شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
کوچه سیاست

«پوتین و قدرت»

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴

کامبیز غفوری / رادیو کوچه

ایران در سده‌های اخیر، هم‌واره روابط پر فراز و نشیبی را با روسیه، همسایه قدرت‌مند شمالی خود تجربه کرده‌است. کشمکش‌های زمان قاجار با روسیه‌ی تزاری که منجر به چند درگیری نظامی و تغییر نقشه جغرافیایی ایران شد، روابط سیاسی حساس ایران و شوروی دردوران هفتاد سال عمر کشور شوراها، نزدیکی بیش‌تر حاکمان جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر به مقامات کرملین و بالاخره شرایط ویژه‌ی ایران در جامعه‌ی جهانی، دنبال‌کردن وقایع روسیه را برای کنش‌گران سیاسی ایرانی ضروری ساخته‌است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هفته‌ی گذشته، «ولادیمیر پوتین» برای بار سوم به‌عنوان رییس‌جمهوری روسیه به کاخ کرملین پاگذاشت. مردی که پس از استعفای ناگهانی «بوریس یلتسین» در 31 دسامبر 1999 قدرت را در روسیه‌ی بحران‌زده به‌دست گرفت، با مدیریتی قوی و اصلاحاتی گسترده، قدرت سیاسی و اقتصادی این کشور را که در دوران پس از فروپاشی شوروی در وضع بسیار بدی قرار داشت، دوباره احیا کرد و به محبوبیتی قابل ملاحظه در میان مردم روسیه دست یافت. اعتراض‌ها اما از جایی شروع شدند که بازی دونفره پاس‌کاری توپ قدرت میان او و «دیمیتری مدودف»، نگرانی‌ بخشی از مردم روسیه را درباره تبدیل شدن ولادیمیر پوتین به یک خودکامه، پررنگ‌تر کرد. به‌راستی آیا پوتین، منجی قدرت‌مند روسیه در سال‌های سخت، به تزاری دیگر تبدیل خواهد شد؟

آخرین سال‌های عمر شوروی

در دهه هشتاد میلادی، سال‌خوردگی نسلی از رهبران شوروی که پیش از انقلاب اکتبر 1917 به‌دنیا آمده بودند، تبدیل به معضلی برای این کشور شد. از سال 1982 تا 1985 یعنی ظرف مدت سه سال، شوروی سه زمام‌دار خود (لئونید برژنف، یوری آندروپف و کنستانتین چرننکف) را از دست داد. پس از آن بود که «میخاییل گورباچف» به‌عنوان نخستین رهبری که پس از انقلاب اکتبر به‌دنیا آمده بود، زمام امور را به‌دست گرفت و به اصلاحاتی دست زد.

بازسازی اقتصادی مورد نظر گورباچف که به «پرستروییکا» (Perestroika) معروف است، بدون برنامه موسوم به «گلاسنوست» (Glasnost) برای آزادسازی نسبی فضای سیاسی ممکن نبود. گورباچف در عرصه مناسبات بین‌المللی شوروی با غرب نیز تغییراتی بی‌سابقه ایجاد کرد. وی «آندره گرومیکو» را که در غرب به (Mr Niyet) یا «آقای نه!» شهرت داشت، پس از 28 سال تصدی مقام وزارت خارجه شوروی، از این سمت کنار گذاشت و «ادوارد شوارد نادزه» را جای‌گزین وی کرد. گورباچف که دریافته بود شوروی نیاز به تغییرات اساسی دارد، در راه اصلاحات پیش‌قدم شد اما نتوانست پیامدهای ناشی از آن را کنترل کند. با اعطای فضای باز سیاسی که برای مردم شوروی تا پیش از آن واژه غریبی بود، احساسات ناسیونالیستی در جمهوری‌های اتحاد شوروی مجال ابراز وجود یافتند و زمزمه‌های جدایی آغاز شد. پدیده‌ای که برای بسیاری از اعضای حزب کمونیست اتحاد شوروی قابل تحمل نبود و نهایتن باعث طراحی کودتایی توسط تندروها در حزب شد.

کودتا نهایتن شکست خورد و برخلاف نیت طراحان‌اش، نه تنها جلوی فروپاشی شوروی را نگرفت بلکه بهانه‌ای برای تسریع آن شد

به تاریخ نوزدهم آگوست 1991، تانک‌ها کرملین را محاصره کردند، تیم کودتا با اعلام وضعیت اضطراری، قدرت را به‌دست گرفت و در کنار بازداشت عده‌ای از یاران گورباچف، شخص وی را که در کریمه به سر می‌برد به حبس خانگی وادار و برای استعفای اجباری تحت فشار گذاشتند. در این میان، مردم مسکو در اعتراض به این عمل اطراف کاخ کرملین گرد آمدند و «گنادی یانایف» از رهبران کودتا مجبور شد تا کنفرانس مطبوعاتی ترتیب داده، گورباچف را در حال «استراحت» بخواند. او گفت که میخاییل گورباچف در طی این سال‌ها بسیار خسته شده و نیاز به استراحت دارد. توضیحی که نه مردم را قانع کرد و نه آن‌ها را از خیابان‌ها به خانه بازگرداند. کودتاچیان بیش از سه روز دوام نیاوردند و گورباچف با حمایت مردمی که تازه داشتند با طعم شیرین آزادی آشنا می‌شدند، به دفترش بازگشت.

کودتا نهایتن شکست خورد و برخلاف نیت طراحان‌اش، نه تنها جلوی فروپاشی شوروی را نگرفت بلکه بهانه‌ای برای تسریع آن شد. در این میان، نه گورباچف بلکه یک چهره سیاسی دیگر پیروز واقعی میدان شد. «بوریس یلتسین»، سیاست‌مداری که در دوران تصدی دبیر اولی حزب کمونیست مسکو و پس از آن، چهره‌ای مردم‌گرا از خود نشان داده بود، در روز نخست کودتا بر روی یکی از تانک‌های محاصره کننده کرملین رفت و با وجود اختلاف‌هایی که با گورباچف داشت، سخن‌رانی پرشوری در حمایت از او و مذمت کودتا ایراد کرد. تصاویر این سخن‌رانی که در روسیه و سراسر جهان به‌صورت گسترده‌ای پخش شد، به قدری او را محبوب کرد که پس از فروپاشی شوروی، با کسب 57 درصد از آرا در نخستین انتخابات ریاست جمهوری روسیه، در میان شش کاندیدا اول شود.

نخستین وارث خانه دایی یوسف

همان‌طور که اشاره شد، «بوریس یلتسین» با رای بالایی به دفتر ریاست جمهوری رفت اما این میزان حمایت از وی هرگز در سال‌های آتی تکرار نشد زیرا سهم مردم روسیه از دوران زمام‌داری او فقر، ناامنی و تحقیر ملی بود.

سیاست‌های یلتسین در روند تغییر مدل اقتصاد سوسیالیستی به اقتصاد بازار آزاد، شروع خصوصی‌سازی و آزادسازی قیمت‌ها در کنار اعطای رانت‌های اختصاصی به افراد خاص، باعث شد تا بخش اعظم ثروت ملی به‌دست عده‌ای معدود افتاده و الیگارشی جدیدی در روسیه شکل گیرد. دوران ریاست جمهوری یلتسین از لحاظ اقتصادی با معضلاتی چون رشد باندهای مافیایی، فساد مالی، رشوه‌گیری، تورم و رکود اقتصادی هم‌راه شد و از لحاظ سیاسی نیز، روسیه که وارث حقوقی اتحاد شوری شمرده می‌شد، در صحنه جهانی نفوذ و اقتدار خود را از دست داد. کشورهای غربی نیز به کمک رسانه‌های قدرت‌مندشان، با دست گذاشتن روی این موارد، دلیل تمام ضعف‌ها را نظام سوسیالیستی سابق خواندند و از حقانیت کاپیتالیسم و نظام سرمایه سخن گفتند. تهیه کنندگان فیلم‌های سطح پایین هالیوودی با ساختن کاراکتر‌های کمیک از روی شخصیت دایم‌الخمر یلتسین و فساد مالی اطرافیان وی، غرور ملی روس‌ها را هدف گرفتند و در فیلم‌های گوناگون، مردان روس را به‌عنوان اعضای مافیای مواد مخدر و اسلحه در غرب، و دختران روسی را به عنوان فاحشه‌هایی که در کشورهای گوناگون تن‌فروشی می‌کردند به‌تصویر کشیدند. با توجه به این فضا، نهایتن یلتسین پس از نزدیک به یک دهه تصدی مقام ریاست جمهوری روسیه و در آخرین روز از هزاره دوم، استعفا کرد و جای خود را به ولادیمیر پوتین (نخست وزیر وقت) داد. بوریس یلتسین در حالی کاخ ریاست جمهوری را ترک کرد که مقبولیت او از قریب به شصت درصد به هنگام تصدی ریاست جمهوری، با اُفتی سهمگین به نزدیک 2 درصد رسیده بود.

ورود روسیه به هزاره‌ی سوم با پوتین

پوتین از بسیاری جهات نقطه مقابل یلتسین بود. جدیت، دوری از الکل، آشنایی به امور سیاسی و اقتصادی و نظمی که یادگار از دوران خدمت‌اش در کا.گ.ب بود، از خصایص وی به‌شمار می‌رفت. ویژگی‌هایی که یلتسین هیچ‌کدام‌‌شان را نداشت. پوتین که تحصیلات‌ عالیه‌اش را در رشته حقوق دانش‌گاه لنینگراد (سن پطرزبورگ کنونی) گذرانده بود، پس از طی‌کردن دوره‌های اطلاعاتی و ضداطلاعاتی کا.گ.ب، مدتی مامور رصد دیپلمات‌ها و اتباع خارجی در این شهر شد، سپس پنج سال در آلمان شرقی خدمت کرد و در مقام افسر و کارشناس سازمان امنیت شوروی، با روابط بین‌الملل بیش‌تر آشنا شد. تجربه‌ای که بعدها بسیار به او یاری رساند.

از همان آغاز زمام‌داری پوتین، اقتصاد روسیه رشدی جهشی را آغاز کرد و تا 9 سال متوالی این روند صعودی ادامه یافت. افزایش تولید ناخالص داخلی و قدرت خرید، کاهش 50 درصدی فقر و رسیدن میزان درآمد ماهانه از میانگین 80 دلار در ماه به 640 دلار از ثمرات دو دوره ریاست جمهوری پوتین بود که البته درآمدهای نفت و گاز نیز در این راه به کمک وی آمد.

بسیاری از ناظران، با توجه به ایفای نقش پوتین به‌عنوان نخست وزیر در دورانی که «دیمیتری مدودف» ریاست جمهوری را برعهده گرفت، در این بازه زمانی نیز عملن وی را مرد اصلی پشت صحنه قدرت در روسیه می‌دانند.

روز بیست و چهارم سپتامبر 2011، دیمیتری مدودف رییس جمهوری وقت فدراسیون روسیه، طی یک سخن‌رانی در کنگره‌ی حزب حاکم «روسیه متحد»، توصیه کرد که این حزب ولادیمیر پوتین را به‌عنوان کاندیدای ریاست جمهوری سال 2012 انتخاب نماید. وی اضافه کرد که آمادگی تصدی مقام اجرایی را در دولت آتی پوتین خواهد داشت. این روی‌داد که در همان زمان مخالفان پوتین به آن اعتراض کردند، موجب شد تا واکنش‌هایی در قالب کمپین‌ها و تظاهرات مختلف در شهرهای بزرگ روسیه شکل گیرد. با این وجود پوتین کاندیدا شد و در انتخابات چهارم مارس 2012، با کسب 63.6 درصد آرا، دوباره به کاخ ریاست جمهوری پا گذاشت.

بدون تردید پوتین به واسطه‌ی سیاست‌هایش در قبال جمهوری اسلامی ایران و دولت‌هایی مانند «بشار اسد» مورد انتقاد شدید مردم و مخالفان دولت‌های یادشده‌است. نمونه‌هایی از این اعلام انزجار را در جریان اعتراضات مردم ایران در سال 1388 و هم‌چنین آتش زدن پرچم روسیه توسط مخالفان حکومت سوریه در ماه‌های گذشته مشاهده کردیم، اما همین فرد برای بسیاری از مردم روسیه، نجات‌دهنده این کشور از مشکلات و نمادی از اقتدار ملی است. باید دید که آیا این محبوبیت که وی را در دوازده سال گذشته در صدر قدرت نگه داشته‌است، کماکان ادامه خواهد داشت؟ تجربه نشان داده که تصدی قدرت در طولانی مدت فساد به هم‌راه می‌آورد و از میزان مقبولیت عام سیاست‌مداران می‌کاهد. حال باید منتظر بمانیم و پاسخ این سوال را ببینیم که آیا مدل پوتین-مدودف به‌عنوان شکل روسیِ دموکراسی، شناخته خواهد شد؟ یا روسیه، تزار دوران مدرن خود را نیز تجربه خواهد کرد؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,