Saturday, 18 July 2015
09 July 2020
کتاب‌خانه‌ی کوچک من

«وقتی که خواب بودیم»

2012 August 21

نهال نوریان/ رادیو کوچه

«شب آن روز صدای بلندگوی زندان بلند شد. شخصی بعد از بسم‌اله القاسم الجبارین، چند آیه‌ی تهدیدآمیز ایراد کرد و سپس فریاد زد: «جوخه‌ی شماره‌ی یک آتش.» صدای رعدآسای رگبارها در زندان پیچید. بعد «جوخه‌ی شماره‌ی دو آتش.» و باز صدای رگبارها. ما فکر کردیم که اتاق به اتاق مشغول کشتار زندانیان هستند و به‌زودی نوبت ما می‌رسد…»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«مرکز اسناد حقوق بشر ایران نهادی بی‌طرف و مستقل پژوهشی است که هدف آن ایجاد یک تاریخ‌چه‌ی جامع و عینی از وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران از زمان انقلاب سال 1357 به بعد می‌باشد.» این مرکز هدف‌هایی را در این مسیر در نظر دارد که می‌توان، بررسی و مستندسازی موارد تخلف حقوق بشر در ایران، ارتقای سطح آگاهی مجامع بین‌المللی از تخلفات حقوق بشر در این کشور و تحت فشار قرار دادن دولت ایران برای خاتمه دادن به این تخلفات و هم‌چنین ارتقای سطح آگاهی مردم ایران از موارد تخلف حقوق بشر در ایران و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر را از جمله‌ی هدف‌های این مرکز به شمار آورد. کتاب «فتوای مرگ‌بار» که در باره‌ی قتل‌عام زندانیان سال 1367 در ایران است، از جمله کوشش‌های این مرکز اسناد برای افزایش آگاهی و همین‌طور دست‌رسی به حق است آن‌ هم در زمانه‌ای که بیم کشتاری دیگر به وقت خود باقی است.

پس از شرح مختصری پیرامون مرکز اسناد حقوق بشر ایران و پس از فهرست کتاب، کتاب با پیش‌گفتار آغاز می‌شود و پس از شش فصل عمده که زیرفصل‌ها را نیز دربر می‌گیرند، با نتیجه‌گیری و فهرست پیوست‌ها به پایان می‌رسد. در فصل نخست در مورد قربانیان می‌خوانیم، فصل دوم به فتوای رهبر آن زمان جمهوری اسلامی می‌پردازد که این فتوا در نهایت منجر به فاجعه‌ای خون‌بار شد، فصل سوم چگونگی برنامه‌ریزی پیرامون قتل‌عام را شرح می‌دهد، فصل چهار که به نسبت فصل مفصلی هم هست، به چند و چون قتل‌عام می‌پردازد و به‌طور خاص از زندان‌های عمده در شهرهای مختلف نام برده می‌شود، پنجمین جستار به امتناع دولت از دادن هرگونه اطلاعات به خانواده‌های جان‌باختگان می‌پردازد و این‌که حتا به داغ‌دیدگان اجازه داده نشد تا برای از دست‌رفتگان خود سوگواری کنند و اما فصل ششم خارج از تاریخنگاری این ماجرا که فاجعه‌ای به‌غایت دردناک و تاسف‌بار است، به مسایل حقوقی‌ای می‌پردازد که نقض و یا عمل به آن‌ها در شرایط آن زمان و حتا در شرایط کنونی توان تاثیرگذاری بر روی‌دادها را دارند.

در روزهای آغازین امرداد ماه 1367، بازجویی‌، شکنجه‌ و پس از آن اعدام شتاب‌زده‌ی هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های سرتاسر کشور با پشتوانه‌ی فتوای رهبر آن زمان ایزان و همین‌طور با دل‌گرمی سکوت دولت‌مردان، بازه‌ی تاریخی‌ای دهشتناکی آفریده شد. این دوره‌ی خونین که تا پاییز همان سال ادامه پیدا کرد، به‌طور سیستماتیک، بسیاری از مخالفان نظام را که هنوز بر سر موضع خود بودند یا گمان می‌رفت که بر سر موضع هستند، به‌طور کامل حذف کرد درست پس از این‌که بعد از هشت سال جنگ فرسایشی سران نظام به آتش‌بس با طرف متخاصم خود تن دادند و در همان زمان بود که فتوای روح‌اله خمینی خیلی سریع مقدمه‌ی کشتار عظیم را ایجاد کرد. کمیسیون مرگ تشکیل شد، از زندانی‌ها درباره‌ی اعتقادات مذهبی و سیاسی‌شان پرسش‌هایی صورت می‌گرفت، بعد بر اساس پاسخ‌های داده‌شده سرنوشت ایشان توسط کمیسیون مرگ تعیین می‌شد. گاهی این پرسش‌ها به یک پرسش خلاصه می‌شد و آن پرسش یک پاسخ مثبت یا منفی را در پی داشت که سرنوشت فرد را رقم می‌زد. این واقعه همیشه چه توسط حکومت و چه توسط دیگران در پرده باقی ماند. این، متن تاریخ است که می‌تواند باز هم تکرار شود پس نخستین و به‌ترین ابزار برای جلوگیری از روی‌دادی مشابه، آگاهی نسبت به آن است. می‌توان گفت گزارش موجود در این کتاب، یکی از دقیق‌ترین و علمی‌ترین گزارش‌های در دست‌رس است.

 فایل پی‌دی‌اف را از این‌جا دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,