Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
زن ایرانی

«زن در شاهنامه، نماد حقیقی زن ایرانی»

2012 May 01

سایه کوثری/ رادیو کوچه

 چاپ دوم کتاب «زنان شاهنامه» در کم‌تر از دو ماه پس از ورود به بازار منتشر شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در بررسی زنان شاهنامه‌، به زنانی برجسته و شاخص برمی‌خوریم که هریک دارای ویژگی‌های محکم و غنی یک شخصیت اصلی و یک قهرمان ارزش‌مند نمایشی‌اند و در بررسی‌های جدی به این نتیجه می‌رسیم که هرکدام از آن‌ها به دلیل داشتن شخصیت‌های اصیل انسانی‌، به تنهایی می‌توانند به عنوان محور یک اثر دراماتیک قرار گیرند.

به گفته نویسندگان اثر، کتاب زنان شاهنامه تلاشی‌ست برای شناساندن زنانی ارزش‌مند در حماسه  ایرانی، که دارای پیچیدگی‌ها و جذابیت‌های خاص اشخاص دراماتیک هستند. این نکته از آن جهت حایز اهمیت است که شخصیت به عنوان یکی از عناصر درام از گذشته‌های دور تا به امروز، عنصر پایه‌ای و اساسی در درام محسوب می‌شود. پس بررسی شخصیت این زنان و کنکاش در ویژگی‌های درونی و کرداری هر یک از آن‌ها، درام‌نویسان ما را با شخصیت‌های نمایشی آشنا می‌کند که هر کدام می‌توانند به عنوان محور و دست‌مایه یک اثر نمایشی مورد استفاده قرار گیرند.

 از عشق گفتن و بررسی شخصیت‌های انسانی و وضع اجتماع در شاهنامه ناقص خواهد بود اگر اشاره‌ای به نقش زن در آن نکنیم.

فردوسی زن را با عالی‌ترین صفات ستوده و سروده است. او نسبت به همسر خود که در دوران طولانی نبرد برای تدوین شاهنامه یارو یاورش بوده، بارها ابراز عشق کرده و هر بار فرصت یافته زن خود را ستوده است.

زنان نام‌دار شاهنامه چون فرانک، رودابه، سیندخت، گرد‌آفرید، جریره، تهمینه و دیگران هر یک نمونه برجسته‌ای از زیبایی، خردمندی و مردانگی و عفت هستند. آن‌ها همه جا یار و یاور همسران خویش بوده و هر جا که لازم باشد به تنهایی در میدان نبردند.

 فرانک، پس از مرگ شوهر، مردانه در میدان نبرد علیه ضحاک می‌ماند و تا پایان پیش می‌رود. هنگامی که گردان ایرانی از مقابله با سهراب می‌ترسند، گرد‌آفرید پیش می‌تازد. جریره پس از فرود سیاوش همه دژ را به آتش می‌کشد، همه اسبان تازی را می‌کشد و سرانجام خودکشی می‌کند تا به دست دشمن نیفتد. کتایون خردمند و مهربان تا پایان در کنار پسر خود اسفندیار می‌ماند و با گشتاسب به خاطر خودکامگی و پستی‌اش مقابله می‌کند. سیندخت، مادر رودابه و زن مهراب، در خردمندی و تدبیر بی‌هم‌تاست. او همه کاره دربار است. اوست که با سام طرف می‌شود، با او به مذاکره می‌نشیند و همه امور را به درستی فیصله می‌دهد.

مهراب به شدت نگران و خشم‌گین است. می‌ترسد که سام و منوچهر به خاطر عشق رودابه و زال به کابل هجوم آورند. هر چه خشم دارد بر سر زنش سیندخت می‌ریزد.

سیندخت زنی‌ست مدیر و فداکار. او خشم شوهر را درک می‌کند و درد او را درد خود می‌داند. سیندخت با این احساس نسبت به شوهر، از مهراب می‌خواهد که نگران نباشد و کار را به دست او بسپارد. مهراب می‌پذیرد، اختیار کار به دست سیندخت می‌دهد. سیندخت سوار اسب پیش سام می‌رود.

 سام این فرستاده را با آن‌که زن است، با کمی تامل می‌پذیرد. سیندخت با سام به مذاکره می‌نشیند و نظر سام را به ضرورت حفظ صلح جلب می‌کند. سام هنوز نمی‌داند که این زن کیست و آن‌گاه که پی به حقیقت می‌برد به او محبت و احترام فراوان می‌کند.

 رابطه پهلوانان با زنان در شاهنامه چنین است. آن‌ها زن را صاحب شخصیت می‌شناسند. رستم در جنگ با اسفندیار نه فقط از پدران، بلکه از مادر خود رودابه نیز نام می‌برد و به وجود او می‌بالد.

در نظام دولتی ایران باستان جای زیادی برای زنان نبوده و آنان نمی‌توانسته‌اند آزادانه به مقامات عالی برسند و این واقعیت در شاهنامه نیز منعکس شده و مقام‌های دولتی در دست مردان است. اما هر بار که فرصت آن بوده که زنی برای دفاع از داد وارد میدان شود، فردوسی از آن استقبال کرده است.

یکی از برجسته‌ترین خصوصیات زنان ستوده شاهنامه آزادگی، عفت و فداکاری آنان است. این نکته بسیار مهم است که در عشق‌های شاهنامه هم در مورد عشق‌های شاهان و هم در مورد عشق‌های پهلوانان زنان گام اول را بر‌می‌دارند. آن‌ها هستند که ابتدا عاشق می‌شوند و آن‌ها هستند که بی‌پروا و آشکار به محبوب خود ابراز عشق می‌کنند. همین زنان در عین این‌که چنین بی‌پروا عشق می‌ورزند، آن‌چنان پاک، عفیف و بزرگ‌وارند که کم‌ترین جایی برای عیب‌جویی باقی نمی‌گذارند. آنان به یک مرد، به مرد محبوب خود تا پایان وفادارند.

از میان زنان شاهنامه تنها دو مورد از خیانت نسبت به شوهر دیده شده است: یکی سودابه که از روی هوس دل به سیاوش می‌دهد و بی‌پروا و بی‌ملاحظه پیش می‌رود و دیگری گردیه خواهر بهرام چوبین که همواره با او نا سازگار بود و پس از مرگ بهرام زن دشمن خونی او شد که برادر خسروپرویز است. گردیه به این شوهر نیز وفا‌دار نماند، با خسرو پرویز وارد معامله شد و به شرطی که در حرم‌سرای شاهی جای شایسته‌ای به او بدهند به شوهر زهر داد و او را کشت و خود را تسلیم خسرو کرد.

زنانی که در شاهنامه اسم‌شان برده شده است به دو دسته تقسیم می‌شوند:

اول: زنان عادى که در روند روی‌دادهاى داستان‌هاى شاهنامه گاه گاه نقش‌آفرین هستند‌. دوم: زنان دربارى و وابسته به دربار که شامل شاهان، شه‌بانوان و شاه‌دختان می‌شوند.

در کل می‌توان گفت آن‌چه فردوسی از زن در شاهنامه ارایه داده در واقع نمادی‌ست از جای‌گاه زن در فرهنگ ایران که می‌توان آن را به کل تعمیم داد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,