شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
کوچه سیاست- «روژه گارودی»

«فیلسوف سرگردان، عاقبت آرام گرفت»

۱۳۹۱ خرداد ۲۹

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

زندگی پرفراز و نشیب «روژه گارودی» (Roger Garaudy)، فیلسوف فرانسوی که نظریات متفاوت و بحث‌انگیز وی واکنش‌های گوناگونی را در مجامع روشن‌فکری شرق و غرب به‌دنبال داشت، یک ماه پیش از آن‌که تولد 99 سالگی‌اش را جشن بگیرد، پایان یافت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

او که از پدری آتئیست (خدا ناباور) و مادری کاتولیک به دنیا آمد، در چهارده سالگی پروتستان شد، پس از جنگ جهانی دوم به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد، مدتی بعد به کلیسای کاتولیک بازگشت و نهایتن در سن هفتادسالگی به اسلام ایمان آورد. اما آن‌چه موجب معروفیت بیش‌تر او در میان مسلمانان شد، نه ایمان آوردن وی، بلکه انتشار کتاب‌های جنجالی‌اش درباره صهیونیسم و نفی هولوکاست بود.

روژه گارودی میان فلسفه و ایمان

روژه گارودی در سال 1913 به دنیا آمد و همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، در چهارده ‌سالگی سرکشی خود را نشان داده، مذهب پروتستان را اختیار کرد که نه تنها با عقاید هیچ‌کدام از والدین‌اش منطبق نبود، بلکه در فرانسه هم پیروان اندکی داشت. گارودی تا مقطع لیسانس در رشته فلسفه تحصیل کرده بود که شعله‌های جنگ جهانی دوم اروپا را دربرگرفت. او به مقاومت فرانسه علیه آلمان‌ها و حکومت ویشی (Vichy France) پیوست و به این خاطر دستگیر و تحت عنوان اسیر جنگی، در الجزایر زندانی شد. پس از پایان جنگ، روژه گارودی به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد و شایستگی‌اش وی را به چهره‌ای شناخته‌شده بدل کرد. در عرصه سیاسی او نماینده حزب کمونیست در مجلس ملی فرانسه و بعدها سناتور شد و به عنوان آکادمیسین نیز در دهه شصت میلادی، تحت عنوان دکتر در فلسفه و با سمت استادی به تدریس در دانش‌گاه‌ها پرداخت. گارودی برای ربع قرن پس از جنگ، غیر از این‌که تئوریسین برجسته حزب کمونیست به شمار می‌رفت، فیلسوف و «هگل‌شناس»ی برجسته محسوب می‌شد و نام او بر آثار دانش‌گاهی بسیاری جلوه می‌کرد.

در گرماگرم فعالیت‌ سیاسی و دانش‌گاهی تحت عنوان یک مارکسیست، گارودی هرگز پیوند خود با الهیات و مذهب را نیز قطع نکرد

در گرماگرم فعالیت‌ سیاسی و دانش‌گاهی تحت عنوان یک مارکسیست، گارودی هرگز پیوند خود با الهیات و مذهب را نیز قطع نکرد، این‌بار به کلیسای کاتولیک نزدیک شد و تلاش کرد تا باب گفت‌وگو میان مارکسیسم و کاتولیسیسم را باز کرده، این دو را با هم آشتی دهد. در این مقطع، دکتر گارودی که دیگر خود را کاتولیک می‌خواند، حمایت برجسته‌ترین روحانی کاتولیک فرانسه «پدر پی‌یر» را که از سال‌های جنگ با وی آشنایی پیدا کرده‌ بود، به هم‌راه داشت. نهایتن وزن الهیات مسیحی در اندیشه گارودی به فلسفه مارکسیسم غالب آمد و او در سال 1968، به دلیل محکوم‌کردن دخالت نظامی شوروی در چکسلواکی از حزب کمونیست اخراج شد. گفتنی است که وی دوازده سال پیش‌تر، از واقعه‌ای مشابه یعنی دخالت نظامی شوروی در مجارستان حمایت کرده بود.

به سال 1982، روژه گارودی اعلام کرد که ایمان مسیحی از نوع کاتولیک را کنار گذاشته و به اسلام گرویده، نام خود را از روژه به «رجا» تغییر داده و یک مسلمان سنی محسوب می‌شود. این واقعه، یعنی گرایش یک استاد فلسفه‌ی ایمان‌دار به مسیح با سوابق مارکسیستی به اسلام، در جای خود برای مسلمانان مایه تفاخر بود اما آن‌چه نام گارودی را در کشورهای مسلمان عرب و غیر عرب پر‌آوازه کرد، چاپ کتابی تحت عنوان «اسطوره‌های بنیان‌گذار سیاست اسراییل» (Les Mythes fondateurs de la politique israélienne) به سال 1996 بود که گارودی در آن پایه‌های ادعای یهودیان در مشروعیت‌بخشی به حکومت اسراییل کنونی را زیر سوال برد. قسمتی از کتاب تحت عنوان «افسانه شش میلیون» که عدد مورد ادعا برای قربانیان یهودی اتاق‌گازهای آلمان هیتلری است، موجبات دادگاهی‌شدن و محکومیت گارودی را بر طبق قانون «ممنوعیت نفی جنایات علیه بشریت» (معروف به قانون گی‌سو مصوب 1990) فراهم کرده، برای وی جریمه 240.000 فرانکی و چندین سال حبس تعلیقی به هم‌راه آورد.

نفی هولوکاست، از راسینیه تا گارودی

سابقه‌ی تجدیدنظرطلبی و بررسی هولوکاست با دید انتقادی، به «پل راسینیه» (Paul Rassinier) بازمی‌گردد که پدر نفی‌کنندگان هولوکاست شمرده می‌شود. راسینیه فعال سیاسی صلح‌‌طلب، نویسنده و روزنامه‌نگاری چیره‌دست بود که به دلیل عضویت در نهضت مقاومت فرانسه، توسط آلمانی‌ها دستگیر و چندین ماه در اردوگاه کار اجباری «بوخن‌والد» (Buchenwald Concentration Camp) نگه‌داری شد. وی که یکی از قربانیان خشونت نازی‌ها بود و در اثر شکنجه در بازجویی‌ها، کلیه‌هایش آسیب دیده بودند، پس از جنگ، با ذکر خاطرات خود از این اردوگاه‌ها، وجود اتاق‌های گاز به صورتی که شایع بود و ارقام ذکرشده درباره تعداد یهودیان قربانی را زیر سوال برد و البته در جامعه روشن‌فکری فرانسه به حاشیه رانده شد. عقاید راسینیه تا زمان مرگ در 1967 نتوانست از نظر کمی افراد زیادی را به خود جلب کند اما افرادی که با او هم نظر بودند، بعدها چه در فرانسه و چه خارج از این کشور به پی‌گیری مجدانه نظرات وی پرداختند. «هری المر بارنس» (Harry Elmer Barnes) مورخ آمریکایی و بانی ترجمه کتاب‌های راسینیه به زبان انگلیسی در خارج از فرانسه و پروفسور «روبرت فوریسون» (Robert Faurisson) در فرانسه، در دهه هفتاد میلادی اندیشه بازبینی وقایع هولوکاست را دوباره مطرح کردند.

«روبرت فوریسون» استاد ادبیات فرانسوی دانش‌گاه لیون بود که تحصیلات خود را در دانش‌گاه سوربن به پایان برده، و یکی از متخصصین برجسته بررسی متون ادبی فرانسوی و کارشناس بررسی صحت و اعتبار متون و مدارک به شمار می‌رود. او با سلسله مقالاتی که در ژورنال‌های وابسته به انستیتوی بررسی تاریخ (Journal of Historical Review) و روزنامه معتبر لوموند (Le Monde) چاپ شد، در کنار زیر سوال بردن ستون‌های ماجرای هولوکاست از جمله وجود اراده برای کشتار سیستماتیک یهودیان و وجود اتاق گاز برای قتل‌‌های دسته‌جمعی، اصالت کتاب خاطرات «آن فرانک» (Anne Frank) که تحت عنوان «خاطرات یک دختر جوان» (Diaries of a Young Girl) چاپ شده و داستان دخترکی را در کمپ‌های هیتلری روایت می‌کند زیر سوال برد و در صداقت گفته‌های «الی ویزل» (Elie Wiesel) از بازماندگان هولوکاست و برنده بعدی جایزه صلح نوبل در 1986 تردید کرد. فوریسون نیز بارها دادگاهی شد و پس از تصویب «قانون گی‌سو»  (Gayssot Law) در 1990، جریمه شده و از پست‌های دانش‌گاهی کنار گذاشته شد.

بنابراین «روژه گارودی» نخستین فردی نبود که کتابی در نفی هولوکاست نگاشت و طبق قانون گی‌سو محاکمه شد، اما شاید به‌واسطه اسلام آوردن او و حمایت هماهنگ کشورهای مسلمان بود که ماجرای دادگاه او همه‌گیر شد و البته به فروش نسخه‌های این کتاب در سطح جهان مدد رساند. محاکمه گارودی مقبولیت قانون گی‌سو را هم تا حد زیادی زیر سوال برد و ثابت کرد که محدودسازی آزادی بیان، در هر سطحی نتیجه معکوس به بار می‌آورد.

واکنش‌هایی از بیرون اروپا

به محض انتشار خبر محاکمه روژه گارودی، واکنش بعضی از دولت‌ها و چهره‌های مستقل عربی-اسلامی شروع و حمایت‌های مالی، مطبوعاتی و حقوقی از سوی آنان به سمت گارودی سرازیر شد. برای مثال همسر «شیخ زاید آل نهیان»، حاکم وقت امارات متحده عربی، مبلغ پنجاه هزار دلار (ماکزیمم میزان جریمه مقرر در قانون گی‌سو) را تقبل کرد. «نجیب محفوظ» برنده مصری جایزه نوبل در ادبیات، ابراز شگفتی کرد که در مملکتی که آزاد است خدا را نفی کند،‌ چگونه نفی هولوکاست ممنوع است؟ «عبدالحلیم خدام»، مشاور وقت رییس جمهوری سوریه او را بزرگ‌ترین فیلسوف غربی معاصر خواند، «معمر قذافی» حاکم پیشین لیبی از او با عنوان «بزرگ‌ترین فیلسوف اروپا از زمان افلاطون و ارسطو تا کنون» نام برد و در سال 2002 نیز جایزه حقوق بشر معمر قذافی به گارودی تعلق گرفت و مفتی اعظم پیشین مصر «نصر فرید واصل» حمایت از او را وظیفه تمام مسلمین دانست.

البته در ایران هم حمایت چشم‌گیری از گارودی صورت گرفت. 160 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حمایت از وی نامه نوشتند، آیت‌اله خامنه‌ای رهبر حکومت اسلامی و محمد خاتمی، رییس دولت وقت از او حمایت کردند و نام گارودی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نشریات ایران، شاید بیش از مطبوعات موطن خود فرانسه مورد استفاده قرار گرفت. گارودی سفرهایی به ایران داشت، با آیت‌اله خامنه‌ای ملاقات نموده، از شهر قم هم بازدید کرد اما به دلیل ضعف جسمانی نتوانست در کنار روبرت فریسون به کنفرانس هولوکاست تهران در سال 2006 برود. کنفرانسی که پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی‌نژاد و در ادامه اظهارات جنجالی وی در زیر سوال بردن هولوکاست تشکیل شد و در زمان خود واکنش‌های مختلفی را برانگیخت.

بالطبع آن‌سوی‌تر، یهودیان و مقامات اسراییل به محکوم کردن اظهارات گارودی پرداختند. جامعه یهودیان فرانسه عقاید او را نمونه‌ای از چرخش رقت‌بار یک روشن‌فکر به سمت ارتجاع خواند و دولت اسراییل وی را در فهرست عناصر نامطلوب قرار داد.

در نهایت روژه گارودی، فردی که به گفته خود از عنفوان جوانی قصد داشت تا پیروان سه مذهب یهودیت، اسلام و مسیحیت را با هم آشتی دهد، بدون توفیق در این راه دنیا را ترک گفت، ذهن بی‌قرار او با مرگ آرام گرفت و نام‌اش به تاریخ سپرده شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,