Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
هفت سنگ

«آرز به روایت شاعر»

2012 July 08

رضا حاجی‌حسینی/ رادیو کوچه

پیدا کردن دوستان و هم‌بازی‌های قدیمی، در فضاهای حقیقی و مجازی، لذتی دارد که همه‌ی وجودت را در برمی‌گیرد و شادی را تا عمق جانت می‌برد. این‌که کسانی را بعد از مدت‌ها پیدا کنی که در بازی زندگی تو سهیم بوده‌اند و دوستی و مهر را با تو به اشتراک گذاشته‌اند، نا‌خود‌آگاه ذهنت را به گذشته‌ها می‌برد و خاطره‌ها را، شفاف و آشنا از مقابلت عبور می‌دهد. مثلن یادت می‌آید که دوست باز‌یافته‌ات، چندین بار به تو ‌گفته بوده که چه‌قدر ساده می‌نویسی و این ساده‌نویسی را ایراد کار تو قلمداد کرده است، هر چند که استادهایت نظر دیگری داشته‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هم‌بازی و دوستی که من چند وقتی‌ست پیدایش کرده‌ام، همین آقاست. یکی از هم‌کلاسی‌های دانش‌گاه که لحظه‌های نابی را در روزهای پایانی دهه‌ی 70 و روزهای آغازین دهه‌ی 80، با هم تجربه کرده‌ایم. او که یک موجود همدانی‌ست، این روزها به‌عنوان داستان‌نویس، شاعر و ترانه‌سرا شناخته می‌شود و با توجه به مدرک دانش‌گاهیش که ادبیات نمایشی‌ست، گاه‌گاهی نمایش‌نامه هم می‌نویسد و با آن در جشن‌واره‌های تاتر شرکت می‌کند.

«مهدی شادمانی روشن» را می‌شود آقای همیشه عاشق هم نامید. به‌هر حال شاعر است و شاعر هم عاشق و کاریش نمی‌شود کرد.

آقای عاشق، به هفت‌سنگ دعوت شده است اما چون فکر می‌کند هفت‌سنگ بازی «بچه تهرونی»‌هاست، با ما از «تشله‌بازی»، یعنی همان «تیله‌بازی» می‌گوید. مهدی، در هم‌راهی با هفت‌سنگ، بازی «آرز» را به ما معرفی می‌کند:

«آتاری»، اتفاق بزرگ و شگفت‌انگیزی بود که تازه افتاده بود و ما بی‌تمایل نبودیم به آن. یا کرایه می‌کردیم آخر هفته‌ها و یا باید می‌رفتیم تعمیرگاه تلویزیونی که در خیابان‌مان بود، پنج تومان می‌دادیم برای یک ربع تقریبن. اولی به صرفه‌تر بود البته.

اما هنوز بازی‌های خودمان برای‌مان جذاب‌تر بودند. فوتبال گل‌کوچک با توپ دو لایه، بادام‌بازی، بازی با تشتک نوشابه و سنگ و …، و البته بازی‌هایی که با تیله انجام می‌دادیم. گر‌چه برای ما غیرممکن بود که به این گوی‌های جذاب بگوییم تیله. ما هنوز هم به آن‌ها می‌گوییم: «تشله»  (teshele)

یکی از بازی‌هایی که با تیله انجام می‌دادیم «آرُز» نام داشت. این بازی به قدری مشکل و قانون‌مند بود که من هنوز هم که هنوز است به دوستانم می‌گویم که آرز می‌تواند بین‌المللی شود. البته ظاهر بازی بسیار ساده بود اما انجامش مهارت ویژه‌ای می‌خواست که جز با بارها بازی کردن و بارها باختن و از دست دادن تیله‌های بسیار به دست نمی‌آمد.

برای این بازی به یک کوچه‌ی خاکی یا آسفالت یا جایی که بشود در آن حفره‌ی کوچکی روی زمین کند و در یک محیط با شعاع یک تا دو متر به بازی و رقابت پرداخت، نیاز بود. آرز در واقع نام این حفره بود با قطر تقریبن پنج تا شش سانتی‌متر و عمقی که بیش از چهار سانتی‌متر نمی‌شد. در تعداد نفرات محدودیتی وجود نداشت. برای شروع بازی، از جایی که آرز بود، تیله‌ها را پرت می‌کردیم و این‌طوری با توجه به فاصله‌ی تیله‌ی هرکس با آرز، نوبت‌ها تعیین می‌شد و بازی آغاز ….

هر کسی باید در نوبت خودش تیله‌ی رقیب را با تیله‌ی خودش می‌زد و اگر موفق به این کار می‌شد، بسته به قراری که از قبل گذاشته بودیم با هم، شخصی که تیله‌اش هدف قرار گرفته بود، باید به نفر مقابل یک یا چند تیله می‌داد. البته بازی قطع نمی‌شد و این تیله‌ها مدام بین جیب‌های‌مان در حرکت بودند تا این‌که رقیب یا همه‌ی رقبا، تیله‌های‌شان تمام شود و انصراف بدهند. گاهی هم بازی بدون رد و بدل شدن تیله بود یعنی فقط برای سرگرمی بود. اگر شرط‌بندی داشتیم به بازی می‌گفتیم: «سر راست» و اگر دوستانه بازی می‌کردیم و بدون شرط، می‌گفتیم: «سر دروغ».

اما قانون بازی (چه سر راست و چه سر دروغ) این بود که نفری که نوبتش بود، باید ابتدا تیله‌اش را به درون حفره می‌انداخت و سپس به سمت تیله‌ی رقیب. اگر موفق نمی‌شد به حفره دست پیدا کند، نوبت به حریف می‌رسید. اگر موفق می‌شد، آن وقت حق داشت که به سمت تیله‌ی حریف نشانه‌گیری کند. حالا اگر تیله را می‌زد، صاحب امتیاز می‌شد و حق داشت که به تیله‌ی حریف دوباره نشانه برود اما باز هم باید اول برمی‌گشت به حفره و بازی همین‌طور ادامه پیدا می‌کرد. این انداختن تیله به درون حفره و سپس نشانه‌گیری تیله‌ی حریف، قانون سفت و سختی بود که جای هیچ بحثی نداشت.

اما بخش مهارتی بازی در نحوه‌ی پرتاب تیله به سمت آرز و تیله‌ی رقیب بود. برای این کار به هر دو دست نیاز بود. انگشت کوچک یک دست‌مان را در محل تیله‌ی خودمان یا اگر وارد حفره شد تیله، داخل حفره می‌گذاشتیم و به اندازه‌ی وجب‌مان دست را باز می‌کردیم. بعد دست دیگر را طوری زیر دست اول می‌گذاشتیم که شست‌های هر دو دست بیایند روی انگشت وسط دست دوم که جمع شده بود، قرار بگیرند. محل تلاقی این سه انگشت جایی بود که تیله را نگه می‌داشتیم و به سمت حفره یا تیله‌ی حریف با ضربت انگشت وسطی دست دوم پرتاب می‌کردیم. مشخص است که هدف‌گیری در این حالت بسیار دشوار و مهارتی بود…

آرز یکی از جدی‌ترین بازی‌های ما بود که در آن امکان تقلب خیلی پایین می‌آمد و ما مجبور بودیم از قانون ساده اما محکم آن تبعیت کنیم. باید قانون‌مند بازی می‌کردیم و این زیبا بود به نظر من ….

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    wh0cd493307 Viagra Over The Counter