمی‌توانسته به آن شکل به بدن مقتول ضربه وارد کند، ادعای رد قتل را در مورد دل‌آرا درست خوانده بود. هم‌چنین او بارها تاکید کرده‌ بود که متهم فاقد چنین قدرت بدنی بوده است. علاوه بر این مدافعان دلارا اظهار کرده‌اند که در پرونده وی نکات مبهم فراوان وجود دارد و حتا چاقویی که مقتول با آن کشته شده انگشت‌نگاری نشده ‌است.

اما با تمام این دفاعیات حکم اعدام دلارا دارابی در هفده سالگی به اتهام قتل ابتدا در شعبه ۱۰۷ دادگاه ویژه اطفال رشت صادر و توسط شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور به اعدام تایید شد. فعالان مدنی بسیاری تلاش کردند از اعدام او جلوگیری کنند اما سرانجام در سحرگاه جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ بدون اطلاع به وکیل‌هایش اعدام شد. مطابق گفته کسانی که زمان اجرای حکم در آن‌جا بودند، دل آرا از تنها ولی دمی که در آن‌جا بود می‌خواست حکم را اجرا نکند اما فرزند مقتول با بیان این جمله که خون را با خون می‌شوییم، طناب را به گردن دل آرا انداخت و او را قصاص کرد. گفته شده آخرین مکالمه تلفنی دارابی و مادرش پیش از اعدام به‌وسیله مامورین با این جمله قطع شده است: «دخترتان را اعدام می‌کنیم و شما هیچ کاری نمی‌توانید بکنید.»

خانواده مقتول پیش از این اعلام کرده بودند در صورتی رضایت خواهند داد که دل‌آرا از آن‌ها بابت قتل مادرشان عذرخواهی کند. وکیل دوم دل‌آرا، «محمد مصطفایی» عنوان کرده بود: «اولیای دم به وعده‌های خود برای دادن رضایت و صر‌ف‌نظر کردن از قصاص دل‌آرا عمل نکردند در حالی که هر دو شرط آن‌ها مبنی بر گل‌باران کردن مزار مقتول از سوی خانواده دل‌آرا و عزل آقای «خرمشاهی» از وکالت این پرونده، عملی شده بود».

محمد مصطفایی که در آن زمان وکیل دوم دلارا بود، روند اجرای حکم دلارا را غیرقانونی دانسته و گفته بود:«بر اساس قانون باید اجرای حکم به وکیل دلارا ابلاغ می‌شد و حتا اگر وی وکیل خود را عزل کرده بود، باید این عزل به آقای خرمشاهی اعلام می‌شد و به محکوم فرصتی برای اختیار وکیل داده می‌شد.» او علت اجرای ناگهانی حکم اعدام را غرض‌ورزی اداره اجرای احکام رشت و خانواده مقتول دانسته و گفته بود:«اگر قانون در کشور ما حکومت می‌کرد، این حکم به این صورت اجرا نمی‌شد و اصلن حکم اعدام برای دلارا صادر نمی‌شد.»

عفو بین‌الملل نیز با صدور بیانیه‌ای در یکم می‌ماه ۲۰۰۹، اعدام دارابی را مغایر معیارها و موازین بین‌المللی دانست. اعدام او از موارد عدم تعهد دولت ایران به «پیمان‌نامه حقوق کودک» بود که نباید افراد زیر هجده سال را مانند بزرگ‌سالان مجازات کرد. در این پیمان‌نامه که ایران هم آن را امضا کرده ‌است اعدام «متهمان و مجرمان زیر هجده سال» منع شده ‌است. در آن زمان هم‌چنین جمهوری چک، رییس دوره‌ای اتحادیه اروپا، اجرای حکم اعدام دل آرا دارابی را شدیدن محکوم کرد.

در نوروز ۱۳۹۰ «محمد مصطفایی» وکیل دلارا و سخن‌گوی خانه حقوق بشر، از خود‌کشی قاتل اصلی پرونده یعنی امیرحسین خبر داد. او چنین گفت که امیرحسین قاتل اصلی پرونده بارها پیش از اعدام دلارا به دادستان رشت نامه نوشته بود و خود را قاتل پرونده اعلام کرده بود و دل آرا را بی‌گناه دانسته بود. مصطفایی چنین ادعا کرده بود که امیرحسین بارها توسط مقامات قضایی تهدید شده‌ بود.

نخستین نمایش‌گاه کارهای دلارا در زمان زندانی بودنش، در اواخر مهرماه سال ۱۳۸۵ با نام «زندانی رنگ‌ها» به همت «آسیه امینی» به مدت یک هفته در نگارخانه گلستان، واقع در دروس تهران برپا شد. در کارت نمایش‌گاه نقاشی‌های دلارا این نوشته خطاب به بازدیدکنندگان درج شده بود: «زندانی رنگ‌ها می‌دانید یعنی چه؟ یعنی من.»

به اعتقاد برخی از کارشناسان از جمله مسئول نگارخانه گلستان، نقاشی‌های دلارا جدا از وضعیت خود او، قابل تامل و خلاقانه هستند و قدرت او را در به تصویر کشیدن ترس‌ها و دغدغه‌های ذهنی‌اش نشان می‌دهند. رنگ‌های تیره، خطوط خشن و شب از جمله موضوعات رایج در نقاشی‌های وی بود. در نقاشی‌های دارابی، رنگ‌های تیره، خطوط خشن و چهره‌های درهم پیچیده فریاد را تداعی می‌کنند و با کارهای پیش از زندان وی تفاوت زیادی از نظر رنگ و فضا دارد و تاثیر عمیق زندان را بر او نشان می‌دهند. برخی از طرح‌ها نیز به دلیل نداشتن قلم‌مو با انگشت و ناخن و اندکی رنگ سیاه کشیده شده‌اند.

هم‌چنین نمایش‌گاهی از آثار دلارا دارابی توسط کمیته بین‌المللی علیه اعدام به ابتکار «مینا احدی» در آلمان در دانش‌گاه فنی برلین برگزار شد. نمایش‌گاه نقاشی آثار دلارا باعث جلب توجه سازمان‌های حقوق بشری به پرونده اعدام وی شد.

منبع‌ها:

ویکی پدیا

نوشته‌های اردوان روزبه

محمد مصطفایی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,