Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
گفته‌های یک دوچرخه‌سوار ‌جهان‌گرد- (قسمت پنجم)

«تکرار چالش‌های گذشته»

2012 May 02

محمد تاجران/ رادیو کوچه

این داستان در چند قسمت تقدیم خواهد شد و این بخش پنجم این داستان است.

من به شانگهای رفتم تا بتونم به کمک سفارت ایران ویزام رو تمدید کنم ولی‌ هیچ توفیقی حاصل نشد و اونها هم هیچ کمکی‌ نتونستن داشته باشن.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

انگار که همه درها بسته شده بود و خسته و ناامید روز‌ها سپری می‌شد به سختی و رنج.

مثل یک روح سرگردون تو خیابون‌های شانگهای می‌گشتم به امید این‌که اتفاقی‌ بیفته و بتونم ادامه راه رو پیدا کنم. این وسط دو بار خواب دیدم که وسایلم رو یه جا گذاشتم و اومدم ایران، چیزی که حتا دوست نداشتم بهش فکر کنم…

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. الهام
    1

    سلام
    شنیدن این قسمت از تجربیات شما سوالاتی در ذهنم ایجاد می کند.با اینکه فکر می کنم این سوالات بی جواب می ماند و اصلا خوانده نمی شود ولی می نویسم:
    چرا ارده و حق انتخابتان را بخشی از قوانین خلقت برای رسیدن به خواسته هایتان نمی بینید؟وقتی علاقه وافری برای ادامه سفر دارید و می دانید و می توانید برای آن راهی را پیدا کنید چرا توقف و انتظار را انتخاب می کنید؟
    اراده و خواست و اختیار ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در این نظام و قوانین هستی تعریف شده است.در ضمن به گفته خودتان چرا دیگران را از احساس خوبی محروم کردید که می توانستند در زمان کمک به شما نسبت به خودشان داشته باشند؟
    حذف کردن خودتان و نقشتان در این نظام و تنها انتظار کشیدن برایم سوال انگیز بود.شاید از طریق گوش دادن بقیه تجربیات شما جواب قانع کننده ای برای سوالات ایجاد شده در ذهنم پیدا کنم.