شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
پس‌نشینی تند

«خداحافظ امر خصوصی»

۱۳۹۱ تیر ۳۱

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر فیلم مشهور «قاتلین بالفطره» را دیده باشید، حتمن سکانس مشهور و به یاد ماندنی معروف به سکانس «شام» را در آن اثر فراموش نکرده‌اید. «جولیت لوییس» در نقش «ملری»، خود را برای رفتن به یک میهمانی شبانه آماده کرده است که در این میان بین او و پدرش گفت‌وگوهای تندی رد و بدل می‌شود و در طی این اتفاقات پدر دایم‌الخمرش او را مورد توهین و اذیت و آزار جنسی قرار می‌دهد، نکته جالب در این میان اما ساختار این صحنه است که به شکل «رئالیتی شوهای» تلویزیونی در آمریکا ساخته شده است، گویی که انگار میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف دنیا شاهد چنین اتفاقاتی هستند و در عین حال با دیدن چنین صحنه‌ها و رفتار زشتی نه تنها آزرده نمی‌شوند بلکه می‌خندند و شخصیت‌های فیلم را مورد تشویق خود قرار می‌دهند. این کار «الیور استون» در مقام کارگردان و «کوئنتین تارانتینو» در نقش نویسنده شاید برای خیلی‌ها تازگی داشت اما نخستین بار نبود که در یک اثر سینمایی به نمایش درمی‌آمد. سال‌ها پیش از آن و در سال 1971 «وودی آلن» طنزپرداز اسطوره‌ای تاریخ سینما و در فیلم «موزها» به زیبایی و صراحت تمام از نفوذ رسانه‌ها به خصوصی‌ترین رفتارهای آدمیان، در آینده‌ای نه چندان دور خبر و هشدار داده بود.

چهار دهه پیش وقتی در فیلم «موزها» بینندگان به تماشای زنده‌ی عملیات ترور رییس‌ جمهوری یک کشور در ابتدای فیلم و پخش صحنه‌ی نخستین رابطه‌ی جنسی یک زوج در رختخواب نگاه می‌کردند و از خنده روده بر می‌شدند، در ذهن‌شان هم خطور نمی‌کرد که روزی پای دولت‌ها و نمایندگان آن‌ها یعنی رسانه‌های پرقدرت جمعی به خصوصی‌ترین مسایل زندگی نه تنها آدم‌های سرشناسی چون سیاست‌مداران و هنرمندان مشهور باز شود بلکه به تک تک امور انسان‌های عادی نیز سرک بکشند و با افتخار و بدون هیچ سرزنشی از سوی همان آدم‌ها همه‌چیزشان را به تماشای عموم بگذارند. بخش دردناک‌تر ماجرا این است که اگر دو یا سه دهه‌ی پیش از این، روزی تصویری و یا صحنه‌ای از وقوع ظلم، رنج و مسایل و گرفتاری‌های شخصی انسان‌ها نمایش داده می‌شد بخش عمده‌ی واکنش‌ها احساس درد و ترحم و دل‌سوزی بود اما همان‌طور که چهل سال پیش «وودی آلن» و دو دهه پس از او «الیور استون» به خوبی آن را اخطار داده بودند اکنون بخش فراوانی از واکنش‌ها توام با نوعی لذت پنهان برای تماشای چنین صحنه‌های درناکی هستند.

شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای و دنیای وب پر شده است از فیلم‌ها و گزارش‌هایی که پیش‌آمدهای دردناکی چون جنگ و خون‌ریزی و کشت‌ و کشتار را به آسانی برای همگان به نمایش می‌گذارند و از قضا بینندگان پرشمار و پروپاقرصی هم دارند. سرک کشیدن به زندگی خصوصی انسان‌های مهم و مشهور نه تنها دیگر مذموم شمرده نمی‌شوند بلکه اکنون شغل و حرفه‌ی پردرآمدی نیز هست. جالب است که بدانید اکنون خیلی از هنرپیشگان سینما و هنرمندان مشهور خود عمدن تصاویری از پنهانی‌ترین مسایل و عادات شخصی خود را شخصن به تماشای عموم می‌گذارند و یا از پخش و عمومی‌شدن آن‌ها جلوگیری به عمل نمی‌آورند و یا در بعضی موارد با دادگاهی کردن این مسایل، آن‌ها را بیش از پیش در برابر چشمان جهانیان می‌گذارند، چرا که خوب می‌دانند که امروزه این راه یکی از روش‌های رسیدن به شهرت در جهان رسانه‌ها است. کافی‌ست تا به رفتارهای چند سال اخیر دو بت مشهور جهان سرگرمی‌های عامه‌پسند یعنی «لیدی گاگا» و «کیم کارداشیان» نگاهی بکنید تا همه چیز دست‌تان بیاید. یک روز یکی از آن‌ها رسمن اعلام می‌کند که قرار است برای تست طبیعی بودن بافت باسن خود به آزمایش‌گاه برود و روز دیگر دیگری تصاویر زنده‌ی برهنه‌ی خود را در آشپزخانه‌ی منزلش برای میلیون‌ها بیننده‌ی مشتاق در جهان به نمایش می‌گذارد. این‌طور که جهان به پیش می‌رود شاید تا چند سال دیگر بتوانیم خصوصی‌ترین صحنه‌های زندگی چنین آدم‌هایی را یعنی از هم‌بستری‌شان با شریک جنسی خود و نظافت‌ در حمام گرفته تا حتا صحنه‌های مشمئزکننده دست‌شویی رفتن‌شان را هم به طور زنده و مستقیم تماشا کنیم و یا هم‌چون صحنه‌ی قتل در فیلم «موزها»، میلیون‌ها بیننده پاپ‌کرون به دست و تخمه در دهان روبه‌روی صفحه تلویزیون یا مانیتورها به تماشای ترور سران سیاسی و مذهبی و تکه تکه شدن اجسادشان به دست مخالفان‌شان باشیم، باور کنید هیچ چیز بعید نیست. شاید که تا چند سال بعد چیزی به نام امر خصوصی برای بشر تبدیل به موضوعی خنده‌دار شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,