شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
دایره‌ی شکسته- بخش دوم

«آن‌چه نمرده است و نمیرد»

۱۳۹۱ مرداد ۱۷

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

یکی از بارزترین نمودهای آیینی تغذیه در زمانه‌ی ما، گیاه‌خواری و در زیر مجموعه‌ی آن، خام‌گیاه‌خواری است. در این میان، گیاه‌خواران متوسل به دلایل و تحلیل‌هایی می‌شوند که منطق درستی را در پیش نمی‌گیرند برای نمونه، استدلال در مورد لزوم احترام به حق حیات حیوانات بدون در نظر گرفتن حوزه‌ی زیستی یک گیاه، غیر منطقی است و این به معنی رد حق ایشان در زمینه‌ی انتخاب خوراک برای خود نیست و حتا به این معنی هم نمی‌تواند باشد که ایشان با دلایل مکفی حق اشاعه‌ی این گونه‌ی رفتاری را ندارند ولی این‌که این افراد با حربه‌ی عذاب وجدان و با نهیب خارج شدن از مرز اخلاقیات و هشدارهای این‌چنینی دیگرانی را که در راه ایشان نیستند مورد مذمت قرار دهند، کاری در نهایت غیر اخلاقی است. مشکل این‌جاست که درک ما از موجود زنده، صرفن به میزان هم‌ذات‌پنداری ما نسبت به آن موجود زنده برمی‌گردد تا دلایل عقلانی و علمی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر نگاه دقیق‌تری به رویکرد خود به مسایلی که در حوزه‌ی زیست و حقوق جان‌داران می‌گذرد بیندازیم، شاید تحلیل ما نسبت به کلیت مسئله دگرگون شود. ما در مورد حقوق چه موجوداتی سخن می‌گوییم؟ چه موجودی را ذی‌حق می‌دانیم تا در مورد حقوقش صحبت کنیم؟ آیا صرف جان‌دار متحرک بودن به این معنی است که آن موجود زنده دارای حق حیات است و حتا دارای حق موجودیت است؟ آیا موش‌های آزمایش‌گاهی یا سوسک‌های حمام موجود زنده نیستند؟ آیا کرمی که در بدن ما زندگی می‌کند یا ویروسی که زیست‌مان را مخدوش می‌کند، می‌تواند دارای حق زندگی باشد و آیا ما می‌توانیم حق زندگی‌شان را تضمین کنیم؟ درخت‌های کهن‌سال خیابان ولیعصر چطور؟ قربانی‌های محرم و رمضان و شعبان و عید فطر و عید قربان چطور؟ شاید بتوان به این نوع نگاه خورده گرفت از این جهت که همه‌چیز را با یک سنگ محک می‌سنجد و از سویی ارزش‌مندی و قاعده‌مندی را در یک سطح هم‌طراز یک‌سان‌ساز می‌نشاند به گونه‌ای که انتفاع بشر را در نظر نمی‌آورد. پاسخ این است که شاید این نوع دید بسیار ذره‌بینی و موشکافانه عمل کند و انتفاع بشر را به‌عنوان ذی‌نفع در نظر نگیرد ولی مسئله‌ی نخست بر سر این است که موردی مانند اخلاقیات را نمی‌توان به این صورت محدود کرد و دوم این‌که اگر بنا باشد انتفاع آدمی در شمار آید که دیگر یکی از مفروضات گیاه‌خواری نیز به حاشیه رانده می‌شود و آن گرفتن جان موجودات برای جان‌بخشی به آدمی است. اشکال عمده لزومن در استدلال آدمی در این مورد و مواردی نظیر این نیست بلکه بیش و پیش از آن، مسئله‌ی بشر با چنین مواردی، دامنه‌ی تصور و حیطه‌ی آگاهی او نسبت به آن مورد است و از سوی دیگر باید موقعیت منظرگاه فرد نسبت به مسئله را نیز در نظر گرفت. این‌که ما حضور هر موجودی را که به لحاظ ساختاری به ما نزدیک‌تر باشد، مشروع‌تر بدانیم همان‌قدر بی‌اساس است که نیازهای بشر را در این سطح از یاد ببریم و نادیده بگیریم.

اگر گمان کرده‌ایم که بدون مبارزه و بدون حذف دیگری می‌توانیم زندگی کنیم، راه را به اشتباه رفته‌ایم و خیال باطل کرده‌ایم چراکه ما از همان لحظه‌ی هستی یافتن‌مان، دست به حذف زده‌ایم چراکه جز این میسر نیست. واقعیت این است که آدمی با توافقی ضمنی، برای زنده ماندن و برای زندگی بخشیدن نیاز به بهره‌وری از موجودات زنده‌ی دیگر این کره‌ی خاکی دارد همان‌طور که موجودات دیگر نیز برای زیست خود از این امکان استفاده می‌کنند. اگر در حال حاضر امکان‌های زندگی مدرن و صنعتی به فرد این اجازه را می‌دهد که بدون دغدغه‌ی کاهش آذوقه، نقصان زیستی و مواردی از این دست، بدون دغدغه و با آزادی انتخاب برای خود برنامه‌ی غذایی مبتنی بر سلیقه داشته باشد، معنی‌اش این نیست که او از چرخه‌ی تنازع برای بقا کنار کشیده است. شاید به‌تر باشد بگوییم گیاه‌خواری بیش از هر چیزی و بیش از هر نمود بیرونی، بشر را در جای‌گاه اعتباربخشی به حضور خود می‌نشاند به گونه‌ای که او خود در آن دایره‌ای که نزاع برای بقا وجود دارد دخیل نمی‌داند که حتا بخواهد تعیین جای‌گاه کند. بشر خود را کنار کشیده است و در تلاش است تا این بازی کهنه‌ی روزگار را به فراموشی بسپارد چراکه رویای جاودانگی او را مخدوش می‌کند پس به‌جانب حذف هر آن‌چه این رویا را دچار اغتشاش می‌کند گام برمی‌دارد. در هرحال، پرداختن به دلایلی که ما را در این جای‌گاه کنونی نشانده است شاید در آغاز به نظر ساده آید، ولی آن‌قدرها هم که تصور می‌شود خطی و سطحی نیست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment


  1. hoda
    1

    Labelab laaaa!!! Kheili ham kare doroste giyah khari! kheili az giyah khara az mahi va tokhmemorgh baraye taghzie dorost mikonan! Gosht khari toye donyaye taghziye emrooz rad mishe! Khode doctoraye taghziye aghide daran baraye zendegiye salem donya bayad begiyah khari ro biyare! ye kam matalebi ke neveshtid baraye 100 sal pish nist? Toro khoda etelatetono beroz konid!!! Nadid in mozakhrafato mardom bekhonan!!!