شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
پس‌نشینی تند

«وابستگان»

۱۳۹۱ شهریور ۱۱

اکبر ترشیزاد / رادیو کوچه

روز گذشته اجلاس سران کشورهای موسوم به جنبش غیرمتعهدها در تهران به کار خود پایان داد. این اجلاس که بنیان‌گذارانش پیوستن به آن را تلاشی برای عدم وابستگی به بلوک شرق و غرب می‌دانستند در طول نیم قرنی که از حیاتش می‌گذرد در عمل راهی دیگر را طی کرده است. کشورهای عضو این سازمان در عمل یا وابستگان مادی و معنوی به اردوگاه کمونیسم بودند و یا کشورهای تازه استقلال یافته از غرب که اصول سیاست خارجی آنها را دشمنی با نظام سرمایه‌داری تشکیل می‌داد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

نگاهی به تاریخ این جنبش بسیاری از حقیقت‌ها را درباره‌اش آشکار می‌کند. سه کشور اولیه‌ای که بنیانگذار این سازمان بودند یعنی هند و مصر و اندونزی و یکی از قوی‌ترین اعضای اولیه‌اش یعنی یوگوسلاوی سابق، در عمل و در اجرا از شیوه‌های سوسیالیستی در اداره‌ی کشورشان بهره می‌بردند و آنچه که بیشتر و جدی‌تر مورد انتقاد آنان قرار می‌گرفت سیاست‌ها و رفتارهای اردوگاه غرب بود تا شرق. هر چه که از عمر این جنبش گذشت این سیاست بیش‌تر به چشم جهانیان آمد که جنبش عدم تعهد بیش از آنکه ماهیت مستقل داشته باشد ضدسرمایه‌داری و غرب است. واقعیت‌های جهان مدرن اما بسیاری چیزها را در این سازمان تغییر داد چرا که پس از سال‌ها بسیاری از کشورهای بلوک شرق و یا تازه استقلال یافته که اجرای سیستم‌های فرهنگی و اقتصادی سوسیالیستی و کمونیستی را راه‌گشای تغییرات و پیش‌رفت‌های جدی نمی‌دیدند به تدریج به غرب نزدیک‌تر شدند و با فروپاشی شوروی سابق این روند سرعت بیشتری هم گرفت. البته نباید فراموش کرد که در طول تاریخ نیم‌قرن اخیر همواره چشم بسیاری از روشن‌فکران، دانش‌مندان و سیاست‌مداران کشورهای تازه استقلال یافته به سوی همان کشورهای بوده که تا چندی پیش خود مستعمره‌اش بوده‌اند. با نگاهی گذار به قشر روشن‌فکر و تحصیل‌کرده‌ی چنین کشورهایی چون مالزی، سنگاپور و اندونزی در آسیا و یا اکثر کشورهای آفریقایی خواهید دید که نزدیک به تمامی آن‌ها از دانش‌گاه‌های کشورهای استعمارگر سابق فارغ‌التحصیل شده‌اند و هنوز که هنوز است کعبه‌ی آمال بسیاری از شهروندانشان مهاجرت به همان کشورهاست.

می‌توان به جرات گفت که این جنبش اکنون در عمل ماهیت واقعی خود را از دست داده است. شمار فراوانی از کشورهای عضو این سازمان، اکنون از بهترین هم‌پیمانان سیاسی و اقتصادی کشورهای غربی و بویژه آمریکا و انگلیس هستند و اگر گه‌گاهی صدایی و زمزمه‌ای از انتقاد از سیاست‌های غرب در این کشورها شنیده می‌شود، ارزش سیاسی و اعتبار بین‌المللی نداشته و تاثیری در سیاست‌های کلی این کشورها ندارد. برای نمونه اگر به جنوب شرق آسیا نگاهی بیاندازید می‌بینید که مالزی، اندونزی، ویتنام و شماری دیگری از کشورهای این منطقه اکنون بیش‌تر حجم ارتباطات سیاسی و اقتصادی را با غرب داشته و از متحدان اصلی آن‌ها هستند و هر چند که گه‌گاهی سخنانی نیز در نکوهش برخی سیاست‌های غرب بر زبان می‌رانند، هم غرب و هم خودشان به خوبی می‌دانند که نباید این مسایل را جدی بگیرند چرا که هر دو طرف بیش‌ترین منافع را از این هم‌کاری‌ها برده و تخریب آن به صلاح هیچ‌کدام از طرفین ماجرا نیست. به هر صورت در دنیایی که بدون ارتباطات گسترده با دیگر کشورهای جهان در عمل هیچ پیش‌رفتی ممکن نیست صحبت از عدم وابستگی و استقلال، از آن جنس حرف‌هایی است که به تاریخ سپرده شده است. شاید نمونه‌ی هند بهترین مثال از الگویی باشد که زمانی بر آن بود تا همه‌چیزش را به دست خود تولید کرده و به استقلال کامل دست یابد اما اکنون همان‌طور که خودش محصولاتش را به دورترین نقاط جهان صادر می‌کند بازارش به روی کالاهای تولید شده در اقصی نقاط کره‌ی خاکی گشوده و به مدد همین نگاه درست و ارتباط‌های منطقی است که در حال تبدیل شدن به یکی از سه اقتصاد بزرگ جهان است. شکی نیست که بر اساس ایدئولوژی اولیه‌ی جنبش غیرمتعهدها، عمر آن در عمل به سر آمده است مگر اینکه کشورهای عضو بخواهند تا اصول و سیاست‌های تازه‌ای برایش بیابند که با واقعیت‌های جهان امروزین قابل پذیرش و اجرا باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,