شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
دایره‌ی شکسته- بخش نخست

«آن‌چه نمرده است و نمیرد»

۱۳۹۱ مرداد ۱۵

 مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

در گذشته کسانی بودند که به هر دلیلی و با هر استدلالی از خوردن گوشت حیوانات امتناع می‌کردند و یا در زمینه‌های دیگری از مواد غذایی پرهیزگاری پیشه می‌کردند. این پرهیز صرفن به نوع ماده‌ی غذایی محدود نمی‌شد بلکه گاهی نوع طبخ و شیوه‌ی عمل‌آوری آن نیز دارای اهمیت بود. گاهی گروهی از افراد در زمان‌های خاصی آیین‌های غذایی ویژه‌ای را در دستور کار قرار می‌دادند و البته پسندهای فردی و گروهی هم وجود داشتند و گاهی هم محدودیت یا فراوانی موجود در محیط هم مسئله‌ ایجاد می‌کرد. در هر حال یکی از بارزترین نمودهای آیینی تغذیه در زمانه‌ی ما، گیاه‌خواری و در زیر مجموعه‌ی آن، خام‌گیاه‌خواری است. در گیاه‌خواری فرد از خوردن گوشت حیوانات پرهیز می‌کند و گاهی محصولات مازاد آن‌ها را نیز مورد استفاده قرار نمی‌دهد ولی در خام‌گیاه‌خواری پا را از این فراتر می‌گذارد و ضمن رعایت اصول آیین نخست، خوردن غذاهای پخته‌شده، نمک سود شده و در مجموع خوردن غذاهایی که فرآیندی بر آن‌ها تحمیل شده باشد را از دستور غذایی خود خارج می‌کند. دسته‌های دیگری هم هستند که به شیوه‌های دیگری و با روش‌های مبتنی بر اصول دیگری خوراک خود را برمی‌گزینند. هر کدام از این دسته‌ها برای خود دلایلی می‌آورند، هر کدام طرف‌داران خود را دارند در عین حال که مخالفانی هم هستند و پیروان همه‌ی آن‌ها در مجموع در این اندیشه هستند که راهی که می‌روند راه منتهی به سلامت است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گروهی از آن‌ها این سلامت را به سلول‌ها و اندام‌های خود مربوط می‌دانند و در نهایت به سلامت فکر و انرژی حرکتی می‌پردازند و گروهی هم غذای جسم را مرتبط با غذای روح و روان می‌دانند و تغذیه را به مسایل ماورایی ربط می‌دهند. صحبت بر سر درست بودن یا درست نبودن حرف این یا آن گروه نیست، صحبت حتا بر سر این نیست که چقدر سلامت ایشان با حذف گروهی از مواد غذایی یا اضافه کردن بسته‌های جدید به تغذیه‌ی روزانه‌شان به خطر می‌افتد یا ارتقا می‌یابد. صحبت در این جستار بر سر دو نکته است که در پی هم وجودشان لازم و ملزوم هم هستند.

دوستان گیاه‌خوار ما خارج مسایل سلامت و بهداشت، به مواردی اشاره می‌کنند که آن‌قدرها که فکر می‌کنند منطقی و حتا اخلاقی هم نیست. یکی از مواردی که ایشان به شدت بر آن پای می‌فشرند، مسئله‌ی حق حیوان است و این‌که ما نباید به‌واسطه‌ی خودخواهی‌مان که فکر می‌کنیم اشرف مخلوقاتیم و به دلیل تسلط‌مان بر موجودات زنده، این موجودات بی‌گناه را خوراک خود قرار دهیم زیرا آن‌ها هم چون ما حق حیات دارند. در واقع در این مبحث دو نکته‌ی عمده نهفته است که قابل بررسی هستند. نخست تعریف ما از موجود زنده و دوم دامنه‌ی اخلاقیات و تعیین حدود در حالی‌که با کمی تامل و میزانی از تحلیل منطقی، می‌توان به این نتیجه رسید که آن‌چه در حیطه‌ی اخلاق و زیست در مورد حیوانات به آن اشاره می‌کنیم، چیزی جز توهم خام‌دستانه‌ی ما نسبت به موضوع نیست به گونه‌ای که همواره ما را در توهم فرو می‌برد و عذاب وجدان‌مان را به کار می‌اندازد. صحبت از راه اشتباه استدلال دوستان گیاه‌خوار، به معنی رد حق ایشان در زمینه‌ی انتخاب خوراک برای خود نیست و حتا به این معنی هم نمی‌تواند باشد که آن‌ها با دلایل مکفی حق اشاعه‌ی این گونه‌ی رفتاری را ندارند ولی این‌که این افراد با حربه‌ی عذاب وجدان و با نهیب خارج شدن از مرز اخلاقیات و هشدارهای این‌چنینی دیگرانی که در راه ایشان نیستند را مورد مذمت قرار دهند، کاری در نهایت غیراخلاقی است. اگر ما به دلیل گرفتن جان از موجود زنده‌ای که ذی‌حق به ادامه‌ی حیات است به گیاه‌خواری روی می‌آوریم و اگر به این واسطه، به دیگرانی که خارج از حلقه‌ی ما هستند، برچسب خروج از اخلاق می‌زنیم، باید بدانیم که ما خود بیش از هر کسی غیر اخلاقی عمل می‌کنیم چراکه نخست ما هم با گیاه‌خواری جان موجودی را می‌گیریم و از آن هم مهم‌تر این‌که ما با ایجاد شبهه برای دیگران غیر خودی، به ایشان نسبت غیر اخلاقی داده‌ایم و این خود بدتر از هر چیز دیگری است. مشکل این‌جاست که درک ما از موجود زنده، صرفن به میزان هم‌ذات‌پنداری ما نسبت به آن موجود زنده برمی‌گردد تا دلایل عقلانی و علمی.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,