شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
دایره‌ی شکسته

«قند باشد پارسی»

۱۳۹۱ مرداد ۲۹

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

زبان هر ملت و هر مردمی یکی از آن مولفه‌هایی است که می‌توان به‌وسیله‌ی آن، مردم متکلم به آن را ارزیابی کرد، می‌توان سیر تحول زبان و نقطه‌ی اکنونی آن را بررسی کرد و در نهایت به روند حرکت و دگرگونی‌اش پرداخت و در همین مسیر، با استفاده از داده‌های به‌دست‌آمده از این بررسی، می‌توان با نقش زبان بیش‌تر آشنا شد. زبان و ویژگی‌های منتج از آن، در یک رفتار دو سویه با متکلم خود در گفت‌وگو هستند به این معنی که نمی‌توان این‌طور استنباط کرد که فقط زبان بر مردم متکلم تاثیر می‌گذارد چراکه اگر چنین بود زبان این‌چنین در برهه‌های مختلف دچار دگرگونی از سوی متکلمان خود نمی‌شد. جدای از آوای کلمه‌ها، نحو برساخته، منطق نوشتاری، تبیین ساختاری، بسامد کلام، لهجه‌ها و گویش‌ها، مخرج حروف در کلام شفاهی و کاربرد کمک‌یارهای سجاوندی در نظم کلام نوشتاری و همین‌طور بدون در نظر گرفتن ظرفیت‌های رشد زبان آن‌چه در این جستار مورد توجه است، ظرفیت‌ها در هر زبانی است که به واسطه‌ی آن ظرفیت‌ها، توانش عمل‌کردی متکلمان در حوزه‌های گوناگون افزایش می‌یابد. نکته‌ی قابل توجه دیگر این است که این کنش دو سویه است. به عبارت دیگر، کنش‌های رفتاری در متکلمان، برای خود ظرفیت زبانی هم ایجاد می‌کند در واقع این‌گونه باید تصریح کرد که زبان می‌تواند قابلیت آینگی را داشته باشد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این‌که بتوان این تاثیرپذیری و تاثیرگذاری را مرزبندی کرد و یا به دقت گفت که چگونه صورت می‌پذیرد، آن‌قدرها محتمل به نظر نمی‌رسد ولی این احتمال وجود دارد که با مطالعه‌ی زبان به‌ویژه در پیوست‌های مشخصی به نمودهای این تاثیر دست یافت. این‌جا می‌توان از یک ویژگی زبان فارسی سخن به میان آورد که از اتفاق در یک پیوستار بسیار بزرگ و طولانی شکل گرفته است. ایرانیان را به شعر می‌شناسند و هر ایرانی دیوانی زیر بغل دارد. در میان این اجتماع انسانی، شاعران حرفه‌ای بیچاره‌ترین هستند چراکه با توجه به میانگین توان شاعرانه در افراد، تعداد رقیبان و از سویی تعداد مدعیان بسیار زیاد است. ایرانیان کلام مبهم، کنایه‌آمیز، استعاری و چند پهلو را ارج می‌گذارند، ایرانیان تصور دارند که هر چه پیچیده‌تر سخن بگویند، به ارزش سخن ایشان افزوده می‌شود. ملتی که شعر سرمایه‌ی ایشان است، در کلام غیر دقیق، حرف‌های شاعرانه و ادبیات موهوم به فقر فرهنگی می‌رسد و کلام را دست‌مایه‌ی توجیه همه‌چیز در پیرامون خود می‌کند چراکه این مردمان خوب می‌دانند چگونه حتا خود را با کلام اغوا کنند. به این موضوع افتخار می‌کنیم که کلام روزانه‌مان هم شبیه شعر است ولی زبان‌مان مدام دچار حضیض است و زایایی خود را از دست داده است همان زبان شاعرانه‌ای که به هر کس صد دیوان می‌دهد ولی کیفیت تعامل زیستی و انسانی را به زیر می‌کشد.

واقعیت این است که ادبیات و به‌خصوص زبان شاعرانه می‌تواند توانش زبان را ارتقا دهد و از سوی دیگر، پیشنهادهای نحو و چیدمانی در زبان را امتحان کند و انتقال دهد ولی اگر زبان شاعرانه‌ی غیر دقیق، خیال‌پردازانه، موهوم و رمزآلود خودش را در اجتماع و کلام روزمره سرریز کند، روابط انسانی را که بر پایه‌ی صداقت، صراحت، احترام به خود و دیگری و از همه مهم‌تر ایجاد ارتباط هستند به نابودی می‌کشاند. اگر به مکالمه‌های یک روز خود یا دست کم به یک مکالمه در روزی که می‌گذرانیم توجه نشان دهیم و با دیدگاهی تحلیلی به مواجهه بپردازیم، در خواهیم یافت که چقدر زبان ما نخست به امکان‌های زیستی ما در اجتماع انسانی مجال می‌دهد و دوم چقدر ما را به‌عنوان یک انسان می‌شناساند. به‌عنوان انسانی که حرمت می‌خواهد و در دیگر سو باید حرمت را رعایت کند، صراحت می‌خواهد و می‌خواهد صریح باشد، به‌عنوان انسانی متکلم، انتظار در جای دیگری منتظر است. واقعیت این است که فارسی کارایی خود را برای ایجاد رابطه‌ی انسانی آن‌قدرها تضمین نکرده است و یا ما به‌عنوان کسانی که با این زبان تکلم می‌کنیم فارسی را مستعد این تلخی گزنده‌ی مداوم کرده‌ایم. همه‌ی این‌ها می‌تواند صحت داشته باشد ولی تا چیزی در این میانه تکان نخورد، هیچ‌چیز قابل تغییر نیست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۳ Comments

  1. 1

    درود برشما
    در شگفتم که شما دل می سوزانید برای شکسته شدن پارسی، خودتان آنرا لت وپار کرده اید. برای نمونه من یک بخش از گفته های شیرینت را فارسی کردم. ببینید شما چه اندازه از عربی بهره برده اید. گرچه به جای این کاستی ، به راستی گویش شما شیرین و زیبا است. پایدار باشید
    مولفه ( در اینجا هم بیجا آمده است) : می تواند به جای آن پایه به کار برد- متکلم : گوینده – سخن گو و یا سخنور- سیر: روند – تحول : یعنی جابجایی ، در اینجا دیگرگونی یا دگرگونی . نقطه : در اینجا جایگاه – نهایت : پایان –حرکت: جنبش و در اینجا پوایی یا فرگشت- مسیر: روند، ر اه- رهگذر- استفاده: بهره وری- به کار بردن- نقش: در اینجا جا ندارد، نقش در چه؟ به جای آن می توان از کارآمدی و یا جاپای زبان – منتج: برآمده یا برخواسته تاثیر: نشان گذاشتن – برهه : گاه – مختلف : گونه گون (گوناگون) – نحو: شیوه – منطق : در اینجا روش – تبیین: روشنمایی- لهجه: گویش – مخرج حروف در کلام شفاهی: شیوه ی گفتن واژه ها درهنگام گفتن- نظم کلام: آرایش کلام- طور: چنین- بدون: بی – نظر : نگر – ظرفیت رشد : گنجایش بالندگی (بدون در نظر گرفتن ظرفیت های رشد: ندید ه گرفتن گنجایش های بالندگی) – مورد توجه: هر دو واژه عربی است ولی عربها هم این چنین هم به کار نمی برند به جای آن در اینجا می توان گفت : در این جستار نمودار است- به واسطه ی : با – عملکردی: کارکردی یا کنش- حوزه ها: در اینجا چهارچوب ها یا زمینه ها – قابل توجه: شایان نگرش – عبارت دیگر: به دیگر سخن- ایجاد می کند: انجام می دهد- در واقع: به راستی – تصریح : روشن نمایی – قابلیت : توان


  2. هاپو
    2

    فارسی بر خلاف ادعای پان فارس ها وپان ایرانیست ها ،زبان نیست بلکه لهجه ۳۳ عربی هست و قابل قیاس با زبانهای قدرتمندی مثل انگلیسی و فرانسه و ترکی نیست و تنها قومی که فکرمی کنن این لهجه شیرین است قوم پارس هست


  3. free man
    3

    سلام
    چطور هست که وقتی از زبان فارسی صحبت میشه قند و شکر نامیده میشه و وظیفه هر کس دانسه میشه که از آن دفاع کنند،زبانهای دیگر همچون ترکی که نیمی از مملکتتان با آن زبان حرف می زنند ،زبان کردی و زبان عربی به گوشه ای رانده می شوند و هر کی از آنها صحبت می کنه ،هزارتا چیز بهش می چسبونین و نژاد پرست می دونین.این حق لذت از زبان مادری رو فقط برای خودتان می دونید.شما ها چطور انسانهایی هستید؟چطور از آزادی صحبت می کنید؟این نوع رفتار و تفکر منحوط شماهاست که ایران ما رو عقب مانده کرده است.مطمئن باشید تا زمانی که این تفکرات مریض در جامعه حاکم باشد ما رنگ برابری و آزادی رو نخواهیم دید.بغیر از خودتان به دیگران هم ارزش و احترام قائل باشید.