شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
پس‌نشینی تند

«پشت به نیک نامی»

۱۳۹۱ مرداد ۲۴

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

حتمن در خبرها خوانده‌اید که شماری از ورزش‌کاران شرکت کننده در المپیک لندن ناپدید شده و به کشور خود بازنگشته‌اند. بقیه‌ی ماجرا و آن‌چه که پس از آن پیش می‌آید نیز برای همه روشن است، این افراد به کشور انگلیس درخواست پناهندگی خواهند داد و دیگر هیچ‌گاه به کشور خود باز نخواهند گشت. این موضوع برای نگارنده یادآور حکایت مشابه تلخی بود که خود بارها به چشم دیده بود. اوایل دهه‌ی هشتاد خورشیدی بود که وزارت فرهنگ و ارشاد و اسلامی، وزارت علوم و سازمان تربیت‌بدنی جمهوری‌اسلامی در اقدامی هماهنگ شروع به ایجاد محدودیت‌ها و موانع جدی کردند تا از پناهندگی هنرمندان و ورزش‌کاران ایرانی به کشورهای دیگر جلوگیری به عمل بیاورند. علت این امر هم عدم بازگشت شمار فراوانی از اعضای گروه‌های هنری و یا تیم‌های ورزشی بود که برای شرکت در جشن‌واره‌ها و یا مسابقات رسمی و یا دوستانه به کشورهای غربی سفر کرده بودند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

واقعیت این است که شرایط زندگی برای یک ورزش‌کار نیمه‌حرفه‌ای و یا هنرمند آماتور در کشوری عقب مانده بسیار دشوار است و صرف شرکت در یک دوره از مسابقات بین‌المللی هم‌چون المپیک در نهایت خوش‌بینی می‌تواند برایش یک مدال و جایزه‌ی اندک نقدی به ارمغان بیاورد و سپس هیچ. برای چنین افرادی بازگشت به میهن برابر است با ادامه‌ی یک زندگی سخت که به هیچ عنوان با میزان تلاشی و رنجی که این افراد برای رسیدن به موفقیت تحمل کرده‌اند برابری نمی‌کنند. زندگی در یک کشور پیش‌رفته و ادامه‌ی زندگی حرفه‌ای هنری و یا ورزشی، آرزوی هر هنرمند و یا ورزش‌کاری در کشورهای عقب‌مانده است و کم‌تر کسی می‌تواند در برابر وسوسه‌ی به دست آوردن چنین فرصتی مقاومت کند. فراموش نباید کرد که بسیاری از هم‌وطنان این ورزش‌کاران برای پناهندگی و یا مهاجرت و زندگی غیرقانونی در کشورهای غربی سال‌ها تلاش می‌کنند و سرمایه‌ای که نتیجه‌ی یک عمر کار و زحمت طاقت‌فرسایشان بوده را در این راه هزینه می‌کنند. از این روست که چنین افرادی این موقعیت به دست آورده را از دست نداده و از خوش‌نامی و شهرت و افتخار به امید یک زندگی به‌تر دست می‌کشند.

شکی نیست که دیدار از شهری چون لندن آن هم در شرایطی که در حال برگزاری روی‌داد مهمی چون المپیک در به‌ترین و زیباترین شکل و وضعیت خود قرار دارد در تحریک هر چه بیش‌تر و وسوسه‌ی بسیاری از ورزش‌کارانی که از کشورهایی می‌آیند که از ساده‌ترین امکانات زندگی مدرن محرومند بی‌تاثیر نبوده است. دردناک‌تر از همه این است که پس از چند سال شمار فراوانی از این افراد متوجه خواهند شد که زندگی در کشورهای غربی با تصویری آرمانی که آن‌ها برای خود ساخته‌اند تفاوت‌های آشکاری دارد گرچه که همان سطح پایین از زندگی نیز به نسبت شرایط پیشین در آفریقا و یا کشورهای محروم آسیایی برای بسیاری از آن‌ها یک زندگی رویایی است. شاید با روش‌هایی چون گرفتن وثیقه‌هایی سنگین و یا به گروگان گرفتن افراد خانواده و یا مورد اذیت و آزار قرار دادن آن‌ها بشود اندکی از گسترش این امر کاست اما حقیقت این است که تا شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی چنین کشورهایی تغییر جدی نکند نمی‌توان با این روش‌ها از چنین اقداماتی جلوگیری جدی به عمل آورد و جلوی کسانی را گرفت که برای رسیدن به بهشت رویاهای‌شان جان خود را در کف دست می‌گیرند و حاضرند تا از اقیانوس‌ها و دریاها بگذرند. درست است که شهرت و اعتبار و تبدیل شدن به قهرمان ملی شیرین است اما برای جوان آفریقایی دست‌فروش کنار خیابان، بازگشت به زندگی سخت گذشته‌اش پس از دو هفته زندگی رویایی در لندن کار آسانی نیست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,