شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
کتاب‌خانه‌ی کوچک من

«جامعه‌ی نمایش»

۱۳۹۱ مرداد ۱۷

نهال نوریان/ رادیو کوچه

درست به همان شیوه‌ای که کتاب‌های انقلابی خود را به دست خواننده‌ی خویش می‌رساندند، به نظر می‌رسد بر روی جلد «جامعه‌ی نمایش» نیز به‌جای نام ناشر الکترونیکی کتاب، گزاره‌ی «قیام» بر آن حک شده است تا کتاب حاضر، این بار از طریق دنیای مجازی به دست خواننده‌ی خود برسد. «جامعه‌ی نمایش» در حوزه‌ی رسمی کتاب نیز توسط نشر آگاه و به‌همت بهروز صفدری در سال 1382 منتشر شد. همان کتابی که گی دبور در سال 1967، به‌عنوان اثر اصلی خود آن را انتشار داد. دبور در این کتاب با تبیین موقعیتی نمایشی یا برای نشان دادن تسلط تصویرها بر زیست هر روزه‌ی بشر، تمام شکل‌های دیگر حاکمیت را نشان می‌دهد. او به این ترتیب، به سیستم دست‌مزد کار و تولید کالا و تمام سیستم‌های سلسله‌مراتبی ایراد می‌گیرد و اذعان می‌دارد که این‌گونه حاکمیت‌ها تنها در سایه‌ی ‌نمایش به قدرت غیر قابل مهارشان ادامه می‌دهند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«جامعه‌ی نمایش» بر دانش‌جویان شورشی در مه 1968 بسیار تاثیر گذاشت به‌طوری که از نوشته‌های این کتاب، به‌عنوان گرافیتی بر دیوارهای پاریس برای نشان دادن اعتراض استفاده شد. در سال 1973 دبور فیلم «جامعه‌ی نمایش» را ساخت و در سال 1989 به‌منظور تثبیت نظرگاه تئوریک خود، یادداشت‌هایی بر «جامعه‌ی نمایش» نوشت. این نویسنده‌ی فرانسوی، در سال 1931 در پاریس متولد شد. او در سال 1950 فعالیت خود را با لتریست‌ها آغاز کرد. لتریسم که آن‌زمان جنبش هنری آوانگاردی به حساب می‌آمد، توسط ایزودور ایزو پایه‌گذاری شد. لترسیت‌ها به تلفیق شعر و موسیقی و تغییر فضای شهری در زیست‌بوم هنر علاقه‌مند بودند. آن‌ها در آغاز به حروف و نشانه‌های گفتاری و دیداری دیگر پرداختند و همین ماجرا دلیل نام‌گذاری لتریست‌ها شد. در سال 1960 سیتواسیونیست‌ها از دل لتریسم بیرون آمدند. آن‌ها مجله‌ی خود را بنیان گذاشتند و گی دبور خود را به‌عنوان رهبر ایشان می‌دانست. بیش‌تر اعضای اصلی SI، روشن‌فکران و هنرمندانی بودند که مانند خود دبور، از بدنه‌ی جنبش داداییسم و سورئالیسم جدا شده و به‌دنبال جای دیگری می‌گشتند تا جامع‌تر و مانع‌تر به پرسش‌های‌شان پاسخ گوید. اعضای گروه، به همان شتابی که به آن ورود می‌کردند، از آن اخراج می‌شدند و در نهایت در سال 1963 همگی اعضای اصلی، کنار گذاشته شده بودند و یا گروه را ترک کرده بودند. در آغاز جنبش SI، هدف، برهم زدن مرز بین هنر و فرهنگ و زندگی روزمره، به‌منظور یکی کردن آن دو بود. آوانگاردهای این جنبش، معتقد بودند که نظام سرمایه‌داری، خلاقیت را منحرف می‌کند و محدودیت از این طریق به آن مسلط می‌شود به‌طوری که بدنه‌ی جامعه را به دو گروه مصرف‌کننده و تولیدکننده و یا بازی‌گر و تماشاچی تقسیم می‌کند. در واقع سرچشمه‌ی ایده‌ی کتاب «جامعه‌ی نمایش» نیز به همین شیوه‌ی اندیشگانی مربوط می‌شود و نکته‌ی در خور توجه آن‌جا ست که این‌گونه نوشتارها در ساحت پیوسته به تبار ماده‌گرای خود، سرانجام از پرداخت و تعیین سویه نسبت به هگل و مارکس مصون نمی‌مانند حتا اگر سویه‌ای انتقادی را هم برای پرداخت خود برگزینند اگرچه گی دبور در «جامعه‌ی نمایش» کوشش دارد تا فرزند زمان خود باشد.

«تصاویری که از این و آن جنبه‌ی زندگی کنده شده‌اند در مجرای مشترکی ممزوج می‌شوند که در آن، وحدت این زندگی دیگر نمی‌تواند برقرار گردد. واقعیت این جزئن در نظر گرفته‌شده، به مثابه شبه جهان مجزایی که ابژه نظاره است و بس، در واحد کلی خود بسط می‌یابد. تخصصی شدن تصاویر جهان در جهان خودمختارگشته‌ی تصویر، جامه‌ی عمل می‌پوشد که در آن چیزهای دروغین به خود دروغ می‌گویند. نمایش در کل، به‌عنوان وارونگی ملموس زندگی، روند خودمختار چیزهای غیر زنده است.»

 فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,