Saturday, 18 July 2015
26 January 2021

«جوابیه میرحسین موسوی به آیت‌اله نوری همدانی»

2010 January 07

رادیو کوچه

میرحسین موسوی، نامزد معترض انتخابات ریاست جمهوری در نامه‌ای سرگشاده به 4 پرسش آیت الله نوری همدانی پاسخ داد. گفتنی است آیت الله نوری همدانی در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل ناجای کشور، هم‌چنین با طرح 4 پرسش از آقای موسوی، خواستار ارائه پاسخ‌های روشن به این سوالات شد.
به گزارش پارسینه، متن این نامه بدین شرح است:
حضرت آیت اله نوری همدانی
سلام علیکم
ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین بن علی علیهما السلام، سخنان اخیر شما و سوالاتی که به تازگی در جمع خاصی خطاب به اینجانب مطرح فرموده اید ملاحظه شد.
در ذیل پاسخ‌هایی هرچند کوتاه و خلاصه اما دربرگیرنده پاسخ‌هایی به پرسش‌های مذکور بیان می‌گردد.
امید آنکه خداوند همه ما را به احسن السبیل هدایت فرماید.
سوال: «شما خودتان را پیرو و دنبال رو خط امام راحل و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی معرفی می‌نمایید، چرا در مقابل شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» هواداران‌تان در راهپیمایی روز قدس هیچ عکس العملی را بروز ندادید؟»
پاسخ: اول این‌که گویا دفتر جنابعالی، اجازه مطلع شدن شما از سیر تحولات را نمی‌دهند و یا تنها در کانال‌ها و بولتن‌هایی که خود تشخیص می‌دهند منحصر می‌کنند.
اینجانب در بیانیه ای که پس از روز قدس صادر کردم از سر دادن چنین شعارهایی تبری جستم و از هواداران راه نورانی امام خمینی و جنبش سبز ملت ایران نیز خواستم از سر دادن چنین شعارهایی خودداری کنند.
اینجانب همان طور که اعتقادات مذهبی، روحیات، عملکرد و سوابقم اثبات می‌کند دشمن رژیم منحوس صهیونیستی بوده و هستم اما همان گونه که بارها در مناظره ها و بیانیه ها نیز تأکید نمودم، معتقدم به جای برخورد با معلول ها باید به سراغ علل رفت و آنها را درمان کرد. باید از خود بپرسیم که چه کار کرده ایم که مردمی که تا کنون چنین شعاری سر نمی داده اند اکنون در راهپیمایی های پیاپی خود، چنین شعارهایی را سر می دهند؟ بعید می دانم کسی به خاطر انتقاد میرحسین موسوی از عملکرد دولت چنین شعاری را سرداده باشد.
به نظر من اگر علت درمان شد، معلول هم درمان می‌شود. یعنی اگر به همان اندازه که دل مسوولان کشور برای قربانیان وهابی و حنبلی در نوار غزه می‌سوخت برای شیعیان امیرالمومنین علیه السلام و عزاداران حضرت سیدالشهداء علیه السلام می سوخت و از ریخته شدن خون پاکشان به درد می آمد و جلوی آن را می گرفتند کسی به خود اجازه طرح چنین شعارهایی را نمی داد.
سوال: «چرا باید رهبران و گردانندگان فرقه سبز در مقابل شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سکوت کنند؟»
پاسخ: طبق معمول به نظر می رسد اطلاعات دریافتی شما سانسور شده است زیرا اینجانب در اولین فرصت، بیانیه‌ای صادر کرده و از این شعار ابراز برائت کردم و از مردم خواستم از سر دادن این شعار نیز خودداری کنند. این کاری بود که از دست اینجانب بر می آمد. جنابعالی اگر راه دیگری سراغ دارید بفرمایید تا من از طریق آن از این شعارها ابراز انزجار کنم.
فرموده اید که «شعار جمهوری ایرانی، شعاری است که رضاخان و پسرش مرتب سر می‏دادند و اسلام نخستین رکن این نظام است و این نظام بدون اسلام هیچ معنا و مفهومی ندارد.»
البته آن طور که امام خمینی  به ما آموختند رضاخان و پسرش به دیکتاتوری و خون آشامی اعتقاد داشتند نه به نظام جمهوری، چه رسد به این که این جمهوری اسلامی باشد یا ایرانی. در ضمن اینجانب نیز به شدت اعتقاد دارم که نظام بدون اسلام هیچ معنا و مفهومی ندارد و همه حتماً باید به قانون اساسی که این نکته در آن مورد تأکید قرار گرفته است پایبند باشیم.
سؤال: «طرفداران شما در شهر مقدس قم و همچنین تهران و شهرهای دیگرشعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» را سر دادند؛ اگر شما واقعا پیرو خط امام و در زمره دوستداران ایشان هستید، چرا آنان را متوجه اشتباه و غفلتشان نمی کنید؟»
پاسخ: اولن تمامی کسانی که در تجمعات اعتراض آمیز شرکت می کنند ضرورتن  پیروان راه امام خمینی و هواداران اینجانب نیستند و ممکن است فرصت طلبانی نیز پیدا شوند که با قاطی شدن با این تجمعات، شعارهای خاص خود را سر بدهند.
در ثانی  نه تنها اینجانب بلکه دیگر بزرگواران فعال در نظام و مردم، وظیفه ندارند پاسخگوی شعار هر شخصی با هر منش و اعتقادی که در هر گوشه کشور هر نوع شعاری سر می دهد باشند زیرا اگر من و شما بخواهیم پاسخگوی هر موضوع و شعار و دست نوشته و دیوارنوشته و پارچه نوشته و روزنامه و سایت و وبلاگ و مقاله و غیره ای در هر گوشه کشور باشیم 24 ساعت که هیچ، تمام عمر ما هم کفاف واکنش به این قبیل امور را نخواهد داد.
سؤال: «شما می گویید که هیچ ارتباط و رابطه ای با بیگانگان ندارید اما همگان می دانند که آن‏ها چقدر از شما در رسانه های خود تعریف و تمجید می کنند؛ پس چرا راه خود را از آنان جدا نمی کنید؟»
پاسخ: همچنان تأکید می کنم که هیچ ارتباط و رابطه ای با بیگانگان ندارم و در این راه حاضرم علناً و در برابر مردم با سوگند به قرآن، این مطلب را اثبات کنم مگر آنکه آقایان، اعضای دفتر و مشاوران اینجانب را «بیگانه» قلمداد کنند. اینکه چرا رسانه های بیگانه از اینجانب تعریف و تمجید می کنند به من ارتباطی ندارد. ما مکلف به عمل به تکالیف شرعی و قانونی خود هستیم و از امام امت آموخته ایم که تمجید یا توهین دیگران، اثری بر راه و رفتار ما و انجام وظایف الهی و ملی ما نداشته باشد.

در ضمن اینجانب اعتقاد دارم ضرورتاً هر شخصی که مورد تمجید رسانه های خارجی قرار بگیرد، شخص پلیدی نیست. مگر نه اینکه افتخار ما و شما این است که خلیفه دوم و معاویه بارها از امیرالمؤمنین علی صلوات الله و سلامه علیه تعریف و تمجید کرده و می گفتند لو لا علی لهلک فلان.

مگر نه آنکه در صحاح سته و حتی بسیاری از کتب وهابیت، هزاران نکته در مدح علم و تقوا و مراتب عالیه علی علیه السلام نقل شده است که جنابعالی بیشتر از من و امثال من به آن واقفید. آیا چنین تمجیدهایی  بیانگر خباثت شخص مورد تمجید است؛ معاذالله که اگر چنین اعتقادی داشته باشیم از دایره دین مبین اسلام خارج خواهیم بود.

چه بسا رسانه های بیگانه، ویژگی هایی چون حمایت از آزادی بیان، منطق، ادب، صلح دوستی، ارتباط دوستانه با سایر ملل و دیگر خصوصیات را در جنبش سبز ملت ایران دیده اند که از آن تمجید می کنند کما اینکه دشمنان علی علیه السلام، نمی توانستند منکر ویژگی های الهی و انسانی آن مرد بزرگ شوند و به آن در کتب و دیگر رسانه های آن روز نیز اذعان و اعتراف کرده و برای تاریخ به یادگار گذاشته اند.

قبول دارم که باید در حمایت بیگانگان از خود شک کرد اما اگر تمامی بخواهیم تمامی این قبیل حمایت ها را مشکوک به شمار آوریم باید حمایت های آمریکا از دوستان ما در منطقه و کشورهای اسلامی مانند حمایت های آمریکا از مجلس اعلای اسلامی عراق، حزب الدعوه الاسلامیه و بسیاری دیگر از گروه هایی که با صدام و القاعده و طالبان جنگیده اند، مورد تشکیک و تردید جدی قرار گیرد در حالی که به هیچ وجه چنین نیست، بلکه حمایت آمریکا و اروپا از این گروه ها که اتفاقاً از صمیمی ترین حامیان و دوستان ما در منطقه هستند به این دلیل بود که با دیکتاتوری دیکتاتورها و خشونت تروریست ها و خشونت طلبان می جنگیدند و نه صرفاً به خاطر اینکه عقاید مذهبی و رفتارهای انقلابی آنان، مورد تأیید آمریکا بوده است.
خداوند همه ما را به راه صحیح اسلام ناب محمدی هدایت و در فرج حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تعجیل فرماید.
والسلام علی من اتبع الهدی
میرحسین موسوی
16 دی ماه 1388

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , 

۱۰ Comments


  1. رضا
    1

    این مواضع مهندس میر حسین موسوی برای تمام مخالفینش اظهر من الشمس است آنها میدانند از میر حسین صادق تر و سالم تر در ایران پیدا نمی کنید اما ظاهرا آقایان باید با این مواضعشان نقش تاریخی خود را بر علیه منافع ملت به اثبات برسانندو نامه اعمال منفی خود را در درگاه الهی سنگین کنند


  2. ebi
    2

    نوری همدانی تا سال ۸۸ به خدا مرجع تقلیدم بود ولی دیگر نیست

  3. 3

    این نامه تکذیب شده و صحت ندارد ود ر میان خبر گزاریها فقط پارسینه آن را منتشر کرده است


  4. e
    4

    این جوابیه شایعه است . سایت کلمه این نامه را منتشر نکرده . اصلا نوری همدانی کی هست که میر حسین به اون نامه بده .
    خواهشا این مطلب را از سایت پاک کنید
    —-
    رادیو کوچه:
    با تشکر از حساسیت شما
    همان طوری که می بینید این نوشته در بخش شایعه رادیو است
    هددف رادیو در هر حال مطلع کردن مخاطبان از انچه که مطرح می شود است حتا در قالب یه شایعه
    سپاس


  5. arash
    5

    این نامه جعلی هست. نه توی سایت کلمه حرفی از جوابیه اقای موسوی هست.نه خبرنامه راه سبز جرس تایید کرده.این هم طرفندی از کودتاچی ها است که بین طیف های مختلف جنبش سبز ایران تفرقه بندازه.سبز ها هوشیار باشید.


  6. وحید
    6

    سلام
    یه روز تو نجف چند نفر از علما نشسته بودند در بین این علما چند تا از طلبه ها هم حضور داشتندیکی از طلبه ها در مورد یکی از علمای حاضر صحبت تندی کرد و رفت
    یکی از علما گفت به خدا او به خاطر این حرف جوانمرگ می شود .
    آن طلبه در سن ۲۷ سالگی درگذشت این رو برای اون عزیزی گفتم که خیلی راحت آقای نوری همدانی رو کوچک میشمره توهین به شخصیت های هردو طرف کار درستی نیست اختلاف سلیقه و علایق دلیل بر بی احترامی به هم نیست


  7. وحید
    7

    یه مسئله دیگه اینکه هیچ آدم عاقلی آخرتش رو به افراد دنیا نمیفروشه حکم مسلم شرعی میگه تنها در صورت مردن مجتهد ویا جنون اون میشه مرجع رو عوض کرد وگرنه مقلد نمیتونه بواسطه یک سخنرانی سیاسی مرجعش رو عوض کنه حالا مرجع هر کی میخواد باشه من جای تو بودم خودم رو وارد این مسائل که آخرتم رو به باد میده نمی شدم آقا
    ebi


  8. مریم
    8

    ببینم مگه میر حسین مرده که شما از قولش شایعه درست میکنین که مثلا سایتتون رو تعداد بیشتری ببینن ؟؟؟؟ اگه زبون داره و جرات خودش بیاد جلو و حرف بزنه و جواب بده!!


  9. رس÷ینا
    9

    آقای وحید عوض کردن مرجع تقلید هیچ مشکل شرعی ندارد چون در انتخاب مرجع تقلید بیان شده که فرد باید اعلم ترین مجتهد را با تصمیم خودش و البته شخصی انتخاب کنه و اگر زمانی مجتهد دیگری را اعلم تر دانست باید مجتهد دوم را انتخاب نماید! در ضمن تمام شعار امام این بود که دین از سیاست جدا نیست؟ به نظرت این حرفت تناقض با مکاتب اسلام نیست