Saturday, 18 July 2015
12 December 2019
محمد مصطفایی:

«شکایت علیه رهبر جمهوری اسلامی و رسالت‌های رضا پهلوی»

2012 June 14

محمد مصطفایی / وکیل دادگستری
مقدمه: علاقه ای به بازی های بیهوده سیاسی که انتهایش یاس و ناامیدی باشد، ندارم و سعی می کنم در همان حوزه فعالیت خود، تلاش کنم و به امور حقوقی بپردازم هر چند امور حقوقی پیش رو و به خصوص موضوعات حقوقی بشری که بر آنها متمرکز هستم تافته جدای از سیاست نیستند.
انگیزه نوشتن این وجیزه به دو دلیل عمده است:
نخست اینکه در رابطه با اعلام شکایت از آقای سید علی خامنه ای نقش داشته و در کنفرانس مطبوعاتی که در پاریس در این خصوص برگزار شد به همراه آقای رضا پهلوی و دو قربانی نقض حقوق بشر، شرکت کرده و از طرح شکایت علیه آقای خامنه ای حمایت نمودم و  متعاقب آن در نگارش شکایت و جمع آوری اسناد به عنوان یک حقوقدان با آقای پهلوی همکاری نمودم .
و دوم  اینکه به دلیل مسولیت حرفه ای که بر عهده دارم و اینکه می بایست پاسخگو باشم، با نگارش این یادداشت سعی در برطرف نمودن ابهاماتی که پیرامون این موضوع ایجاد شده است نمایم. احتمالا امکان دارد مسایلی از قلم افتاده باشد و ابهامات برطرف نگردد که باز هم در صورت وجود ابهام خود را پاسخگوی شما می دانم.
پیش از شروع سخن انتقاد شدید می نمایم نسبت به افرادی که تاب تحمل کوچکترین انتقاد را ندارند. چه این افراد مدافعین و همراهان رضا پهلوی باشند و چه مخالفین ایشان. بارها گفته ام که وکیل مستقلی هستم و از موضع سیاسی هیچ فردی تا به حال دفاع نکرده ام و تا زمانی که در داخل کشورمان به یک نظام سیاسی دموکراتیک دست نیابیم ـ نفیا و اثباتا ـ اظهارنظری نخواهم کرد. اما همه افراد و گروهها برای من محترم هستند و آرزو می کنم روزی برسد که همه ما ایرانی ها و نیز احزاب و گروههای سیاسی تحمل نشستن دور یک میز را برای داشتن کشوری با نظام دموکراسی و آزادی بیان و اندیشه و احترام به حقوق بشر داشته باشیم.
معتقدم انتقاد حق هر فرد است و به هیچ نحوی از انحا نمی توان این حق ارزشمند را سلب کرد. سلب حق انتقاد یعنی سلب دموکراسی و آزادی بیان و سلب دموکراسی و آزادی بیان یعنی دیکتاتوری و دیکتاتوری یعنی زیر پا له کردن حقوق انسان ها. حقوق انسان هایی که هیچ پشتوانه ای ندارند و شمشیر قدرت بالای سر  آنهاست. به همین دلیل و هزاران دلیل موجه دیگر نمی پذیرم که احدی حق انتقاد را سلب کند. پس هر کسی حق دارد از من و از هر کس دیگری انتقاد کند و نمی بایست به دلیل تجربه ای تاریخی که داریم از یک فر بت بسازیم و یک عمر زیر شمشیر این بت، آه و ناله کنیم و تلاش کنیم تا بتی دیگر علم نماییم.
شروع شکایت علیه آقای خامنه ای و راهکارهای حصول به نتیجه
بنده نیز همانند بسیاری از وکلای دیگر و نیز فعالان حقوق بشر یکی از جمله افرادی هستم که از نزدیک جنایاتی که علیه هموطنانم  توسط برخی از مسولین جمهوری اسلامی به رهبری آقای خامنه ای صورت گرفته بود را لمس نمودم و احساس بر آن داشتم و دارم که می بایست به خواهر و برادرانم که قربانی قدرت ظلم و جور شده اند یاری رسانم به همین دلیل در لباس وکالت تمام تلاش خود را در این راه به کار بستم و در نهایت هم قدرت بر تلاش های من حاکم شد. هر چند در فعالیت هایم به موفقیت های چشم گیری دست یافتم اما این موفقیت ها که عمدهتا با تلاش و کوشش فعالین حقوق مدنی و سیاسی صورت گرفت در مقابل جنایاتی که مسولین جمهوری اسلامی اعمال می کنند به چشم نمی آید. حال نیز در تبعید به سر می برم و وظیفه خود می دانم به هر نحوی از انحا باز هم پشتیبان قربانیان نقض حقوق بشر باشم. به همین دلیل یکی از کارهایی که می شد و می شود به انجام رساند مطرح کردن پرونده جنایت علیه بشریت علیه مسولین جمهوری اسلامی است. در این راستا گمان داشتم که با توجه به سابقه تاریخی آقای رضا پهلوی می توان قدم های مثبتی در این راه برداشت البته این عقیده بدون تامل و تحقیق نبوده است و مدتی نیز در خصوص عقاید آقای پهلوی تحقیق نمودم.
در اینجا لازم به توضیح است که همانطور که گفته ام و می گویم، بنده هیچ رابطه سیاسی با شخص ایشان ندارم و احتمال دارد در مواردی با برخی از عقاید ایشان و نیر همراهان ایشان مخالفت داشته باشم هر چند این احتمال نسبت به دیگران هم وجود دارد چرا که می دانم جلوی قدرت فردی را می بایست گرفت و در اصل می بایست و ضرورت دارد که قدرت در دست مردم یک کشور باشد  و هر کسی بتواند در پیشرفت کشورش نقش داشته باشد.
در خصوص مطرح نمودن شکایت، در اواخر سال گذشته چندین بار جلساتی با تعدادی از دوستان و مشاوران آقای پهلوی که در رابطه با یحث شکایت نقش داشتند برگزار شد و آقای پهلوی نیز در دو جلسه از این جلسات شرکت و اظهارنظر نموند. نظرات آقای پهلوی، انصافا معقول و منطقی بود و  نشان می داد که هدفش انجام یک خدمت برای جامعه ایرانی است به همین دلیل مصمم در حمایت از این طرح بودم. اما نظرات برخی از مشاوران ایشان نظراتی سطحی و بسیار غیر معقول و غیر منظی بود.
بنده به عنوان حقوق دان مکلف بودم که نقاط ضعف و قوت شکایتی که قرار بود علیه آقای خامنه ای مطرح گردد را در جلسه بیان کنم. به خوبی می دانستم و می دانم که طرح شکایت از رهبر یک کشور، عملی سهل و عادی نیست. پیش از اینکه بخواهم در این راه همراه باشم پیرامون اعلام جرم علیه یک کشور و یا احدی از مسولین یک کشور تحقیقات بسیاری کرده و با مطالعه کافی وارد جلسات می شدم چرا که می دانستم هر اظهارنظری در این مورد نمایم افراد فهیم و حقوق دانی هستند که من را زیر ذره بین آگاهی خود قرار دهند به همین دلیل تلاشم این بود که با پشتوانه علمی و تحقیق قوی در جلسات شرکت کنم.
وقتی موضوع شکایت علیه آقای خامنه ای مطرح شد، به گروهی که پیرامون این موضوع فعالیت می کردند، درخواست یک جلسه فوری کردم و خواستم که توضیحاتی را داده باشم تا در آینده مشکل و مانعی برای عملی که قرار بود انجام شود ایجاد نگردد.
جلسه تشکیل شد و بنده به مدت حدود یک ساعت در این جلسه به بررسی شکایت علیه آقای خامنه ای پرداختم. خلاصه سخنم این بود که این شکایت دارای دو جنبه است که هر کدام از این جنبه های لازم و ملزوم یکدیگر بوده و دارای ارزش و اعتبار خاص هستند و نمی توان به راحتی از کنار آنها گذشت که عبارت بودند از جنبه حقوقی و جنبه سیاسی قضیه. برای من به هیچ عنوان جنبه تبلیغاتی مهم نبود چرا که بهترین تبلیغ و اعتبار این بوده است و می باشد که این شکایت به سر منزل برسد.
توضیح دادم، کار حقوقی کار بسیار سنگینی است، زمان و انرژی بسیاری می بایست صرف این موضوع کرد. لازم است تیمی از حقوقدانان ایرانی و در صورت لزوم بین المللی تشکیل شود و آنها مدتی با یکدیگر مشورت کنند و شکایت را مرقوم نمایند. ما قرار نبود که گزارشی به سازمان ملل ارائه دهیم چرا که سازمان ملل دارای گزارشگران ویژه هست که به صورت کاملا دقیق و موثق در خصوص موارد خاص به صورت مورد یا عمومی پیرامون وضعیت حقوق بشر در یک کشور گزارش تهیه می کنند و به سازمان ملل ارائه می نمایند. کار ما یک شکایت رسمی بود که یک طرف این شکایت فرزند آخرین پادشاه ایران بوده است.  بعدها حدود دو ماهی وقت صرف کردم و  در حد توانم شکایتی آماده کردم و به گروه دادم و آنها نیز با کمک حقوقدانان دیگر این شکایت را تکمیل کردند.
اگر حقیقت را بخواهید، ما دلایل و مدارک بسیار زیادی در رابطه با جنایت علیه بشریت نسبت به مسولین جمهوری اسلامی ایران داریم و به عبارت دیگر از لحظا حقوق هیچ مشکلی در رابطه با اثبات این جرم وجود ندارد. خوشبختانه مدافعین حقوق بشر ایرانی در سالهای گذشته بسیار فعال تر از مدافعین حقوق بشر در کشورهای دیگر بوده اند. به عنوان مثال شما نمی توانید در کشورهای دیگر یک مرکز اسناد حقوق بشر به قدرت مرکز اسناد حقوق بشر ایرانی بیابید یا سایت هایی که فعالیت های حقوق بشری می کنند، بسیار موثق بوده و هر کدام از آنها دلیلی موثق و قابل اثبات برای احقاق حقوق شهروندان ایرانی محسوب می گردند به همین دلیل از لحاظ حقوق اسناد مثبوت در رسانه ها ـ چه رسانه های رسمی در داخل ایران و چه رسانه های غیر رسمی ـ منابع بسیار خوبی برای اعلام شکایت و پیگری شکایت جنایت علیه بشریت به حساب می آیند.
در جلسه فوق توضیح دادم که نباید این کار را کار سهل و راحتی بیانگاریم و صرفا به عنوان یک حربه تبلیغاتی از آن استفاده کنیم. باید کاری قوی و با قدرت و با پشتوانه حقوقی قابل اثبات ارائه دهیم که در این مورد نقصی وجود نداشت. انصافا آقای رضا پهلوی با دقت به سخنانم گوش می دادند و به نکاتی اشاره کردند که سخنان من را تایید می نمود. ایشان هم موفق این موضوع بودند و گفتند مهم این است که کار به درستی انجام شود و حداکثر این است که بحث اعلام شکایت را فعلا معلق می کنیم تا شکایت تنظیم شود . شکایتی که قابل استماع باشد.
این قسمت از طرح شکایت به عهده اینجانب و کسانی که کار حقوقی می کردند بود و در این مورد تا جایی که در توان داشتم وقت صرف کردم و کوتاهی ننمودم چرا که خود قربانی بودم و هستم و به عینه دیده بودم و شاهد بودم که چطور مسئولین جمهوری اسلامی جنایت و خیانت می کنند.
اما جنبه دوم، که از جنبه اول مهم تر است. جنبه سیاسی شکایت بوده است.
این پرونده قابلیت طرح در دادگاه بین المللی کیفری را ندارد، مانند پرونده سوریه که دادگاه کیفری بین المللی هیچ دخالتی نمی تواند در رابطه با جنایات بشار اسد نماید و می بایست شورای امنیت پرونده ای را تشکیل داده و همراه با گزارشی که مثبت ارتکاب جرم جنایت علیه بشریت است به دادگاه کیفری بین المللی ارجاع نماید. در این صورت است که می توان به نتیجه پرونده امیدوار بود.
اما شورای امنیت یک نهاد زیر مجموعه سازمان ملل است که کاملا حنبه سیاسی دارد. تمام تصمیم گیری های که در این شورا صورت می گیرد سیاسی است. بنابراین نیاز بوده است که یک قدرت سیاسی وارد این پرونده شود و این پرونده را به نتیجه برساند. این قسمت کار بسیار مشکل و بیشتر اوقات به دلیل روابط سیاسی که دولت ها دارند غیر ممکن است. ملاحظه می فرمایید که در سوریه دهها هزار نفر به قتل رسیدند، در مورد پرونده سوریه هم شورای حقوق بشر سازمان ملل و هم دادگاه کیفری بین الملل و بسیاری از صاحب نظران عقیده دارند که عمل بشار اسد جنایت علیه بشریت است و در این رابطه اتفاق نظر وجود دارد. اما شورای امنیت تاکنون نخواسته است جنایات آقای بشار اسد را در غالب جنایت علیه بشریت بگنجاند و به دادگاه کیفری بین املل ارجاع نماید و مانع جنایت های بشار اسد شود. البته این احتمال هم وجود دارد که این عمل تمرین یا آزمایشی باشد تا حکومتی بدون دخالت ناتو برکنار گردد که تجزیه و تحلیل این موضوع در این وجیزه نیست، اما علت اصلی اینکه شورای امنیت از تشکیل و ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آقای بشار اسد طفره می رود و استنکاف می ورزد، صرفا عدم موافقت دو عضو دایمی شورای امنیت یعنی روسیه و چین که از بد حادثه از دوستان صمیمی و نزدیک اران نیز می باشد، است. به نوعی حمایت اصلی ایران باعث گردید تا چین و روسیه این موضوع را بایکوت کنند.
نتیجه اینکه این جنبه کار راحتی نیست و بارها در مصاحبه ها و نوشته های خود به این موضوع اشاره کرده ام اما نادیده نگیرم که کار نشدنی هم نیست. کاری است که با اتجاد و اقدامی با پشتوانه گروهی قابل هدایت و انجام است و آقای پهلوی نیز به دلیل سابقه سیاسی و تاریخی که دارند می توانستند و می توانند که در این مورد نقش مهمی را ایفا کنند. چرا که ایران با کشور سوریه قابل قیاس نیست در ایران جنگ داخلی صورت گرفته است و اگر شورای امنیت پیش از جنگ داخلی اقدامی مثبت انجام می داد و در آن زمان دخالت می کرد تا حال خون هزاران نفر جاری نمی شد. در مورد ایران هم در حال حاضر زمان بسیار مناسبی برای لابی کردن و مذاکره است، چرا که دلایل بسیار قوی بر جنایت علیه بشریت وجود دارد، جنگ داخلی نیست و فضا، فضای مطلوبی برای رسیدگی به این پرونده است که در زیر خواهم گفت چطور می شود چنین کاری را به سرانجام رساند.
اما رسالت و تکالیف آقای پهلوی 
آقای رضا پهلوی تا جایی که اطلاع دارم در ماههای گذشته به دو نکته و کار سیاسی اشاره کرده اند. یکی از آنها بحث شکایت کیفری جنایت علیه بشریت علیه رهبر جمهوری اسلامی است که البته پیش تر هم گروهها و افرادی بوده اند که چنین عملی را انجام داده بودند و دیگری تشکیل شورا یا کنگره ملی است. البته در آخرین گفتگویی که با یگدیگر داشتیم قرار بر این بود که تیمی هم تشکیل شود تا در رابطه با تدوین قانونی جامع و کامل به عنوان قانون اساسی تحقیق کنند که چون این موضوع مطرح نشده است و مقدمه آن تشکیل شورای ملی است، در زمره رسالت ها و تکالیف  ایشان نیز نمی گنجد.
رسالت اول ـ در خصوص شکایت کیفری علیه آقای خامنه ای همانطور که به صورت مشروح به نظر گرامیتان رساندم، هیچ مشکل حقوقی وجود ندارد و تنها کاری که می ماند پیگیری های سیاسی است. پیگیرهای سیاسی هم دارای سیاست های خاص خود است. ما در رابطه با شکایت کیفری با آمریکا و اروپا مشکل چندانی نداریم و در سازمان ملل نیز فضا برای طرح شکایت مناسب بوده است. مشکل اصلی دو دسته کشورها هستند که مانع اصلی بر سر راه این شکایت محسوب می شوند، یکی کشورهای اسلامی است که با ایران رابطه نزدیک دارند و اینگونه شکایت های به حکومت آنان نیز احتمالا لطمه وارد می کند که البته به دلیل منزوی بودن ایران شرایط برای مذاکره با این دست از کشورها باز است. و دیگری کشورهای چین و روسیه هستند که بزرگ ترین مانع برای ادامه پروسه شکایت مطرح می گردند. البته تا این لحظه بنده اطلاع ندارم که این شکایت آیا در سازمان ملل و در شورای امنیت ثبت شده است یا خیر؟ و اطلاعی هم ندارم که این شکایت در حال حاضر توسط چه مقامی یا فردی مورد بررسی قرار می گیرد. آیا این شکایت به دست دبیر سازمان ملل یا رییس شورای امنیت رسیده است یا خیر؟ و اگر رسیده است چرا تاکنون هیچ پاسخی ـ نفیا یا اثباتا ـ  به این شکایت نداده اند. این قسمت از کارها به عهده بخش حقوقی نبوده است و قرار بر این بوده که آقای پهلوی در این مورد پیگری کنند. مضاف به اینکه مسافت محل اقامت بنده تا محل استقرار سازمان ملل این اجازه را نمی دهد که بتوانم پیگری کنم. اما آقای پهلوی به دلیل وجه سیاسی شان و اینکه مسافت محل اقامتشان با سازمان ملل طولانی نیست، به راحتی می توانند پیگیری کنند. ایشان به راحتی می توانند با کشورهای اسلامی و چین و روسیه مذاکره و لابی کنند و نظر آنها را به موضوع شکایت علیه بشریت جلب نمایند. اینکه آیا ایشان تاکنون چنین اعمالی را انجام داده اند یا خیر؟ بنده بی اطلاعم
تاکید می کنم و یقین دارم که این شکایت در صورتی که به درستی و عمیق پیگیری شود و منحصر به تبلیغات در رسانه های فارسی قرار نگیرد، در نهایت موفقیت آمیز خواهد بود و اگر صرفا به موضوع تبلیغات بسنده شود، نه تنها شکایت به جایی نمی رسد بلکه انگیزه طرح شکایت از دیگران نیز گرفته خواهد شد هر چند یقین دارم این انگیزه نباید به هر قیمتی از بین رود. همه کسانی که قدرتی دارند و می توانند از قدرتشان برای به محاکمه کشاندن مسولین جمهوری اسلامی استفاده کنند، نمی بایست انگیزه خود را از دست دهند و لازم است از قدرتشان بهترین بهره را ببرند که یقین دارم چنین هم خواهد شد.
اما رسالت دوم که می تواند پشتوانه خوبی برای انجام رسالت اول باشد تشکیل و تاسیس شورا یا کنگره ملی است. به نظر بنده آقای پهلوی چنانچه بتوانند تمام گروههای سیاسی را دور یک میز جمع کنند و به یک هدف و نتیجه واحد دست یابند و به این نحو گروهها به یک اتحاد برسند، آن وقت می توان امیدوار بود که می توان در ایران یک کشور با نظام دموکراتیک ایجاد کرد. این رسالت صرفا رسالت آقای پهلوی نیست و بر دوش همه سیاسیون قرار دارد که تکبر و غرور را کنار گذارند و دست اتحاد به یکدیگر دهند. این اتحاد باعث می گردد تا نه تنها شکایت به یک سرانجام خوبی برسد بلکه باعث می گردد تا جهانیان به این گروه اعتماد کنند و ایرانیان داخل ایران نیز با امید مضاعف دست به نافرمانی اجتماعی و مبارزه سیاسی علیه ناقصین حقوق بشر زنند.
با سپاس

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,