شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
دایره‌ی شکسته

«در به روی همان پاشنه»

۱۳۹۱ شهریور ۱۱

مهشب تاجیک / رادیوکوچه

وقتی جوان‌های شورشی و عاصی پینک فلوید به‌ناگهان به شهرتی جهانی رسیدند، جای‌گاهی که در آن قرار داشتند، برایشان باورپذیر نبود. آن‌ها جدای از آن‌که فراگیری موسیقی‌شان را به چشم می‌دیدند و طرفداران بی‌شمارشان آن‌ها را می‌پرستیدند، با یک موقعیت جدید دیگری هم مواجه شده بودند. آن‌ها ناگهان با ثروتی قابل توجه رو‌به‌رو شده بودند که تا به آن روز فکرش را هم نمی‌کردند که بتوانند به آن دست یابند. در آن زمان جوانان پینک فلوید با تعارض بزرگی برخورد داشتند و آن، موقعیت ایشان در برابر موضع اتخاذی‌شان در تقابله با وضعیت کنونی‌شان به‌لحاظ سرمایه‌ی هنگفتی بود که زندگی همه‌ی آن‌ها را تغییر می‌داد، ولی تقابل فردی چون پله با این چرخش موقعیت، کمی آسان‌تر به نظر می‌رسد. پله وقتی به‌عنوان یک پدیده به موفقیت دست یافت و هر روز که می‌گذشت، موفقیت‌های او بیش‌تر و بیش‌تر می‌شدند، به درآمدی دست یافت که تا به آن روز خوابش را هم نمی‌دید ولی او مانند دار و دسته‌ی پینک فلوید، سویه‌ی رفتاری‌ش با موقعیت تازه به دست آمده چندان تعارضی نداشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تصور کنید برنده‌ی یک بلیط بخت‌آزمایی می‌شوید، یا می‌توانید خیال برنده شدن در شرطبندی اسب‌دوانی را در ذهن بپرورانید، می‌توان به این فکر کرد که مانند آن‌چه در فیلم‌های کلاسیک دیده می‌شد، عمه‌ی پیری بمیرد و تمام ارثیه‌ی هنگفتش را برای تنها برادرزاده‌اش بگذارد یا می‌توان تصور کرد به جزیره‌ی گنج رفته باشی و یک‌شبه به ثروتی باورنکردنی دست یابی. ولی خارج از تصورهای این‌چنینی برای مردمانی این تجربه پیش آمده است و آن‌ها را در موقعیتی قرار داده است که زندگی و زیستشان دچار چرخشی سرنوشت‌ساز شده است و کنار آمدن با آن شرایط و هم‌سرشت شدن با زیست جدید را محک زده‌اند با وجود این‌که کم پیش می‌آید که فرد با شرایط پیش‌آمده‌ی ناگهانی بتواند هم‌سان شود. گاهی هم پیش می‌آید که فرد مسیر یادشده را با سرعتی هرچه تمام‌تر در خلاف جهت بیان‌شده طی می‌کند چونان‌که پذیرش این چرخش مرگ‌بار برایش امکان‌پذیر نیست. شمار افرادی که به ناگاه به قهقرا می‌روند بیش‌تر از شمار افرادی است که خود را به‌یک‌باره در قله می‌یابند. جدای از آن‌که چه چیزی را اوج و چه موقعیتی را حضیض بدانیم، این دگرگونی‌ها توانایی این را دارند که زیست فردا را مختل کنند چراکه تطبیق فرد با این چرخش یکباره بسیار دشوارتر از آن است که بشود از فرد انتظار هماهنگی را داشت. انعطاف‌پذیری و انطباق گاهی پیش می‌آید که حتا در مدت زمان طولانی هم به وقوع نمی‌پیوندد چه رسد که فرد در موقعیت چرخشی به این سرعت و شتاب قرار بگیرد ولی شاید امکان و توان چنین هم‌رسانی‌ای هم در انسان تعبیه شده باشد به گونه‌ای که قادر باشد مناسب‌ترین شیوه‌ی زیست را به کار گیرد.

گاهی تغییر در زندگی فرد اتفاق می‌افتد و عادت‌ها و دیروز را با خود می‌برد و تازه‌هایی را با خود می‌آورد ولی گاهی اتفاق را به تعویق می‌اندازیم که بتوانیم از آن‌چه هست در برابر آن‌چه می‌تواند بشود حفاظت کنیم چراکه تغییر شتاب‌ناک برای بسیاری از ما قابل هضم نیست. این‌که گاهی انسان‌ها شرایط اتفاق‌های ناگهانی را خنثا می‌کنند و این‌که در نگه‌داشت شرایط موجودشان چنان می‌کوشند که هیچ‌گاه فرصت تازه‌ای برای موجودیت‌های نورسیده مهیا نشود آن‌قدرها دور از ذهن نیست حتا اگر این چرخش پرشتاب به‌‌سمت قله‌های سعادت باشد. واقعیت دارد که همه‌ی ما رویای مائده‌های آسمانی را در سر می‌پرورانیم و شب‌هنگام که چشم‌ها را می‌بندیم آرزوی فردای دیگری را داریم که در به روی پاشنه بچرخد و زیست بهتری را به ما ارزانی دارد ولی حقیقت همان‌چیزی است که ما را در همین موقعیت نگه داشته است زیرا که کفش‌های ما به عادت‌هایمان چسبیده‌اند. ما در ظاهر خواهان چیزی هستیم که نه آمادگی آن را داریم و نه امکان تجهیز به‌سوی آن چیزی را که برایمان قابل تصور نیست. درواقع قرار نیست که اتفاقی بیفتد چراکه اتفاق تعریف بیرونی نشده‌ای است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,