Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
نگاهی به آینده نقش اسلام‌گرایان در مصر،

«می‌توان هم مسلمان بود و هم آزادی‌خواه»

2012 June 23

بهداد بردبار / رادیو کوچه

در مصر اولین انتخابات رقابتی ریاست جمهوری در حالی برگزار می‌شود که اخبار ضد و نقیضی از مرگ یا وخامت وضع جسمانی دیکتاتور سابق این کشور به گوش می‌رسد. حسنی مبارک رییس جمهوری پیشین که 84 سال دارد اخیرن توسط دادگاه به جرم صادر کردن دستور سرکوب و قتل معترضان در میدان التحریر به حبس ابد محکوم شده بود اما در زندان وضع جسمی او به وخامت گراییده و در روزهای گذشته دچار حمله قلبی شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حسنی مبارک در دوران 30 ساله ریاست جمهوری تلاش کرد مهم‌ترین نیروی سیاسی مخالف خود یعنی اسلام‌گرایان را سرکوب کند. تنها 18 ماه پس از کنار گذاشته شدن مبارک از مسند ریاست جمهوری گروه اسلام‌گرای اخوان‌المسلمین به یکی از قوی‌ترین نیروهای سیاسی این کشور بدل شده است.

نا‌آرامی‌ها در مصر ادامه دارد و به نظر می‌رسد همه گروه‌ها از وضع سیاسی این کشور نارضایتی دارند. نیروهای انقلابی، حسنی مبارک را حاکم مستبدی می‌دانند که به مدت سه دهه تمام امور را در اختیار خود گرفته و موافقان او، وی را یک قهرمان ملی می‌دانند که باعث بازگشت صلح و امنیت به این کشور شده است.

محمد مرسی نامزد اسلام‌گرایان و احمد شفیق آخرین نخست وزیر حکومت حسنی مبارک به دور دوم انتخابات ریاست جمهوی راه یافته‌اند. ‌هواداران دو رقیب در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری پیش از اعلام رسمی نتایج انتخابات مدعی پیروزی در انتخابات شده‌اند.

کمپین انتخاباتی احمد شفیق – نامزد سکولار- اعلام کرده که او بیش از 51 درصد از آرا را به خود اختصاص داده و پیروز انتخابات است. این اعلام پیروزی زود هنگام پاسخ خشمگین کمیسیون برگزار‌کننده انتخابات را به هم‌راه داشت که از دو طرف خواست تا منتظر نتایج رسمی انتخابات بمانند و پیش از شمارش آرا اعلام پیروزی نکنند.

پیش‌تر دادگاه قانون اساسی مصر پارلمان این کشور را منحل اعلام کرده بود. نیروهای اسلام‌گرا که اکثریت کرسی‌های مجلس را در اختیار داشتند اقدام دادگاه عالی را یک کودتا دانستند. «خوان کول» استاد تاریخ در دانش‌گاه میشیگان در مورد تصمیم دادگاه بر انحلال مجلس این کشور می‌گوید: «انحلال مجلس، درست مانند دزدیدن آرای رای‌دهندگان است. اخوان‌المسلمین توانسته از راه شرکت در انتخابات اکثریت کرسی‌های مجلس را به دست آورد. اقدام به تعطیل مجلس یک کار خطرناک است زیرا این پیغام را به اخوان‌المسلمین منتقل می‌کند که نظامیان نمی‌خواهند قدرت را به صورت دمکراتیک واگذار و اسلام‌گرایان نیز نمی‌توانند از ساز و کارهای دمکراسی برای به دست آوردن قدرت استفاده کنند و باید از راه دیگری وارد شوند، این راه دیگر می‌تواند خشونت‌آمیز باشد و در نهایت به تشکیل یک حکومت دینی منجرشود.»

دکتر محمود دلخواسته جامعه‌شناس‌ سیاسی در هفته گذشته مقاله‌ای را در نشریه کریستین ساینس مونیتور منتشر کرده و مدعی شده است که هم می‌شود مسلمان بود و هم خواستار دمکراسی و آزادی و این در حالی است که جامعه مصر درصدد است تا بین اسلام و دمکراسی تنها یکی را انتخاب کند.

آن‌چه که می‌شنوید گفت‌وگوی بهداد بردبار با محمود دلخواسته است درباره رابطه اسلام و دمکراسی در جامعه مصر.

مقاله محمود دلخواسته در کریستین ساینس مانیتور- «انتخابات مصر: شریعت می‌تواند مدافع دمکراسی باشد»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    یک بحث دیگر را که فراموش کردم طرح کنم این بود:

    به نظر می رسد که انقلاب مصر، انقلاب اکثریت مردم نبوده است و از این منظر تفاوت اساسی با انقلاب ۵۷ دارد. برای مثال، انقلابیون مصر در اوج انقلاب، در قاهره، که بیشترین حمایت را داشتند نتوانستند بیش از یک میلیون نفر را جمع کنند در حالی که جمعیت این شهر حدود بیست میلیون نفر است. این به این معنی می باشد که تنها حدود ۵% جمعیت شهر بطور فعال از انقلاب حمایت کردند. در حالیکه در انقلاب بهمن، از ۶ میلیون جمعیت تهران در تظاهرات سراسری، حدود ۴-۵ میلیون نفر شرکت می کردند که بقول فوکو، اگر تعداد سالخوردگان و بیماران و زنان باردار را در نظر بیاوریم، تقریبا تمامی شهر در ان تظاهرات شرکت کرده بودند.

    حال باید دید که علت این شرکت بیسابقه شرکت مردم در تاریخ انقلابات از زمان دوران روشنگری به بعد ( برای مثال، در انقلاب فرانسه حدود ۷ درصد جمعیت فرانسه شرکت داشتند و در انقلاب روسیه حدود ۱۴ درصد.) در ایران و این درصد کم در مصر چه بوده است؟

    البته دلائل متفاوتی دارد ولی به نظر من اصلی ترین علت آن نبودن اندیشه راهنما و اهدافی که اکثریت جامعه مصری در آن خواسته های خود را در آن ببینند، می باشد. در انقلاب بهمن، اندیشه راهنمایی وجود داشت و اهدافی که در ۱۲۴ مصاحبه خمینی، زبان آن شده بود که توانست از مرزهای طبقانی، قومی و جنسی عبور کند چرا که اکثریت ملت از طریق تصور بر آورده شدن آن اهداف، زندگی بسیار بهتری را برای خود تصور می کرد. اینکه کسانی که بهار انقلاب را تجربه کرده اند نیک بیاد دارند که جامعه پر از شادی و نشاط و امید شده بود و البته علت تولد چنین احساساتی این بود که جامعه، در فضای آزادی که ایجاد شده بود، باور کرده بود که آن اهداف قابل دسترسی شده است. متاسفانه در مصر اینگونه نشد و احساس شادی و امید، سراسری نشد و نتایچ آن را الان می بینیم.

    حال انقلابیون مصری برای ادامه انقلاب خود وظیفه دارند تا اهدافی را تبیین کنند که حقوق انسان محور می باشد و جامعه مصری ببیند که حقوق انسانی و برابر آنها، بدون توجه به طبقه، باور/دین، قومیت، طبقه و جنسیت، هم برسمیت شناخته خواهد شد و هم حمایت قانونی پیدا خواهد کرد. برای انجام اینکار، فعلان مصری نیاز دارند که اسلام به عنوان گفتمان آزادی را یافته و با جامعه مصری در میان بگذارند. این حتی وظیفه مارکسیستها و سوسیالیستهای مصری می باشد که در این رابطه عمل کنند چرا که نیک می دانند که اکثریت جامعه مصری، پیوند عمیقی با اسلام دارد و تنها از طریق گقتمانی که از درون اسلام تولید بشود توانایی جذب اکثریت جامعه مصری برای ایجاد مردم سالاری را دارد. در این رابطه، ادبیاتی که بوسیله روشنفکران مسلمان ایجاد شده است، بسیار بکار خواهد آمد و لازم نیست که چرخ را دوباره اختراع کنند. بنظر من، کارهای ابوالحسن بنی صدر، مانند حقوق انسان در قران و یا عقل آزاد و یا عدالت اجتماعی و یا توتالیتاریسم، می تواند بیشترین نقش را در این رابطه بازی کند.