شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
پارس‌نامه

«تخت ابونصر»

۱۳۹۱ مرداد ۱۶

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

در شش کیلومتری شرق شیراز، بر بالای یک تپه بقایای بناها و یک حصار سنگی، دیوارهای آجری، ساختمان‏‌های خشتی و آستانه‏‌های سنگی فرو افتاده دیده می‏‌شوند. در آن‏‌جا تعدادی نقش برجسته از نوع نقوش تخت جمشید نیز وجود دارند. از نقش برجسته‏‌ها و آستانه‏‌های سنگی عهد هخامنشی فقط یک آستانه برپا مانده و نقش خدمت‌گذاری که ظرفی در دست دارد بر دیواره‌‏های آن حجاری شده است. به عقیده برخی دانش‌مندان، قطعات مزبور را از تخت جمشید به این محل آورده و مورد استفاده مجدد قرار داده‏‌اند. این قلعه در بعد از اسلام مقر «ابونصر» یکی از والیان فارس بوده و «تخت سلیمان» نیز نامیده می‌شده و جهان‌گردان و خاورشناسان همین نام را در کتاب‌های خود نوشته‌اند و تنها از 100 سال پیش به این طرف نام «قصر ابونصر» بر آن گذاشته شده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 باستان‌شناسان می‌گویند که این قصر در زمان ساسانیان اولین منزل‌گاه راه شاهی برای توقف شاهان در مسیر تخت جمشید به شوش به شمار می‌رفته. در سال‏‌های 1311 خورشیدی هیت علمی موزه «متروپولیتن» نیویورک کاوش‏های علمی در آن‌جا انجام داد و نمونه‏‌های سفال و قطعات ظروف سنگی عهد هخامنشی را با سکه‏‌ها و آثاری دیگر از عهد سلوکی، اشکانی و ساسانی کشف کرد. معلوم شد که در عهد اشکانیان بنایی محکم و محصور در آن‌جا احداث شده و در زمان ساسانیان هم مورد استفاده کامل بوده است. احتمالن پیش از دوران اسلام چندین قلعه در حول و حوش محل کنونی شهر شیراز فعلی وجود داشته و قصر ابونصر یکی از این قلعه‏‌ها بوده و در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ به شماره ۱۳ در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده است.

محوطه پایین و مجاور قصر ابونصر را به نام «دشت خضر» می‏خوانند و بقاعی هم در آن‌جا وجود دارند. امروزه به محلی که در نزدیکی این قصر بود و معروف به قصرابونصر بوده شهرک «امام حسین» می‌گویند. افرادی که در این محل زندگی می‌کرده‌اند با فامیلی فراحی (در بعضی موارد با پسوند قصرابونصری) هستند. اما چرا از بین همه‌ی پای‌گاه‌های باستانی ساسانی این یکی را کاوش کرده‌اند که مزیتی نسبت به دیگران ندارد؟ دلیلش کمی خنده‌دار است. چون فکر می‌کرده‌اند که این هم مربوط به زمان هخامنشیان است.

داستان این است که به خاطر وجود سردر سنگی و یک سری آثار سنگی مشخصن هخامنشی دیگر که در تخت ابونصر وجود داشت، مطمئن بودند که کار کار هخامنشی‌هاست. ولی کمی که کاوش کردند، برخوردند به چند قطعه‌ سنگ تراش‌خورده‌ی هخامنشی که به جای سنگ لاشه، لای جرز و توی پی دیوارها کار شده بود. به این ترتیب مشخص شد که تخت ابونصر مربوط به بعد از هخامنشیان است و آن سنگ‌ها هم توسط کسی (احتمالن عضد الدوله دیلمی) از تخت جمشید به این‌جا آورده شده است.

این رسم سنگ‌دزدی از تخت جمشید، رسمی بوده که در تمام دوران‌های تاریخی بعد از متروکه شدن آن، (از دوره سلوکی تا قاجار) ادامه داشته است و انواع و اقسام سنگ‌های دزدیده‌شده را می‌توان در شعاع صد کیلومتری تخت جمشید پیدا کرد. به هر حال آن سردر به جای اصلی خودش در تخت جمشید برگشت و بقیه سنگ‌های هخامنشی هم به جاهای دیگر منتقل شدند. از جمله این پایه ستون که الان در موزه‌ی سنگ شیراز (تکیه هفت تنان) نگه‌داری می‌شود. اما گروه کاوش دانش‌گاه شیکاگو، بعد از این که متوجه شدند پای‌گاه مربوط به هخامنشیان نیست، کار کاوش را ادامه دادند و اشیا مفصلی مربوط به دوره‌های مختلف از سلوکیان گرفته تا بعد از اسلام پیدا کردند.

«ریچارد فرای» (همان ایران‌شناس نام‌داری که وصیت کرد که بعد از مرگ در کنار زاینده رود خاکش کنند)، کتابی دارد در بررسی آثار ساسانی کشف شده در تخت ابونصر، که می‌گوید: «که من همه‌ی عکس‌های سیاه و سفید این پست را از آن کتاب نقل کرده‌ام. اشیای باستانی کشف شده در تخت ابونصر نشان می‌دهد که این قلعه شهر زمانی تجارت بسیار پر رونقی داشته و احتمالن یک شاه‌راه تجاری در جنوب ایران بوده است. حتا چند سکه و مهر چینی و یونانی هم در مجموعه‌ی کشفیات تخت ابونصر به چشم می‌خورد.»

فرای حدس می‌زند شاید آن شیراز که در لوحه‌های گلی باروی تخت جمشید نام برده می‌شود، همین تخت ابونصر باشد و شهر شیراز فعلی، بعد از متروکه شدن این پای‌گاه تاسیس شده باشد. در زمان انجام کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت ابونصر (۱۹۳۱-۱۹۳۳ یا ۱۳۱۰-۱۳۱۲)، حتا حافظیه هم خارج شهر شیراز واقع شده بوده، چه برسد به این‌جا که تقریبن هشت کیلومتر دورتر از آرام‌گاه «حافظ» است. الان اما محوطه‌ی باستانی در محدوده‌ی شهر است و نزدیکی‌هایش بلواری است به نام بلوار ابونصر و دور تا دورش را هم محله‌ی نسبتن فقیرنشینی احاطه کرده است.

آسیب‌های وارد شده به این بنای با ارزش تاریخی نه تنها از گذشته به ارث رسیده بلکه امروز نیز هم‌چنان مشکلات و فرسایش‌های ناشی از عدم مراقبت و محافظت ادامه دارد و هر روز نیز بر میزان آسیب‌های آن افزوده می‌شود. طی سال‌های گذشته هر از گاهی مسوولان مرتبط به امور شهری و میراث فرهنگی یادی از این قصر تاریخی کرده و مدعی می‌شوند این اثر را تا چندی دیگر برای حضور گردش‌گران آماده‌سازی خواهند کرد.

اما پس از این سال‌ها تنها مهمانان این قصر، پرندگان و حیواناتی هستند که شب را در خرابه‌های این بنای تاریخی به آسودگی سر می‌کنند. طی دو روز حضور خبرنگار مهر در این بنای تاریخی تنها موجوداتی که گویا این بنا برای‌شان اهمیت داشت همین حیوانات بوده‌اند که در سایه دیوار آن لمیده و هر از گاهی نیز از آن بالا رفته و در پی آن قطعاتی از این سنگ‌ها نیز به پایین پرت می‌شد و دریغ از حضور حتا یک نفر که حداقل از تخریب‌های این چنینی جلوگیری کند.

برای پیدا کردن این آثار باستانی تنها منبع موثق اهالی محل هستند زیرا مانند اکثر بناهای دیگر تابلوی راهنمای گردش‌گران در منطقه به صورت محدود دیده می‌شود و به همین خاطر باید هر 100 متر توقف کرده و مسیر را از کسبه و اهالی منطقه پرسید و زمانی که راه دست‌رسی پیدا شد آن‌گاه است که باید کوچه پس کوچه‌های سربالایی و باریک طی شود تا به نزدیکی جاده خاکی منتهی به بنا برسیم. اولین موضوعی که پس از طی شدن این کوچه پس کوچه‌ها نظر هر بیننده‌ای را جلب می‌کنند تخلیه ضایعات و مصالح ساختمانی در 50 متری اثر است که گویا افراد بدون کم‌ترین دغدغه خاطری از هرگونه برخوردی، ضایعات ساختمانی خود را خالی کرده و با خیالی آسوده از محل دور می‌شوند.

پس از این منظره نه چندان جذاب برای گردش‌گران، آن وقت باید مسیری ناهموار به فاصله‌ای حدود 50 متر طی شود تا وارد قلعه شد اما نه قلعه بلکه خرابه‌ای از یک ساختمان که تنها دیواری از آن باقی‌مانده است. البته برای دیدن پشت این دیوار هیچ‌گونه راه دست‌رسی وجود ندارد و طرفین دیوار قلعه که بر روی تپه‌ای قرار دارد به پرت‌گاهی ختم می‌شود که برای مشاهده طرف دیگر باید خطر سقوط را به جان خرید. البته به غیر از ویران شدن روزمره این اثر که در پی عدم محافظت و مراقبت مستمر رخ داده عوامل انسانی را نیز می‌توان‌ در این مورد دخیل دانست و آن هم روشن کردن آتش توسط ول‌گردان درگوشه‌های مختلف قلعه و تخریب دیوار و هم‌چنین یادگاری نویسی چندین متری افراد بر روی آن است.

طی این مدت حضور خبرنگار مهر در این بنا تنها حیوانات بودند که به راحتی در این اثر تردد می‌کردند و برای خود در گوشه گوشه آن پناه‌گاهی ساخته بودند گویا تخت ابونصر به جای این‌که باید میزبان گردش‌گران و بازدید کننده‌ها باشد جای‌گاهی ویژه آن‌هاست که باید در آن آسوده باشند. اگر چه در خیلی از آثار تاریخی شیراز گردش‌گران تنها در ایام نوروز از آن‌ها بازدید می‌کنند اما بر اساس شنیده‌های خبرنگار مهر از ساکنان محل همان ایام نوروز نیز کسی از این اثر بازدید نمی‌کند و البته عدم رغبت نسبت به بازدید از این محل نیز با وجود شرایط نامساعد و تخریب‌های روزمره آن چندان دور از انتظار نیست.

یکی از اهالی این منطقه که در نزدیکی این بنا زندگی می‌کند به خبرنگار مهر گفته: «هر از چند گاهی عده‌ای در این محل فیلم‌برداری می‌کند و ادعا دارند که قرار است این محدوده به منطقه‌ای تفریحی و گردش‌گری تبدیل شود اما تاکنون که این اتفاق روی نداده است‌. البته اخباری که طی این مدت از سوی مسوولان مطرح شده نیز دلیلی بر درستی این ادعاست البته تا جایی که گفته می‌شود این مکان قرار است به منطقه گردش‌گری تبدیل شود اما عملیاتی شدن این موضوع تاکنون صورت نگرفته و هم‌چنان قصر ابونصر در حاشیه شهر بدون کوچک‌ترین توجهی تخریب می‌شود.»

با این تفاسیر شاید بتوان این آرزو را داشت که ای کاش وقتی هیت کاوش متوجه شد این بنا متعلق به دوران هخامنشیان نیست دست از ادامه کاوش می‌کشید تا سرنوشت این قلعه نیز به شرایط امروز نرسد زیرا پس از استخراج آثار درون قلعه دیگر کمترین محافظت و حتا کاوش‌های دیگر نیز از این بنا دریغ شد. به هر حال باید در نظر داشت که این آثار باستانی که روزانه در حال فرسایش هستند جزیی از تمدن و فرهنگ این سرزمین بوده و محاظفت از آن‌ها حداقل اقدامی است که باید برای این بناها صورت گیرد.

منبع‌ها:

http://oi.uchicago.edu/gallery/pa_iran_paai_asf/index.php/10C9_72dpi.png?action=big&size=resize&fromthumbnail=true

سایت تخصصی «میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردش‌گری».

تخت ابونصر – نگاهی به دقت صادق هدایت

ویکی پدیا

خبرنگار مهر

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,