شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016

«شب احیای زلزله»

۱۳۹۱ مرداد ۲۴

شعری از: الف- ماهان

چند کیلو شناسنامه

روی دستِ ثبتِ‌احوال

بزند روی جلدِ هرکدام

یک مُهرِ باطله

بلند است شبِ احیا

وظیفه دولت تمام والسلام

جنازه‌ها زیرِ آفتاب

در انتظارِ چادر و چاقچورِ آخرت

شاید نرسد دولت

یا بماند دستِ امام غایب

که این لت را بگیرد یا آن لت

شاید هردو لت را

که بلند باشد شبِ احیا

پرنده آشیانه می‌سازد

روباه سوراخی در خاک

دریغا انسان

سرپناهش‌ آلتِ قتاله

وقتیکه زلزله ارضُ زلزالها

الله می‌کوبد میخش‌ را

یا می‌کشد آن را که جبالا اوتادا*

نشانه تا فرودآورند مومنان سر

به هم‌راه سقف در شبی زنده‌کننده

و باز دولت

پول ریزد مثلِ ریگ و آهک

بخرد نماز و روزه

از قرارگاهِ بقیه‌الله

تا دعاکنند برایش‌، دعاهای مستجاب

دعاهای کامل و کمیل

چنان بلند و لوند

که بریزند حوریان و غلامان

از روضه رضوان

بناکنند چندین شهرک ضدِ‌زلزله

یکی از شب‌های احیای آینده

و امام‌های رعنا

روزها و شب‌های جمعه کرده‌اند دعا

برای دویست میلیون شقه آدم

گوشتِ دمِ توپهای نذری

یا زلزله شب‌های احیا

* آیا زمین را گهواره‌ای نگرداندیم و کوه‌ها را بمانند میخ‌هایی نگذاشتیم. (قرآن)

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,