شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
پس‌نشینی تند

«دوای درد بی‌درمان»

۱۳۹۱ مرداد ۳۱

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و بچه ننه» در چند روز اول اکران خود با فروش بالای میلیونی‌ روبه‌رو شد که نشان از این دارد که با یک فیلم پرفروش و میلیاردی دیگر تاریخ سینمای ایران روبه‌رو خواهیم بود. نگاهی ساده به جدول فروش و تعداد مخاطبان فیلم‌های تاریخ سینمای ایران در پیش و پس از انقلاب می‌تواند برخی از دلایل تغییر نگرش و سلیقه‌ی مخاطب ایرانی را تا اندازه‌ای روشن کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در پیش از انقلاب برای چیزی نزدیک به دو دهه فیلم‌های با مضمون ارزش‌های در حال فراموشی در جوامع سنتی هم‌چون مرام و معرفت، رفاقت، غیرت و ناموس‌پرستی که با چاشنی رقص و آواز و ماجراهای عاشقانه هم‌راه می‌شدند همیشه در صدر آثار پرفروش قرار داشتند که برای نمونه می‌شود از فیلم‌های «ولگرد»، «مادر»، «اول هیکل» و «گنج قارون» نام برد. فیلم‌های اکشن و کمدی‌های عامه‌پسند نیز همیشه جای‌گاه ویژه‌ی خود را در این جداول حفظ می‌کردند. باید توجه کرد که عدم ورود امکانات مدرن استدیویی و کامپیوتری به سینمای هالیوود سبب شده بود که تفاوت ناچیز سطح و کیفیت فیلم‌های اکشن تولید داخل و خارج از کشور، فیلم‌های پرزدو خورد ایرانی را هم‌چنان برای بیننده جذاب نگه داشته و فروش بالایشان را تضمین کند.

در اواخر دهه‌ی چهل و ابتدای دهه‌ی پنجاه نوع دیگری از آثار سینمایی به لیست فیلم‌های پرفروش افزوده شدند که تا پیش از آن اقبال عمومی چندانی به آن‌ها نشده بود. سینمای نیمه‌روشن‌فکری که هم‌چنان موضوعات جدی‌تر را با مولفه‌های عوام‌پسندانه در می‌آمیخت توانسته بود تا در فضای سیاست‌زده و چپ‌پسند آن سال‌ها طبقه‌‌ی متوسط شهری و تحصیل‌کردگان و دانش‌جویان را نیز با سینمای ملی آشتی دهد و به فروش بالایی دست یابد. ساخته‌های مسعود کیمیایی هم‌چون «قیصر» و «گوزن‌ها» از نمونه‌های خوب این‌گونه آثار بودند. با پیروزی انقلاب شماری از فیلم‌ها به جمع آثار پربیننده اضافه شدند که تا آن زمان جایی در سینمای ما نداشتند، آثاری که با نگاهی سطحی و حماسی به موضوع انقلاب و انقلابی‌گری می‌پرداختند، فیلم «برزخی‌ها» یک مثال خوب از این‌گونه ساخته‌ها است. کم‌کم و با گسترش فضای روشن‌فکری-فلسفی چپ و محبوبیت آثار سینمای بلوک شرق در ایران فیلم‌هایی که به وسیله فیلم‌سازان به اصطلاح ارزش‌گرا ساخته شده و به نام سینمای معناگرا و فلسفی شناخته می‌شدند به فروش بالایی دست پیدا کردند که برای نمونه می‌شود از «بایکوت» ساخته محسن مخملباف یاد کرد. نباید فراموش کرد که درد، رنج و مصیبت‌های ناشی از جنگ و تحریم کم کم مردم را به سمت تماشای فیلم‌هایی کشاند که بدون هیچ تلاشی برای انتقال پیام‌های اخلاقی و یا فلسفی، فقط در پی خنداندن و سرگرم کردن تماشاگر بودند، به‌ترین مثال برای این نمونه از فیلم‌ها «اجاره‌نشین‌های» داریوش مهرجویی است که هنوز هم از به‌ترین و قوی‌ترین آثار کمدی تاریخ سینمای ایران به شمار می‌آید.

با پایان جنگ و شادتر و امیدوارانه‌تر شدن فضای فرهنگی و اجتماعی کشور استقبال از فیلم‌های کمدی عامه‌پسند بیش‌تر و بر شمار ساخت این آثار افزوده شد. گرچه که در این میان فیلم‌های جدی‌تری چون «عروس»، «شوکران» و «سگ‌کشی» نیز به جهت جسارت در پرداختن به موضوعات نو و انتقادی توانستند رضایت و اقبال تماشاگران را کسب کنند. دهه‌ی هشتاد اما فروش سینمای ما مشخصن میان دوگونه از آثار در نوسان بود، نخست فیلم‌های کمدی عامه‌پسند و دوم آثار هنری باارزش و انتقادی که در کنار کسب جوایز جهانی توانسته بودند تا نظر تماشاگر بومی را هم به خود جلب کنند. سری فیلم‌های «کلاه قرمزی»، «ورود آقایان ممنوع» و سه‌گانه‌ی «اخراجی‌ها» از نوع اول و فیلم‌هایی «درباره‌ی الی» و «جدایی نادر از سیمین» از نوع دوم به شمار می‌آیند. در این بین البته برخی از فیلم‌های ساخته شده در میانه‌ی راه قرار می‌گیرند به این معنا که علاوه بر حفظ جنبه طنز و کمدی از نظر ارزش‌های سینمایی نیز حرف‌هایی برای گفتن داشته‌اند که برای نمونه می‌شود از آثاری چون «دایره زنگی» و «خوابم می‌آید» یاد کرد. شرایط سخت اقتصادی و معیشتی مردم در ایران، جو یاس و ترس از شروع جنگ و فضای ناامیدی و دل‌سردی از آینده‌ی روبه‌رو که در جامعه‌ی ما حاکم است سبب شده است که این روزها مردم کم‌تر نسبت به آثاری که فضای تیره و تلخی دارند اقبال نشان دهند و بیش‌تر به دیدن فیلم‌هایی بروند که بتوانند حتا برای دقایقی اندک، آن‌ها را شاد کرده و به قول معروف سبب شود تا غصه‌ها و دردهای‌شان را به فراموشی بسپارند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,