شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
پس‌نشینی تند

«از بد حادثه»

۱۳۹۱ مرداد ۲۳

اکبر ترشیزاد/ رادیو  کوچه

بچه که بودیم پدر و مادرها به ما توصیه می‌کردند که وقتی گم شدیم و یا دچار مشکلی شدیم به پلیس پناه ببریم. این داستان کلیشه‌ای فیلم‌های فارسی بود که زنان و دختران بی‌پناه وقتی از همه جا مانده و آواره و بی‌کس می‌شدند برای در امان ماندن از شر اراذل و اوباش به بیوت و دامان اهل دین و عرفان می‌آویختند و تا یافتن سر پناهی تازه، شب را با آرامش و آسایش در آن‌جا سر می‌کردند. وقتی بلایایی هم‌چون زلزله و سیل پیش می‌آمد، مردم هلال احمر و بنگاه‌های خیریه را امین خود می‌دانستند و با جان دل کمک‌های نقدی و غیرنقدی خود را به آن مراکز می‌سپردند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در طول سه دهه حکومت مذهبی در ایران اما بسیاری از باورهای عمومی مردم تغییر کرد. روحانیت، علما و بزرگان دین جای‌گاه قابل اعتماد خود را در میان عموم مردم از دست دادند. پلیس و نیروهای نظامی و انتظامی که زمانی نام آن‌ها یادآور غیرت و وطن‌پرستی بود در باور بسیاری از مردم و به ویژه جوانان، به مشتی مزدور و آلت دست تبدیل شدند که برای حفظ حکومت فاسد دینی، دست به هر جرم، جنایت و خشونتی می‌زنند. اهل عرفان دیگر در چشم مردم، آن عاملین به نصایح زیبای خود نیستند بلکه واعظانی‌اند که به آسانی و نه در خلوت که آشکارا، آن «کار دیگر» می‌کنند. واقعیت این است که تغییر این ذهنیت‌های سنتی در باور مردم شمشیری دو لبه بوده است. این اتفاق که ریشه در پیش‌آمدهایی دارد که در سه دهه‌ی گذشته بر جامعه و مردم ما رفته است، در عین حال که توانسته است مشتی کلیشه‌ی غلط و بی‌اساس را در مورد اهل دین و عرفان بشکند و به دور بریزد از سوی دیگر به سبب عمل‌کرد شمار محدودی موجب گسترش بی‌اعتمادی عمومی به نهادهایی شده است که هر جامعه‌ای به حضور آن‌ها در مواقع حساس و پیش‌آمدهای ناگوار به شدت نیازمند است و عملن کشور بدون وجود آن‌ها دچار مشکل خواهد شد.

دو روز پیش باز فاجعه‌ی دیگری پیش آمد و زمین سرزمین ما لرزید. جمعی کشته و شمار بیش‌تری زخمی شدند. موج هم‌راهی و هم‌دلی هم‌وطنان‌مان در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد و در غیاب و ضعف آشکار صدا و سیما مردم این وظیفه را بر عهده گرفتند، اما آن‌چه که دردناک‌تر از همه چیز به نظر می‌رسد فضای غم‌انگیز بی‌اعتمادی کامل از ارگان‌هایی است که وظیفه‌‌‌ی اصلی کمک‌رسانی به مردم مصیبت‌زده را بر دوش دارند. سمت و سوی بیش‌تر توصیه‌ها در این جهت بود که مردم به هیچ عنوان کمک‌های نقدی و غیرنقدی خود را به دست این نیروها ندهند و تا حد امکان این وظیفه را به افراد مورد اعتماد خودشان بسپارند. همه می‌دانند که کار کمک‌رسانی به بازماندگان چنین فجایعی امری تخصصی است که از عهده‌ی افراد عادی برنمی‌آید و دامن زدن به جو بی‌اعتمادی موجود در جامعه نسبت به این نیروها نتیجه‌ای به جز دل‌سردی چنین افرادی در بر نخواهد داشت. درست است که عمل‌کرد نادرست برخی از بنگاه‌های خیریه هم‌چون «کمیته‌ی امداد امام» و عدم امانت‌داری و فسادهای مالی برخی از مسوولان این سازمان در به وجود آمدن این فضا موثر بوده است اما گسترش این تهمت به تمامی بنگاه‌ها و سازمان‌های خیریه ناسپاسی در حق شمار فراوانی از کارمندان زحمت‌کش و دل‌سوزی است که با کم‌ترین میزان حقوق و در گرما و سرما برای نجات و یاری هم‌وطنان‌مان تلاش می‌کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,