شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
کوچه سیاست- ویژه‌نامه کردستان- بخش نخست

«٣٣ سال پیش در کردستان چه گذشت؟»

۱۳۹۱ شهریور ۰۵

کامبیز غفوری/ رادیو کوچه

[email protected]

سی‌وسه سال پیش، نیروهای نظامی با فرمان آیت‌اله خمینی در ٢٨ مرداد ١٣۵٨، برای مقابله با نیروهای مخالف، به کردستان اعزام شدند. «کوچه سیاست» در صدد است تا با انتشار سلسله مصاحبه‌هایی با صاحب‌نظران و افراد درگیر در روی‌دادهای آن دوران از هر طیف، به بازخوانی وقایع این مقطع تاریخی بپردازد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بدیهی است بر مبنای سیاست بی‌طرفانه رادیو کوچه، حق واکنش برای تمام افراد یا نمایندگان گروه‌هایی که در این مصاحبه‌ها از ایشان نام برده می‌شود، محفوظ بوده، جوابیه‌های احتمالی آنان در این برنامه بازنشر شده و در صورت تمایل مورد مصاحبه قرار خواهند گرفت.

در بخش نخست این سلسله مصاحبه‌ها، آقای «عبدل گلپریان»، فعال سیاسی باسابقه کرد، مهمان برنامه بودند. سابقه فعالیت «عبدل گلپریان» به پیش از انقلاب ۵٧ بازمی‌گردد. وی در زمان وقایع کردستان در سال ١٣۵٨، در ارتباط با سازمان کومه‌له فعالیت می‌کرد و به‌طور مستقیم در جریان روی‌دادها قرار داشت. آقای گلپریان هم‌اکنون عضو کادر رهبری «حزب کمونیست کارگری ایران» است.

متن مصاحبه:

با سلام خدمت شما جناب آقای گلپریان گرامی. سپاس‌گزارم که دعوت برنامه «کوچه سیاست» در رادیو کوچه را پذیرفتید. سی‌وسه سال از زمان صدور فرمان آیت‌اله خمینی در اواخر مرداد ١٣۵٨ مبنی بر حمله نیروهای نظامی به کردستان می‌گذرد. نخستین سوال من از جناب‌عالی این است که پیش‌زمینه‌های صدور این فرمان چه بوده؟ چه اتفاقاتی از زمان پیروزی انقلاب ۵٧ تا مرداد ۵٨ در کردستان روی داده بود که درگیری‌ها بالا گرفت؟

من قبل از هر چیز سلام عرض می‌کنم خدمت شما و شنوندگان گرامی رادیو و خیلی ممنون از این فرصتی که در اختیار من گذاشتید. در مورد اتفاقات و روی‌دادهایی که قبل از ٢٨ مرداد (١٣۵٨) در شهرهای کردستان روی داد، لازم است به این نکته اشاره کنم که قبل از آن و در مقطع قیام ۵٧، (بعد از ٢٢ بهمن)، شهرهای کردستان و سازمان‌های سیاسی موجود در کردستان در رابطه با دستور (روح‌اله) خمینی و هیتی که در راس دولت قرار بود تشکیل شود و هنوز شکل نگرفته بود، (سخنانی) مبنی بر این‌که باید سلاح‌ها تحویل داده شود، انقلاب تمام شده، مردم به خانه‌ها برگردند و صحبت‌هایی از این دست (شنیده می‌شد) که مردم شهرهای کردستان و سازمان‌های سیاسی در مقابل این حرکت و این گفته‌ها از خود واکنش نشان دادند. واکنش مردم به این خاطر بود که انقلاب را ناتمام می‌دیدند و این، با خواست‌ها و مطالباتی که مردم از مقطع سال ۵۶ تا سال ۵٧ در تظاهرات و حرکت‌های اعتراضی خود مطرح می‌کردند و خواسته‌های متعددی داشتند (در تضاد بود) و موفقیت انقلاب را با این دستورات و فرمان‌ها در مغایرت می‌دیدند.

همین مسئله سبب شد تا (روح‌اله)خمینی که هنوز دولت موقت‌اش پا نگرفته بود، نسبت به وضعیتی که در کردستان بود و در بستر ادامه انقلاب پافشاری می‌کرد، واکنش نشان دهد و به هر حال یکی از تلاش‌های وی این بود که در کردستان وضعیتی ایجاد شود تا بتوانند تسلط بر آن منطقه پیدا کنند، که قادر نشدند این کار را بکنند و در همان ابتدا یک جریان مذهبی ارتجاعی، مشخصن در شهر سنندج بود که تلاش می‌کرد برای خود، به عنوان نماینده مردم نزد خمینی جایی باز کند. نام این جریان «مکتب قرآن» بود که سرپرستی آن را فردی به نام «احمد مفتی‌زاده» پیش می‌برد. جریان دیگری بود که به اصطلاح تعلق شعبه‌ای به شیعه داشت به اسم «صفدری» که این‌ها در ابتدا با هم بودند، منتها بعدها اختلاف میان‌شان افتاد. «صفدری» تلاش داشت تا پادگان را در دست بگیرد و «مفتی‌زاده» هم تلاش داشت تا استانداری را در اختیار خود بگیرد.

منتها از این طرف، نیروهای سیاسی، جوانان، مردم و نیروی چپ در آن جامعه در مقابل این دو جبهه که اختلاف مابین خودشان (هم) افتاده بود، ایستادند و این‌جا جنگی شروع شد که به «نوروز خونین سنندج» معروف است. و این از نظر دولت موقتی که هنوز پا نگرفته بود و از نظر (روح‌اله) خمینی یک فرصت مناسب بود برای تعرض به کردستان و در واقع، شخص (روح‌اله) خمینی در راه‌اندازی این فضای جنگی و موقعیت ویران‌گر نقش ایفا می‌کرد. با فرستادن نیروهای نظامی، با سپاه پاسداران و اشغال کردن مناطقی از کردستان چنین وضعیتی را ایجاد کرد و نوروز خونین سنندج به مردم شهرهای کردستان تحمیل شد که بر اثر آن تلفات زیادی (به‌دلیل) خمپاره‌باران مناطق مسکونی، شهرها و روستاها توسط ارتش و سپاه پاسداران به دستور (روح‌اله) خمینی اتفاق افتاد و این، در واقع پیش‌زمینه اتفاقاتی بود که متعاقبن روی داد.

به دولت موقت اشاره کردید، می‌دانیم که گروهی برای مذاکره از سوی دولت موقت به کردستان اعزام شدند. هدف اصلی مذاکرات هیتی که برای گفت‌وگو از تهران به کردستان آمد چه بود و اعضای مذاکره‌کننده در دو طرف چه کسانی بودند؟ چرا مذاکرات نهایتن شکست خورد یا به نتیجه نرسید؟

ببینید، وقتی مابین دو نیرو درگیری پیش می‌آید، حداقل نیروی سومی آن‌گونه که مرسوم است، به میدان می‌آید و می‌خواهد در مسئله میانجی‌گری کند. منتها خود دولت یا شخص خمینی از میان کسانی که می‌خواستند دولت موقت را تشکیل دهند، افراد و عناصری را برای مذاکره تعیین می‌کرد و به کردستان می‌فرستاد.

توضیح تصویر: این عکس کار جهانگیر رزمی است که جایزه پولیتزر را به خود اختصاص داد

دلیل این‌که خود هیت تشکیل شد و دولت و شخص )آقای) خمینی ناچار شدند که این هیت را تشکیل بدهند و برای مذاکره بفرستند، به نظر من ناشی از شکستی بود که چه از نظر نظامی که در آن مقطع ایجاد شد (یعنی فروردین ۵٨) و آن نوروز خونین به مردم کردستان تحمیل شد. (این واقعه) برایش شکستی بود از نظر نظامی. از نظر سیاسی هم عمومن مردم شهرهای کردستان حاضر نبودند زیر چتر و سیطره خمینی و دستورات وی قرار بگیرند. این شد که ناچار بود تمکین کند و این هیت را بفرستد.

)ترکیب( این هیت در مقاطعی تغییر می‌کرد. از بازرگان و سنجابی و فروهر گرفته تا بنی‌صدر و طالقانی و بهشتی و رفسنجانی و تنی چند از افراد و شخصیت‌هایی که اطراف خمینی بودند در این هیت شرکت داشتند. طرف مقابل این هیات متشکل بود از «کومه‌له» (سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان) که همان زمان به این اسم معروف بود، «حزب دموکرات کردستان ایران»، (شیخ) «عزالدین حسینی» و یک شاخه از «سازمان چریک‌های فدایی خلق» که آن دوره در کردستان فعالیت می‌کرد. این طرف قضیه (مذاکره کنندگان کردستان) هنوز (به شکل) هیت نبودند. هرکدام از این نیروها خودشان به تنهایی و در جلساتی که با هم می‌گذاشتند و یا در جلسات هیت دولت موقت، حضور داشتند. که این بعدها، سه ماه پس از فرمان حمله در ٢٨ مرداد (١٣۵٨) به هیت تبدیل شد که موضوع جداگانه‌ای است.

به نظر شما وقایع آن دوره چه اثری بر صحنه سیاسی کردستان، چه در همان زمان و چه در زمان کنونی داشته و چه آثاری می‌تواند در روی‌دادهای آینده، تصمیم‌ها‌ و جهت‌گیری‌های افکار عمومی و مردم کردستان یا گروه‌های سیاسی داشته باشد؟

من در ابتدا این را بگویم که مردم کردستان به هیچ وجه آمادگی این را نداشتند که با چنین اتفاقاتی روبه‌رو شوند. این را برای خودشان پیش‌بینی نمی‌کردند که حکومتی که آمده سر کار، با این سطح از توحش به مردم کردستان، ‌با خواست‌ها و مطالبات‌شان برخورد کند. و این سبب لطمات بسیاری به مردم کردستان شد.

از منظر دیگر، علارغم این‌که قبل از هرگونه جنگ و درگیری، خواست و مطالبات مردم کردستان، خواست و مطالبات انقلاب بود؛ همان انقلابی که هم‌راه با مردم سایر نقاط ایران به خاطر آن به میدان آمده بودند، تلاش داشتند این مطالبات را به کرسی بنشانند. خواست مردم در شهرهای کردستان و حتا در سراسر کشور، به جز خواست آزادی و برابری و حقوق انسانی برای شهروندان جامعه نبود. ادامه فضایی که در شهرهای کردستان وجود داشت و از یک آزادی نسبی برخوردار بود، برای حکومتی که تازه به قدرت رسیده بود، خوشایند نبود.

یکی از اهداف تعرضی خمینی برای کردستان، کوبیدن این فضای آزاد بود. قطعن بعد از آن، اوضاع به اشکال دیگری پیش رفت. از سه ماه پس از فرمان حمله‌ی خمینی (که) شهرها مجددن تصرف شدند، تا جنگ 24 روزه سنندج در بهار سال 1359، این حاکمیت دست مردم و سازمان‌های سیاسی بود. این فضا کمک کرد که مردم کماکان روی خواست‌ها و مطالبات خود به‌ایستند و هیچ زمانی ار آن مقطع تاکنون که ما داریم صحبت می‌کنیم، حاضر نشدند زیر سیطره جمهوری‌اسلامی (از خمینی تا عناصر دیگر) قرار بگیرند.

به نظر من از آن مقطع تا کنون، فضای کردستان به شدت به چپ چرخیده، کارگران به میدان آمدند. خواست و مطالبات انسانی در آن جامعه مطرح است. و این‌ها رشد وسیع و سریعی در شهرهای کردستان را در دستور دارد. از دفاع از حقوق کودک گرفته، (تا جنبش) علیه اعدام (که) نیروها و تشکل‌های اجتماعی مردم علیه اعدام (فعالیت می‌کنند)، و خواست و مطالبات کارگری، شکل‌گیری تشکل‌های مختلف کارگری، این‌ها در بستر خواست و مطالباتی که در  همان مقطع هنوز ضعیف بود، امروز در شکل قوی‌تری به نظر من در میدان حضور دارد و می‌تواند نقش اساسی در انقلاب پیش رو داشته باشد.

جناب گلپریان عزیز، از وقتی که به ما دادید بسیار سپاس‌گزارم.

من هم تشکر می‌کنم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,