شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
28 August 2016
زن ایرانی

«زن ایرانی، در فراز و نشیب تاریخ»

۱۳۹۱ خرداد ۰۲

سایه کوثری/ رادیو کوچه

 تاریخ ایران از ده هزار سال پیش تا دورآن‌های بعد و در واقع از ابتدای تاریخ تمدن و فرهنگ آن یعنی از حدود 10 هزار سال پیش تاکنون نشان می‌دهد که زندگی زن همیشه دست‌خوش فراز و نشیب‌های تاریخ و وضع حکومت‌ها بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هرچند حضور زنان در هنرها و صنایع نشان از حضور آن‌ها در اجتماع آن دوره دارد و آن‌چنان که آثار تاریخی نشان می‌دهد در همان دوره  بسیاری از صنایع تخصصی مانند سفال‌سازی، نخ‌ریسی، پارچه‌بافی، معماری و انبار و سیلو و کوزه‌گری بر عهده زنان بود.

در واقع از همان ابتدای ورود انسان‌ها به زندگی تمدنی روستایی و سپس شهری، زن در همه امور روزمره نقش اول را بر عهده داشته یا به‌تر گفته شود نظام ابتدایی زن سالاری بر جامعه حکم‌فرما شده، که این نظام نه تنها در تمدن عیلام بلکه در سراسر ایران حاکم بوده است. از ابتدای ایجاد فرمان‌روایی به معنی واقعی کلمه، در هزاره سوم قبل از میلاد در سلسله‌های شاهی، اهمیت مادر، خواهر و همسر کاملن نمایان و مشخص است و بر مبنای نظام مادر سالاری ابتدایی، به ارث بردن تاج و تخت بر مادر تباری استوار بوده است.

با گذر از دوران فرهنگ‌ و تمدن‌ پیش از تاریخ و با ورود به عهد تاریخی ایران، هم‌راه با مهاجرت پی در پی قوم آریایی به این سرزمین و تشکیل حکومت آریایی یکی پس از دیگری طی حدود هزار سال، تداوم اهمیت زن را به گونه‌ای دیگر مشاهده می‌کنیم و دوران مادر سالاری را پشت سر می‌گذاریم.

کتاب‌های تاریخ نشان می‌دهد که برخلاف تصور برخی در ایران باستان زن مقام ارجمندی داشت و در بسیاری از شوون زندگی با مرد هم‌کاری می‌کرد.

در ایران باستان دختر منفور خانواده نبود و پس از به دنیا آمدن جای‌گاهی یک‌سان با پسران داشت. در حالی که پسران از فنون سواری و تیراندازی و دیگر هنرهای پهلوانی بهره می‌گرفتند، دختران در کارهای خانوادگی مانند دوخت و دوز و پخت و دیگر کارهای خانه آموزش می‌دیدند و درباره اصول اخلاقی و آموزش‌های مذهبی و دیگر دانش‌ها تربیت آن‌ها یک‌سان بود و هردو به یک اندازه بهره‌مند می‌شدند.

آزادی عمل زنان تا حدی بوده که اگر دختری می‌خواست حتا برخلاف میل والدین خود با پسری ازدواج کند، پدر و مادر او نمی‌توانستند از آن جلوگیری کنند.

کتاب‌های تاریخ نشان می‌دهد که برخلاف تصور برخی در ایران باستان زن مقام ارجمندی داشت و در بسیاری از شوون زندگی با مرد هم‌کاری می‌کرد

هرچند که در ایران باستان دختران از منویات و خواسته‌های بزرگ‌تران خود پیروی می‌کردند و بیش‌تر در این‌گونه موارد سازش پیدا می‌شد ولی گاهی که پدر و مادری به دلایلی نمی‌توانستند یا نمی‌خواستند به ازدواج دخترشان با پسر دل‌خواهش رضایت دهند، موبدان حتا بدون رضایت والدین دختر به تقاضای ازدواج طبق قانون عمل می‌کردند و نارضایتی پدر و مادر نمی‌توانست مانع عقد آن‌ها شود.

زنان دانش‌مند می‌توانستند به شغل وکالت دادگستری بپردازند و حتا با بروز لیاقت بر مسند قضاوت بنشینند.

زنان ایرانی در دوران باستان از فن تیراندازی و اسب‌سواری و شمشیرزنی و دیگر هنرهای پهلوانی نیز گاه‌گاه آموزش می‌دیدند و در شکار و جنگ هم شرکت می‌کردند.

از سویی برخی منابع هم می‌گویند که حضور بسیار کم‌رنگ زنان در شواهد برجای مانده از این دوران شاهدی بر وجود نابرابری اجتماعی است. در تعداد انگشت‌شماری از شواهد ساسانی زنان به تصویر کشیده شده یا از آنان نام برده شده است.

متون حقوقی و قانونی عهد ساسانی سرشار از دستورالعمل‌ها و قوانینی است که در آن‌ها تاکید بر حفظ بقای خانواده از طریق جانشینان پسر، انتساب فرزندان به پدر، اولویت و برتری مردان در مسایل حقوقی و زنان به عنوان جنس دوم و موجوداتی تحت حمایت و در اختیار مردان که قادر به ادمه نسل و دودمان نیستند. در اوستا ویژگی‌های زن مطلوب این‌چنین برشمرده شده‌: «زن جوان درست گوهر استوار نیک نام خوش خیم خانه افروز که شرم و بیمش نیک و پدر و نیا و سالار خویش را دوست بدارد و زیبا و خوش‌اندام است بر زنان همال خویش رد است.»

این تعریف نیز آشکارا بر ویژگی‌هایی مانند فرمان‌برداری و اهمیت تبار پدری تاکید می‌کند. «خانواده پدرسالار، پدرتبار، چند زن‌گزین، گسترده و مبتنی بر زناشویی با خویشاوند بود»،  «شکل رایج ازدواج در دوران ساسانی، وصلت پادشاهی بود. زن پس از این‌که به خانه شوهر می‌رفت به عنوان مادر بچه‌ها، کدبانوی خانه تابع قدرت پدر خانواده شده و به عنوان تابع قدرت یا فرمان‌بردار خانواده جدید، تمام پیوندهای قانونی زن با خانواده قبلی‌اش بریده می‌شد. فرزندانی که از این ازدواج پدید می‌آمدند نام، ثروت و مرتبه اجتماعی پدر را به عنوان اخلاف قانونی او به ارث می‌بردند.

مراجع عهد ساسانی به علت علاقه به بقای نظام پدرتباری مقررات روشنی درباره ارث و جانشینی وضع کرده‌اند: همه خانواده‌های ایرانی از هر طبقه‌ای که بودند به استمرار خود از طریق جانشینان ذکور قانونی اهمیت می‌دادند، درصورت فقدان وارث مذکر در خانواده وظیفه وراث تعیین شده به وجود آوردن پسری برای فرد متوفی بود.

موضوع دیگری که در قانون عهد ساسانی شرح زیادی درباره آن داده شده مسئله قیمومت صغیران و زنان و خانواده‌های بدون اعضای مذکر بود. گماردن یک قیم همواره وظیفه اعضای مذکر خانواده بود و این قیم معمولن مرد بود.

در مورد جامعه ایران در عصر ساسانی شاید بتوان این نتیجه را بیان کرد که از طریق چند شوهری زن و تولد فرزند پسری که جانشین قانونی مرد به حساب می‌آمد، امکان حفظ دارایی‌ها و اموال در تبار پدری تضمین می‌شد و در واقع شکلی از انحصار و تسلط قانونی بر اموال برای اعضای ذکور خانواده حفظ می‌شد. زن در این فرایند ابژه‌ای بیش نبود، مانند یک ظرف که تنها وظیفه تولید و نگه‌داری بچه و جانشین قانونی مرد را در شکم خود دارد. موضوع دیگری که در قوانین این عهد به آن اشاره شده امکان ازدواج‌های متعدد و چند همسری برای مردان است. در حالی که در مورد زنان ازدواج‌های مصلحتی آنان به منظور تولد جانشین ذکور برای همسر اول است و به غلبه و کنترل مردان بر آن‌ها اشاره می‌کند، برای مردان احتمالن نماد منزلت و برتری است. چند زنی نمادی از منزلت اجتماعی بوده است. مردانی که بیش از یک همسر داشتند از مزایای اقتصادی و اجتماعی ویژه‌ای برخوردار بوده و مردی که قادر به چنین کاری بود پای‌گاه اجتماعی والایی را به دست می‌آورد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,