شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
پس‌نشینی تند

«نیت یک ساله»

۱۳۹۱ مرداد ۰۷

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

همه‌ی ما تجربه‌ی نوشتن مشق‌های بلند و بالا، طولانی و خسته‌کننده را از یاد نبرده‌ایم. سال‌هاست که معلم‌ها و پدر و مادرها دفترچه‌های پر پروپیمان کودکان و نوجوانان را نشانه‌ی موفقیت، توانایی و کسب مهارت دانش‌آموزان می‌دانستند. کم‌تر معلمی به جزییات این رونویسی‌های بلندبالا دقت می‌کرد، خط خوش و یا ناخوش آن‌ها را مورد نظر قرار می‌داد و یا آن‌ها را از نظر غلط نوشتاری و دستوری بررسی می‌کرد. مهم‌تر این‌که هیچ کس برایش مهم نبود که این همه کار چه نتیجه‌ی مثبتی را در پی داشته و آیا سبب پیش‌رفت دانش‌آموزان شده است یا نه.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این فرهنگ و نگاه البته فقط ویژه‌ی سیستم آموزشی ما نبوده و نیست. در حوزه‌ی اقتصاد و صنعت نیز همین نگاه کهنه و سنتی هنوز در جامعه‌ی ما پابرجا است. از یاد نبرده‌ایم زمانی که دو دهه‌‌ی پیش و در انتهای دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری آقای «هاشمی رفسنجانی» انجام و تکمیل پروژه‌های عمرانی آهنگ تندی گرفته بود، کارخانه‌ها یکی پس از دیگری به بهره‌برداری می‌رسید، جاده‌ها افتتاح می‌شد و خطوط لوله‌ی آب و گاز پشت سر هم مورد استفاده قرار می‌گرفتند. همه‌ی این‌ها انجام می‌شد تا هر چه بیش‌تر لقب خودخوانده‌ی «سردار سازندگی» برازنده‌ی «هاشمی» جلوه کند. اما دیری نپایید که بسیاری از این پروژه‌ها دچار مشکلات جدی شدند و پس از افتتاح نیازمند تعمیرات و بازسازی‌. کارخانه‌هایی ساخته شده بود اما فرهنگ تولید در جامعه به درستی جا نیافتاده بود. جای پروژهای تحقیقاتی و علمی در برنامه‌ریزی‌های کوتاه و بلند مدت خالی بود و بودجه‌ای برای این امور در نظر گرفته نمی‌شد. محققین و صنعت‌گران داخلی پیش‌رفت چندانی نکرده بودند و بیش‌تر کارها هنوز به دست پیمان‌کاران خارجی انجام می‌شد و این شبیه همان مشق‌هایی بود که به جز سیاه‌کردن دفترچه‌ها نتیجه‌ای برای دانش‌آموزان نداشت.

همین روند به شکلی دیگر در دولت اصلاحات نیز تکرار شد اما این بار بیش‌تر بحث بر مسایل فرهنگی بود. فضای به نسبت بازی برای فعالیت مطبوعات، احزاب و اهل هنر و فرهنگ ایجاد شده بود اما وقتی هشت سال بعد این دوره نیز به پایان رسید در کارنامه‌اش چیزی زیادی به جز چندین روزنامه‌ی تعطیل و لغو امتیازشده، فیلم‌های توقیف و یا اکران‌نشده و شماری روزنامه‌نگار و فعال سیاسی دربند باقی نمانده بود. در حقیقت در حوزه‌ی فرهنگ اجتماعی و سیاسی مردم و اهل هنر و فرهنگ و سیاست ما، تغییر جدی و اساسی صورت نگرفته بود و هنوز هیچ فرد و یا گروهی تاب و تحمل اندیشه‌ی مخالف خود را نداشت. همه‌ی این‌ها نشان از این داشت که هم‌چون حوزه‌ی علم و اقتصاد در زمینه‌ی فرهنگ و هنر نیز هیچ کار و اقدام ریشه‌ای صورت نگرفته و انجام نشده بود.

چندی است که با نزدیک شدن به پایان دوره‌ی ریاست‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد»، او هم دقیقن جا پای پیشینیان خود گذاشته است و همان رفتاری را از خود بروز می‌دهد که از آقای «هاشمی» دیده بودیم اما به شکلی دیگر. آقای «احمدی‌نژاد» با ادامه‌ی رفتار پوپولیستی هفت سال گذشته‌اش سعی در افتتاح پروژه‌های کوچک در مناطق به اصطلاح محروم دارد تا از این راه بر محبوبیت نسبی خود بیافزاید. این کار اما به قیمت حذف بسیاری از بودجه‌های ضروری در بخش‌های دیگری صورت می‌گیرد که متاسفانه مشکلات خود را به تدریج و در سال‌های بعد نشان خواهد داد. ضمن این‌که انجام، تکمیل و اجرای پروژه‌های عجولانه، بدون این‌که مقدمات لازم و کارهای کارشناسی ضروری برای آن‌ها صورت بگیرد به جز ناکارآمدی و یا عمر بهره‌ی کوتاه، ثمر دیگری نخواهد داشت. به هر روی روزی باید رشته‌ی این رفتار اشتباه و غلط بریده شود و سیاست‌مداران و مدیران نتایج درازمدت را بر منافع کوتاه مدت خود ترجیح دهند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,