شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 September 2016
رازقی

«جاذبه‌ی شوم»

۱۳۹۱ تیر ۰۹

امیر حسین آهویی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«هیچک»

… و زمین

جاذبه‌ی شومی بود

وقتی که تو بر خون خودت افتادی

… و هوا

بوی کبوتر می‌داد

چشم من

چشم دنیا

پر اشک

قلب تو

قلب خیابان

پر خون

«هیچک»

او رفت

هوا سرد شد

بیرون برف می‌آمد

درون باران

 «کامران»

گندم‌زار موهای مادرم را درو کردند

آن‌ها که افکارشان را با باد شخم می‌زنند

من ماندم و

گرسنگی پستا‌ن‌های بی شیر

و

گاو‌های تردید

گمان نمی‌کنم راه به جایی برده باشم

هنوز رختخوابم بوی عرق می‌دهد

و آیینه‌‌ام

تصویر تو را به نمایش گذاشته

انگار که مستم از این‌همه بی‌خیالی

و مادرم

که همیشه فراموش می‌شود

من

به بند رختی با لباس‌های زیر بیشتر تاب می‌خورم

تا به بند نافی

که با شک بریده‌اند

تو هم که نباشی

هنوز

رختخوابم بوی عرق می‌دهد

و فقط آیینه‌ام تصویر تو را …

و مادرم

که فراموش می‌شود

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,