شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
25 August 2016
پس‌نشینی تند

«مالکیت بی‌چون و چرا بر تن»

۱۳۹۱ مرداد ۲۹

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

این روزها موضوع اعطای پناهندگی کشور اکوادور به «جولیان آسانژ» موسس سایت افشاگرانه‌ی «ویکی‌لیکس» و مشکلات احتمالی سیاسی و امنیتی میان کشورهای سوئد، بریتانیا، اکوادور و آمریکا یکی از موضوعات داغ روز است ولی چیزی که شاید کم‌تر به آن پرداخته شده است نقش جای‌گاه حقوق زن در کشورهای اسکاندیناوی و به طور مشخص سوئد در به وجود آمدن اصل این بحران بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در میزان برخورداری حقوق و آزادی‌های فراوان اجتماعی برای زنان در جامعه‌ی سوئد همین بس که توضیح و تشریح اتهاماتی که از سوی شاکیان «آسانژ» بر او وارد شده است برای بسیاری از رسانه‌ها حتا خبرنگاران و نویسندگان غربی هم مشکل بوده است چه برسد به رسانه‌های آسیایی و از همه بدتر مسلمانان و اعراب. اتهام جنسی که بر علیه بنیان‌گذار سایت «ویکی‌لیکس» وارد شده و سبب قرار تعقیب بین‌المللی و در نهایت دستگیری و فرستادن او به دادگاه  شد بر پایه‌‌ی دو اتهام اصلی استوار بوده است.

جریان از این قرار بوده که «جولیان آسانژ» که برای مراسم و جلسه‌ای کاری به کشور سوئد سفر کرده بوده است در آن کشور با یکی از میزبانان و دوست او با میل و رضایت دو طرفه هم‌بستر شده است اما بعدها این دو زن به «آسانژ» اتهام آزار جنسی را وارد کرده‌اند. فراموش نکنیم که اتهام «جولیان آسانژ» تجاوز نیست چون اصل عمل و ارتباط جنسی با رضایت کامل دو طرفه صورت گرفته است. پس مشکل دقیقن چه بوده است؟ این موضوع حتا شامل تعریف مزاحمت جنسی هم نمی‌شود چرا که در نوع آن نمی‌گنجد. تعریف نوع این اتهام حتا برای بسیاری از غربی‌ها هم‌چون انگلیسی‌ها هم مشکل است.

اتهام نخست وارده بر موسس سایت «ویکی‌لیکس» ادامه‌ی سکس با آگاهی از پاره شدن کاندوم در حین ارتباط جنسی بوده است. جالب است که بدانید «آسانژ» هیچ‌گاه آگاهی از این موضوع را انکار نکرده بلکه اظهار داشته که این اتفاق غیرعمدی بوده است اما شاکی گفته است که «آسانژ» با علم به این موضوع و پس از پاره شدن کاندوم، ارتباط جنسی را تا انتها ادامه داده است. موضوع اتهام دوم بسیار بسیار پیچیده‌تر از بحث نخست است، «استفاده از وزن بدن برای پایین و ثابت نگه‌داشتن بدن زن حین عمل سکس». درباره‌ی این اتهام هیچ توضیح بیش‌تری نه از سوی متهم و نه از شاکی به رسانه‌ها داده نشده است اما آن‌چه که می‌توان حدس زد این است که از آن‌جایی که در سوئد زنان در تمامی زمان‌ها از جمله در رابطه‌ی جنسی، حق اختیار کامل بر بدن خود را دارند، تحمیل فشار بر بدن زن برای تعیین نوع موقعیت سکس و یا لذت بردن بیش‌تر مرد بدون رضایت کامل زن، جرم محسوب می‌شود. شاید اکنون با نگارنده هم‌عقیده باشید که چرا اصل موضوع اتهام وارده بر «جولیان آسانژ» برای بسیاری از جمله مسلمانان و اعراب توطئه‌ی آمریکا و غرب به حساب بیاید. برای مردمی که در فرهنگ و مذهب خود اصولن برای زنان کم‌ترین میزان از حقوق فردی و اجتماعی را قایل هستند و بدن زن را ملک و مزرعه‌ی شخصی خود می‌دانند و به خود حق می‌دهند تا هر طور که می‌خواهند از آن تمتع جویند، فهمیدن این نکته بسیار بسیار دشوار است که چگونه یک زن فقط برای عدم رضایت از شکل یک رابطه‌ی جنسی، می‌تواند انسان مشهور و صاحب‌نامی چون «جولیان آسانژ» را به دادگاه بکشاند.

به هر صورت می‌توان گفت که جریان شکایت از «جولیان آسانژ»، دستگیری او و احتمال استرداد او به سوئد جدای از سویه‌ی سیاسی‌اش می‌تواند یک پیروزی تاریخی برای جنبش حقوق زنان و تلاش برابری‌خواهانه‌ی آنان نیز به شمار بیاید و توجهات و چشم‌های زیادی را در جهان به سوی این موضوع بگرداند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,