شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
کوچه سیاست

«پایان جنگی هشت‌ساله با هشتمین قطع‌نامه»

۱۳۹۱ تیر ۲۵

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در آستانه بیست‌وچهارمین سال‌روز پذیرش قطع‌نامه 598 شورای امنیت سازمان‌ملل‌متحد توسط ایران، یک‌بار دیگر نگاه‌ها به جنگی معطوف می‌شود که یکی از طولانی‌ترین و مخرب‌ترین نبردهای قرن گذشته بود. جنگی که با تجاوز نظامیان عراقی به خاک ایران در آخرین روزهای تابستان 1359 شروع شد، با اعلان پذیرش هشتمین قطع‌نامه [1] صادره توسط شورای امنیت در این‌باره از سوی ایران، می‌رفت تا در تابستان 1367، پس از طی زمانی معادل هشت‌سال و برجای گذاشتن کشته‌گان بسیار و به‌جای ماندن اثرات مخرب خارج از شمار، پایان یابد.

پایانی (همان‌گونه که بسیاری در جهان می‌خواستند) بدون پیروزی قاطع هیچ‌کدام از طرفین درگیر و البته تصمیمی تلخ‌تر از نوشیدن جام زهر برای رهبری وقت ایران که می‌خواست جنگ را تا رفع فتنه از جهان ادامه دهد و فرجامی بیهوده برای متجاوزی که خود را «سردار قادسیه» نامیده و وعده داده بود که در اهواز و تهران، خطبه‌ی پیروزی بخواند.

از آرزوهای بزرگ تا واقعیتی دردناک

آن عاملی که «صدام حسین» را به آغاز جنگ تحریک کرد، از جهاتی با دلایل تصمیم بر ادامه‌ی نبرد پس از فتح خرمشهر توسط حکومت ایران مشابهت داشت. هر دو حکومت، در کنار هدف‌های جانبی که بدان دست‌یافتند (مانند سرکوب مخالفان داخلی و اعمال فضای اختناق مبتنی بر شرایط جنگی)، بلندپروازی‌هایی داشتند که نشانه‌ی عدم درک صحیح آن‌ها از شرایط منطقه، جهان و قابلیت‌های طرف مقابل بود.

بیرون از گود دو جبهه، قدرت‌های جهانی مشغول محاسبات خاص خود بودند. در حالی‌که هر روز تعدادی از کشته‌گان جنگ از هر سو به خاک سپرده می‌شدند و یا حتا در بعضی موارد خانواده‌های آنان بخت به خاک‌سپاری جسد عزیز مفقودالاثر خود را هم نمی‌یافتند، سیاست کمک به دو طرف تا حدی که جنگ برنده نداشته باشد، از سوی قدرت‌های جهانی دنبال می‌شد

صدام حسین که همواره رویای به ‌دست ‌گیری رهبری جهان عرب را در سر می‌پروراند و پس از مرگ «جمال عبدالناصر»، جدی‌ترین رقیبش در این راه فردی متلون‌المزاج چون «معمرقذافی» بود، پس از انقلاب سال 1357 و تصور ازهم‌پاشیدگی ارتش ایران، فرصت را مناسب دید تا هم به زعم خود، مناطق نفت‌خیز خوزستان را به خاک کشورش ضمیمه کند و هم با تحمیل شکست به ایران، به آوازه‌ای در میان اعراب دست یابد و تبدیل به قدرت مطلق منطقه شود.

سوی دیگر جبهه، «آیت‌اله خمینی»، فردی که تا چندسال پیش از آغاز جنگ معدود افرادی نام او را شنیده یا با تفکرات وی آشنایی داشتند و در جریان یک انقلاب، زمام امور را در یکی از مهم‌ترین کشورهای خاورمیانه به دست گرفته بود، در رویاهای بلندپروازانه خود که رنگ مذهبی هم داشت، جنگ را نعمتی می‌دید که باعث شده تا «صدور انقلاب» به رهبری وی، از کشور همسایه با اکثریت شیعی آغاز شده، با «فتح قدس» ادامه یابد و به «رفع فتنه از عالم» منتهی شود. برای او اما خاک مهم نبود، بارها گفته بود که بر سر شهر و مملکت نمی‌جنگد بلکه می‌خواهد پرچم «لااله الا الله» را به اهتزاز درآورد.[2]

بیرون از گود دو جبهه اما، قدرت‌های جهانی مشغول محاسبات خاص خود بودند. در حالی‌که هر روز تعدادی از کشته‌گان جنگ از هر سو به خاک سپرده می‌شدند و یا حتا در بعضی موارد خانواده‌های آنان بخت به خاک‌سپاری جسد عزیز مفقودالاثر خود را هم نمی‌یافتند، سیاست کمک به دو طرف تا حدی که جنگ، برنده نداشته باشد از سوی قدرت‌های جهانی دنبال می‌شد. هرگاه صدام در موقعیت دشواری قرار می‌گرفت، به او جنگ‌افزار می‌فروختند و کمک اطلاعاتی می‌کردند و در زمان‌هایی که سیاست‌شان اقتضا می‌کرد، مستقیم یا غیرمستقیم به ایران سلاح می‌رساندند. نه اثبات فروش بمب‌های شیمیایی به عراق چندان سخت است (چرا که آثار آن هنوز بر پوست‌ها و سینه‌های سوخته‌ی بسیاری از رزمندگان و غیرنظامیان ایرانی قابل مشاهده است و تصاویر قتل‌عام کردهای حلبچه روبروی چشم) و نه رسوایی ایران-کنترا و فروش اسلحه توسط امریکا به ایران با میانجی‌گری اسراییل در پرده مانده است.[3]

رفته رفته، هنگامی که دیگر هم آغازکننده‌ی جنگ ایمان داشت که رویای شوونیستی‌اش قابل تحقق نیست و هم به ادامه‌دهنده‌ی آن در وقت اضافه فهماندند که آرزوی پیروزی در نبردی که «جنگ اسلام علیه کفر» می‌خواند، به این زودی‌ها محقق نمی‌شود و حتا ممکن است با دخالت قدرت‌های بزرگ (که شروع هم شده بود) به شکست بیانجامد، دوران شعارها تمام شد و جنگ رفت تا خود تمام شود اما اثرات‌ درازمدت و کوتاه‌مدتش بماند تا شاید منشا درسی و تجربه‌ای برای آن نسل و نسل‌های بعدی شود.

قطع‌نامه و جام زهر

با آن‌که آیت‌اله خمینی در پیام مفصلی که به مناسبت پذیرش قطع‌نامه 598 منتشر شد، گفت: «بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطع‌نامه را سرکشیده‌ام» [4]، مقامات وقت کشوری و لشکری ایران متفق‌القول بودند که در صورت عدم روشن‌شدن سرنوشت جنگ، پس از مرگ آقای خمینی، کسی را یارای آن نیست که آتش‌بس را قبول کند. واقعیت نیز همین بود و با وجود هشت سال تکرار شعارهایی چون «جنگ جنگ تا پیروزی»، «جنگ تا رفع فتنه از عالم»، «راه قدس از کربلا می‌گذرد» و مشابه آن‌ها که در رسانه‌ها و اجتماعات مختلف سرداده می‌شد و بر در و دیوار تمامی شهرها نقش بسته بود، هرگونه سازش معادل قبول ننگ و تسلیم معرفی شده و واژه‌ی «سازش‌کار»، به یک ناسزای سیاسی بدل گشته بود.

در چنین فضایی و پس از استفاده گسترده عراق از بمب‌های شیمیایی، تحلیل رفتن قوای نظامی ایران و عدم حصول نتیجه‌ای درخشان در جبهه‌ها، موشک‌باران شهرها و افزایش تلفات غیرنظامیان و به دنبال آن، ورود مستقیم آمریکا به صحنه جنگ در خلیج فارس و درگیری‌هایی که به «جنگ نفت‌کش‌ها» شهرت یافت و البته شلیک به هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی برفراز آب‌های خلیج فارس، همه و همه باعث شدند تا دست‌اندرکاران نظام برای تعیین سرنوشت جنگ به آیت‌اله خمینی متوسل شوند.

در آن هنگام، از «اکبر هاشمی‌رفسنجانی»، جانشین فرمان‌ده کل قوا و «محسن رضایی»، فرمان‌ده سپاه تا «میرحسین موسوی» نخست‌وزیر و بسیاری دیگر از مقامات سیاسی و نظامی، جمع‌بندی‌های خود را به اطلاع آقای خمینی رساندند و پس از آن، رهبر وقت جمهوری اسلامی، در نامه‌ای محرمانه به مسوولان ارشد نظام در تیرماه 1367 (اندکی پیش از اعلام عمومی پذیرش قطع‌نامه) به این نکات اشاره می‌کند.

آیت‌اله خمینی با ذکر این نکته که مسوولان نظامی ارتش و سپاه معتقدند پیروزی به این زودی‌ها میسر نخواهد بود، از قول محسن رضایی نیازمندی‌های جنگ را برمی‌شمارد و می‌نویسد: «این فرمان‌ده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته و آورده است که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرمان‌دهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست. آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسوولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکست‌های اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسوولان سیاسی می‌گویند از آن‌جا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آن‌ها کم شده است.»[5]

با آن‌که آیت‌اله خمینی در پیام مفصلی که به مناسبت پذیرش قطع‌نامه 598 منتشر شد، گفت: «بدا به حال من که هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطع‌نامه را سرکشیده‌ام»، مقامات وقت کشوری و لشکری ایران متفق‌القول بودند که در صورت عدم روشن‌شدن سرنوشت جنگ، پس از مرگ آقای خمینی، کسی را یارای آن نیست که آتش‌بس را قبول کند

آقای خمینی در این نامه هم، تصمیم خود مبنی بر پذیرش قطع‌نامه را از زهر کشنده‌تر خوانده و می‌گوید که برای صیانت از دین خدا و حفاظت از جمهوری اسلامی، اگر آبرویی داشته باشد خرج کرده و برای حفظ دین او آتش‌بس را قبول می‌کند. نکاتی که در بیانیه عمومی وی نیز دیده می‌شوند. آیت‌اله خمینی در انتهای نامه‌ی محرمانه‌اش می‌نویسد که نگران واکنش افراد داغ و تندرو است، از مسوولان می‌خواهد که «آتش‌بس را به مردم تفهیم کنند» و با لحنی تهدیدآمیز «قدمی انحراف را حرام و موجب عکس‌العمل» می‌خواند. [6] وی در بیانیه‌ی عمومی که چند روز بعد منتشر شد، با لحنی احساسی‌تر تلاش می‌کند تا جلوی وقوع واکنش‌های احتمالی را بگیرد و پیشاپیش خطاب به افرادی که ممکن است بپرسند «ثمره‌ی خون‌ها، ایثارها و شهادت‌ها چه شد؟» می‌گوید که «آن‌ها برای رضای خدا به جهاد رفته‌اند». [7] سپس رزمندگانی را هم که به گفته وی حاضر نیستند از غرور مقدس‌شان دست بردارند، به تحمل و صبر فرا می‌خواند [8] و این‌گونه پرونده‌ی جنگی هشت‌ساله بسته می‌شود.

جنگی ناگریز، شروع و پایانی تحمیلی

با توجه به این‌که جنگ با تجاوز نظامی عراق آغاز شد و مراجع بین‌المللی هم بر آن صحه گذاشته‌اند، [9] دفاع ایرانیان از خاک خود، فارغ از شعارهای حکومتی، امری بدیهی و دارای مشروعیت تام بود. ابهام از آن‌جا شروع شد که پس از آزادی خرمشهر و مهیا شدن شرایط برای اتمام جنگ و پیشنهاد کشورهای عربی برای پرداخت غرامت به ایران، مقامات جمهوری اسلامی از این فرصت در جهت جلوگیری از تلفات و خسارات بیش‌تر استفاده نکردند و بر ادامه‌ی جنگ اصرار ورزیدند.

در کنار یادآوری رشادت‌های فراموش‌نشدنی کسانی که با هر عقیده‌ای، برای دفاع از خود و هم‌نوعان‌شان خالصانه از جان گرانبهای خویش مایه گذاشتند، باید گفت که سیاست «نعمت دانستن جنگ» و به پیشواز آن رفتن، اشتباهی فاحش و دادن بهانه به دست جنگ‌افروزان است؛ روشی که شاید در شرایط ویژه کنونی باید آن‌را بیش از پیش به نقد کشید و از آموزگار تاریخ درس‌های جدی‌تری آموخت

روایت مدافعان ادامه‌ی جنگ پس از فتح خرمشهر (از جمله آقای رفسنجانی) این است که هنوز قسمتی از خاک ایران دردست عراق بود (که البته عراقی‌ها عقب‌نشینی را پذیرفته ‌بودند) و یا این‌که تضمینی برای حمله مجدد صدام به ایران وجود نداشت [10] اما منتقدان عقیده دارند که زیربنای عدم پذیرش طرح صلح مذکور غیر از موارد یادشده است و طیف گسترده‌ای از دلایل عقیدتی و سیاسی اعم از اشتباه محاسبه در مورد پیروزی قریب‌الوقوع ایران در جنگ با تکیه بر شورش شیعیان عراقی علیه صدام، ناپختگی تصمیم‌گیرندگان واقعی جنگ که به آرای فرمان‌دهان ارتش اعتماد چندانی نداشتند و بر مبنای گزارش‌های احساسی سپاهیان عمل می‌کردند، ترس از نیرو گرفتن ارتش و محبوبیت آن در صورت اعلان پیروزی، استفاده از امکان سرکوب مخالفان داخلی مخصوصن نیروهای سازمان مجاهدین و فعالان چپ‌گرا، مشروعیت‌بخشی به سرکوب مسلحانه کردها (در هر دو سوی جنگ)، و دلایلی از این دست را در بر می‌گیرد.

در هر حال، جنگ هشت‌ساله‌ای که به ایرانیان تحمیل شد، در شرایطی پایان یافت که ابتکار عمل درباره چگونگی اتمام آن نیز از دست رهبران جمهوری‌اسلامی خارج شد و به جایی رسید که از پذیرش صلح نیز با عنوان نوشیدن جام زهر یاد کردند. در کنار یادآوری رشادت‌های فراموش‌نشدنی کسانی که با هر عقیده‌ای، برای دفاع از خود و هم‌نوعان‌شان خالصانه از جان گران‌بهای خویش مایه گذاشتند، باید گفت که سیاست «نعمت دانستن جنگ» و به پیشواز آن رفتن، اشتباهی فاحش و دادن بهانه به دست جنگ‌افروزان است، روشی که شاید در شرایط ویژه کنونی باید آن‌ را بیش از پیش به نقد کشید و از آموزگار تاریخ درس‌های جدی‌تری آموخت.

 ………………………………………….

پانوشت‌ها:

  1. از آغاز جنگ ایران و عراق تا پایان آن، جمعن هشت قطع‌نامه با محوریت این جنگ در شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شد که به ترتیب زمان صدور عبارتند از قطع‌نامه‌های شماره 479، 514، 522، 540،552،582،588 و در نهایت 598. نخستین قطع‌نامه در 28 سپتامبر 1980 و آخرین آنها که 20 جولای 1987 صادر شد، یک سال بعد از صدور، در 18 جولای 1988 مورد قبول ایران واقع شد.
  2. آیت‌اله خمینی حتا در پیامی که به مناسبت پذیرش قطع‌نامه 598 صادرکرد و در آن از پذیرش قطع‌نامه با عنوان نوشیدن جام زهر یاد کرد نیز چنین گفت: «نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد. تمامی اینها خیالات باطل ملی‌گراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است… ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم… پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین، و معلولین ما توجه داشته باشند که هیچ چیزی از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند کم نشده است. فرزندان شما در کنار پیامبر اکرم و ائمه اطهارند. پیروزی و شکست برای آنها فرقی ندارد.» متن کامل این پیام را می‌توانید در این آدرس بخوانید.
  3. برای خواندن خلاصه‌ای از ماجرای «ایران کنترا» می‌توانید به مقاله‌ی «ایران و اسراییل، از هم‌کاری تا دشمنی» و منابع ارایه شده در گزارش مذکور مراجعه فرمایید.
  4. متن کامل پیام آقای خمینی به مناسبت پذیرش قطع‌نامه 598
  5. متن نامه محرمانه آقای خمینی به مسوولان، تیرماه 1367
  6. همان
  7. «در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد.   اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم.» ر.ک به منبع شماره 4
  8.  «فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم که به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است. » ر.ک منبع شماره 4
  9. در نهم دسامبر سال 1991، «خاویر پرز دکوییار» دبیرکل وقت سازمان ملل متحد رسمن عراق را متجاوز و آغازگر جنگ معرفی کرد.
  10. به این لینک مراجعه کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,