شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
دایره‌ی شکسته

«اندام جای‌گزین»

۱۳۹۱ تیر ۳۱

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

ما به حضور هم احتیاج داریم و این تنها جنبه‌ی معنوی ندارد اگرچه ما به با هم بودن احتیاج داریم تا مهرمان را گسترش دهیم و در کنار هم باشیم تا میزانی از احساس را پراکنده کنیم ولی ما به هم بودگی نیاز داریم تا حتا دست‌ها و پاهای‌مان را به کار گیریم و از اندام در حال حرکت، به‌سوی اندام جای‌گزین حرکت پیش‌روی کنیم. آن‌چه در این تعریف عجیب به نظر می‌آید به دلیل شگفت‌آور بودن سوژه‌ی مورد بحث و رویکرد انتخابی از سوی متن به آن نیست، بلکه تعجب برانگیزاننده از فشردگی انکار اندام‌وارگی در فرهنگ عامه‌ی مشرق‌زمین و به‌ویژه فرهنگ ایران اسلامی و پیش‌تر از آن، فرهنگ جاری در ایران باستانی برمی‌خیزد. فرهنگی که اصالت را نه به مادیت و عینیت موجود بلکه به جایی در موهومات و به سوژه‌ای برساخته در دنیای غیر مادی نسبت می‌دهد. ما مدام به امر والایی در آن‌سوی دنیای مادی و ملموس حواله داده می‌شویم و از هر گونه کسب فضیلت و برتری در دنیای ماده برحذرمان می‌دارند و از سویی هرگونه تسلط ما بر جسم و اندام‌های تحت مالکیت‌مان، مذموم شمرده می‌شود و مورد قضاوت قرار می‌گیرد. اشاره به اندام و به تن دارای ماهیت و فردیت، به منزله‌ی فاصله گرفتن از امر قدسی در نظر گرفته می‌شود. آن‌گاه که فرد نه به یک مسئله‌ی کلی و غیر متبین به‌عنوان یک جسم مثالی اشاره می‌کند بلکه صرفن نگاه او به جسم و اندام خود یا دیگری، نگاهی تعیین‌یافته بر جسم و اندام از منظر شخصیت‌دهی به آن تشکل مادی است، دیگر با سویه‌ای از فرهنگ مواجه نیستیم که تمام مظاهر بالندگی تنانه را به زیر می‌کشد و هستی ساقط می‌کند.

اگر به مظاهر فرهنگ مشرق‌زمین و به‌طور اخص به مظاهر فرهنگی سرزمین ایران با دقت نگاه کنیم، می‌توان نمود اندیشه‌ی حذف تنانگی را در ادبیات، هنرهای تجسمی و معماری ایشان دید. حضور مینیاتورها در یک ساختار دوبعدی بی‌‌جنسیت رویکردی تخت و غیر متبین نه صرفن به جسمانیت بلکه رویکردی صاف نسبت به هر ابژه‌ از مظاهر دنیای مادی است از سوی دیگر این رویکرد را به اندام‌وارگی می‌توان در ادبیات هم سراغ گرفت. شاهد این سخن، نبود کلمه‌ها و عبارت‌های کافی و لازم در زبان فارسی برای جسم اندام‌های مختلف و رفتارهای جسمانی است. این‌که این سویه‌ی رفتاری نسبت به بدن از کجا ناشی می‌شود و در پی چه اندیشه‌ای جاری شده است قابل تامل و دارای اهمیت است ولی مهم‌تر از آن، ترسیم نقطه‌ی اکنون در مواجهه با این نظرگاه و رویکرد است.

باید دید این نوع شیوه‌ی موضع‌گیری و رفتار در مقابل بدن و شیوه‌ی رفتار تنانه می‌تواند چه بازخوردی در فرهنگ، منش و رفتار فردی و اجتماعی هر کدام از ما داشته باشد و تاثیر آن بر موارد دیگر جاری در جامعه چگونه است. اگر به تاریخ ایران نگاهی بیندازیم و به‌ویژه سده‌های پس از ورود اسلام به سرزمین فارسی‌زبانان را از نظر بگذرانیم، خواهیم دید که سویه‌ی تفکری و رفتاری در مورد تن در تاریخ و رفتارهای اجتماعی ملت بی‌تاثیر نبوده است حتا می‌توان به این گواه بیان کرد که طبق داده‌های موجود، همواره تن و رویکرد جامعه نسبت به آن، دست‌آویزی در خدمت قدرت‌های مسلط بر اجتماع و قوای حاکمه بوده است که به‌واسطه‌ی آن، بتوانند جامعه را در کنترل خویش قرار دهند و بر آن اعمال قدرت کنند و به‌گونه‌ای این دست‌افزار استفاده می‌شود که گویی تنها مسئله‌ی موجود برای رسیدگی و اظهارنظر در بافت جامعه همین مسئله‌ی تنانه است که باید به آن رسیدگی شود. در هر حال، جدای از توهم و سمت‌گیری‌های متعصبانه در مورد دارایی‌های فرهنگی و سبقه‌ی تاریخی‌مان باید توانا به تحلیل و نقد گذشته و اکنون در بستری از رونگری و واقع‌بینی باشیم تا بتوان از آن ره‌گذر به برون‌رفت از شرایط موجود فکر کرد و برای آن چاره‌ای اندیشید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,