شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
01 September 2016
کوچه سیاست

«آواز ویکتور خارا، خاری بر چشم دیکتاتور»

۱۳۹۱ خرداد ۲۱

کامبیز غفوری / رادیو کوچه

مراسمی که قرار است امروز یک‌شنبه دهم ژوئن 2012 در شهر «سانتیاگو» پایتخت شیلی برگزار شود و طی آن به‌مناسبت اکران فیلم مستند جدیدی درباره «آگوستو پینوشه» (Augusto Pinochet) دیکتاتور سابق این کشور، از وی تجلیل به‌عمل آید، واکنش شدید آزادی‌خواهان شیلیایی و اعتراض گسترده‌ قربانیان دوره‌ی مخوف دیکتاتوری ژنرال پینوشه را برانگیخته است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

معترضین با اشاره به سرنوشت هزاران نفری که توسط رژیم برآمده از کودتای 1973 پینوشه، شکنجه، ناپدید و کشته شدند، اکران فیلمی در هواداری این دیکتاتور و برگزاری مراسمی در تجلیل او را باعث شرمساری دانسته و در عوض، دست‌راستی‌های طرفدار ژنرال مخوف، با اشاره به اصول آزادی بیان، از این حرکت حمایت می‌کنند. «آزادی بیان»ی که شخص پینوشه نه‌تنها بدان باور نداشت، بل‌که به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین دشمنان این اصل دموکراسی در جهان شناخته می‌شود.

کودتای سپتامبر 1973 شیلی

دنیا در دهه‌های پنجاه تا هشتاد قرن گذشته میلادی، تحت تاثیر مقررات نانوشته‌ی جنگ سرد، شکل دیگری داشت. هر یک از دو قطب درگیر تلاش می‌کردند تا حکومت‌های بیش‌تری را تحت سلطه‌ی خود قرار دهند یا رژیم‌های غیروابسته به خود را به انحای مختلف ساقط کنند و در این راه از هیچ عملی فروگذار نمی‌کردند. در این میان، مقامات ایالات متحده امریکا که در قاره جنوبی خود شاهد انقلاب‌ها و ظهور جنبش‌های چپ‌گرا بودند، نمی‌توانستند پیروزی نخستین رییس‌جمهوری مارکسیست امریکای لاتین را که در انتخاباتی آزاد و با رای مردم انتخاب شده بود تحمل کنند.

«سالوادور آلنده» (Salvador Allende) پزشک و سیاست‌مدار چپ‌گرای شیلیایی برای مردم این کشور چهره‌ای شناخته شده بود. نطق‌های او در میان طبقه روشنفکر این کشور مستمعین بسیاری داشت و در دهه‌های پنجاه و شصت نیز در انتخابات ریاست جمهوری شیلی شرکت کرده بود. وی که برای مدتی ریاست مجلس سنا را بر عهده داشت و پیش‌تر نیز سابقه خدمت به‌عنوان وزیر بهداشت و رفاه اجتماعی را در کارنامه‌ی خود ثبت کرده بود، در سال 1970، پیروز نهایی انتخاباتی تنگاتنگ در شیلی شد و به‌عنوان رییس جمهوری به «کاخ لا مونه‌دا» (La Moneda Palace) پا گذاشت.

Augusto Pinochet

آلنده برنامه‌هایی را با عنوان «گذار شیلی به سوی سوسیالیسم» (La vía chilena al socialismo) در پیش گرفت و اقدام به ملی کردن صنایع سنگین و بانک‌داری نموده، تغییراتی عمده در سیستم بهداشت عمومی و آموزش و پرورش ایجاد کرد. با آن‌که آلنده سعی داشت خود را به‌طور مستقیم رودرروی ایالات متحده قرار ندهد، پس از اجرای برنامه ملی کردن صنایع مس که از صنایع مادر شیلی محسوب می‌شد و سرمایه‌داران امریکایی نیز از آن بهره‌ی فراوان می‌بردند، واشنگتن کمک‌های خود به شیلی و اعطای اعتبارات ارزی را به این کشور قطع کرد. اتحاد شوروی هم که می‌دید شخصیت مستقل آلنده را نمی‌تواند تحت نفوذ خود قرار دهد و قادر به تحمیل سیاست‌های خود به شیلی نیست، عملن از کمک اقتصادی به دولت این کشور شانه خالی کرد.

سه سال حکومت آلنده که با فشار اقتصادی، جنگ روانی و کارشکنی مخالفان توام بود، نهایتن با کودتایی در سال 1973 به‌پایان رسید. به تاریخ یازدهم سپتامبر آن سال، نظامیان با حمایت ایالات متحده و به رهبری «آگوستو پینوشه» کاخ ریاست‌جمهوری را محاصره کردند و حکومت آلنده را که به قیمت از دست دادن جان‌اش تسلیم کودتاچیان نشد، ساقط نمودند. کودتای مذکور نه‌تنها به دهه‌ها حکومت مبتنی بر اصول دموکراتیک در شیلی پایان داد و هفده سال دیکتاتوری را بر این کشور حکمفرما کرد، بلکه به قیمت جان هزاران تن از شیلیایی‌ها تمام شد.

عاقبت کودتاچی و سرانجام یک هنرمند

ژنرال پینوشه در سال 1990 مجبور به واگذاری قدرت شد. وی که با شرط‌ منع تعقیب قضایی و سناتوری مادام‌العمر، خود را بازنشسته کرده بود، در سال 1998 طی سفری به بریتانیا به اتهام نقض حقوق بشر بازداشت شد ولی پس از یک نبرد قضایی دو ساله به شیلی بازگردانده شد. در سال 2004 یک قاضی شیلیایی به نام «خوان تاپیا» (Juan Tapia) حکم داد که وی از سلامت کافی برای محاکمه برخوردار است و او را در حبس خانگی قرار داد. پینوشه به سال 2006 و در حالی درگذشت که چندصد پرونده قضایی علیه وی به‌دلیل ارتکاب به جرایم متعددی چون نقض حقوق بشر شامل شکنجه و قتل شهروندان، اختلاس و فساد مالی و فرار از مالیات در جریان بود. پینوشه در تاریخ سیاسی جهان به‌عنوان یکی از مظاهر دیکتاتوری شناخته می‌شود.

Victor Jara

و اما در همان شیلی آشوب زده‌ی سال 1973، در نقطه‌ی مقابل کودتاچیان خون‌ریز، مردمی آزاده بودند که به‌قدرت تمکین نکردند. «ویکتور خارا» (Victor Jara) یکی از آنان بود. او شاعر، کارگردان تاتر و خواننده‌ای پرآوازه بود که به‌واسطه فعالیت‌های هنری سیاسی خود از مغضوبین اصلی نظامیان به‌شمار می‌رفت. صبح روز پس از کودتا، ویکتور خارا را بازداشت کردند و به استادیومی بردند که تبدیل به مکانی برای بازداشت هزاران تن از مخالفان شده بود. ویکتور را کتک زدند و شکنجه کردند، دنده‌ها و دستان او را شکستند و در حالی‌که به‌‌روی زمین افتاده بود، به طعنه از وی خواستند که با دستان شکسته گیتار بزند و بخواند. خارای نیمه‌جان، در میان بهت نظامیان شروع به خواندن قسمتی از آهنگ معروف «ما پیروز خواهیم شد» (Venceremos) کرد. دوباره به او حمله کردند و به ضرب و شتم‌ وی پرداختند. صبح روز شانزدهم سپتامبر، پیکر بی‌جان هنرمند با 44 گلوله در بدن بر سنگ‌فرش خیابان‌های سانتیاگو در خون خود غرق بود. آن استادیوم که با صدای آواز Venceremos پر شد، سه دهه بعد به اسم «ویکتور خارا» خوانده شد و نام او امروز الهام‌بخش میلیون‌ها نفر در امریکای لاتین و سراسر جهان است.

شیلی، چهل سال پس از کودتا

از سال 1990 که ژنرال پینوشه قدرت را ترک گفت و شیلی به دموکراسی بازگشت، تا بیست سال دولت‌های راست‌گرا نتوانسته بودند در این کشور قدرت را به‌دست گیرند. پیروزی «سباستین پینه‌را»(Sebastian Pinera)  در انتخابات سال 2010 که از سوی ناظران سیاسی چرخش به راست شیلی لقب گرفت، زمینه را برای تحرک مجدد طرف‌داران پینوشه باز کرد.

«خوآن گونزالز» (Juan Gonzalez) رهبر تشکیلاتی موسوم به یازدهم سپتامبر (گروهی متشکل از افسران پیشین ارتش که به هواداری از دوران پینوشه معروف‌اند)، با اشاره به اکران مستند جدیدی درباره دیکتاتور سابق می‌گوید که «پینوشه صلح و آزادی برای کشور به ارمغان آورد و با تروریسم مقابله کرد.»

این اظهارات، واکنش خانواده‌های قربانیان و فعالان حقوق بشری را برانگیخته است. آنان نگران تحریف تاریخ و وارونه نشان دادن آن برای نسلی هستند که دوران سیاه پینوشه را به‌چشم ندیده‌اند، گرچه به‌نظر می‌رسد که در مورد فوق، حقایق آن‌چنان آشکار و برهنه‌اند که استفاده از پروپاگاندای تبلیغاتی هم نتواند از دیکتاتوری چون پینوشه، تصویری مثبت بسازد، چه رسد به آن‌که او را در میان انسان‌های صلح‌طلب و آزادی‌خواه به افکار عمومی تحمیل کند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,