شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
26 August 2016
پس‌نشینی تند

«آیین مدارا»

۱۳۹۱ شهریور ۱۳

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

زندگی در فضای چندفرهنگی و چندنژادی محاسن بسیاری دارد. نگارنده که در دوران کودکی‌اش مدتی را در یکی از چنین فضاهایی در ایران زندگی کرده است خاطرات جالبی از این هم‌زیستی دارد که بسیاری از آنها شیرین‌اند. درست است که تخریب و اتهام‌های بی‌مورد به یکدیگر، چشم‌ و‌ هم‌چشمی و تظاهرهای بی‌مورد نیز بخشی جدایی‌ناپذیر چنین جوامعی است اما می‌توان گفت که آن چیزی که به طور کلی در این گونه فضاها بیشتر اتفاق می‌افتد رقابتی است مثبت برای نمایش برتری‌های انسانی و اخلاقی. بگذارید تا مثال روشن‌تری بزنم. در جایی که من زندگی می‌کردم یعنی شهر کوچک «کَلاله» که در یکی از شرقی‌ترین نقاط استان زیبای گلستان قرار داشت، چندین اقلیت به گونه‌ای مسالمت‌آمیز در کنار هم زندگی می‌کردند، ترکمن‌ها و شمالی‌های بومی و آذری‌ها، اصفهانی‌ها و زابلی‌های کهنه‌مهاجر. در این بین هر اقلیتی به صفت‌های زشت و زیبایی مشهور بود اما نکته جالب این بود که دیگر اقلیت‌ها همواره سعی می‌کردند تا خودشان را از صفات زشتی که به آن موصوف بودند مبرا و به خصوصیاتی نیکی که دیگران به آن معروف بودند نزدیک کنند. برای نمونه اگر اقلیت آذری‌ها به تمیزی، پاکیزکی و بهداشت شهره بودند زابلی‌ها هم سعی می‌کردند تا این مسئله را تا جای ممکن در زندگی‌شان رعایت کنند و اگر همه ترکمن‌ها را به گذشت و بزرگواری می‌شناختند، اصفهانی‌ها هم تلاش می‌کردند تا در درگیری‌ها و دعواهای پیش آمده از خود سعه‌ی صدر و آرامش بیشتری نشان دهند و تا جایی که امکان دارد ماجراها را کش ندهند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زمانی که به مالزی آمدم آشکارا دیدم که همان روحیه و فرهنگی که یک بار در کودکی تجربه کرده بودم در ابعاد بزرگ‌تری در این کشور وجود دارد. در میان اقلیت‌های مختلف مالزی رقابتی سالم برقرار است که بدون شک در درازمدت فایده‌اش نصیب این کشور خواهد شد. جالب است که بدانید هرگاه خبری از انجام اعمال خلافی چون دزدی، آدم‌ربایی و یا تجاوز و قتل در رسانه‌های مالزی منتشر می‌شود، هرکدام از اقلیت‌ها که فرد مجرم به آن تعلق دارد به نوعی خود را از آن مبرا می‌کند، مالایی‌ها فرد خطاکار را اندونزیایی می‌خوانند، هندی‌ها این اتفاق را به بنگلادشی‌ها نسبت می‌دهند و چینی‌ها آن فرد را از چینی‌های مسافری می‌دانند که به طور موقت ساکن این کشور بوده و عضو جامعه‌ی چینی‌های مالزی به شمار نمی‌آید. جدای از زشتی و زیبایی اصل عمل باید گفت که این واکنش نشان از آن دارد که هیچ کدام از این اقلیت‌ها نمی‌خواهند تا به رفتارها و ویژگی‌های ناپسند موصوف و شهره شوند.

چند روز پیش در مالزی جشن سنتی «ارواح گرسنه» برگذار شد. در این جشن که با فاصله‌ی اندکی از جشن عید فطر گرامی داشته می‌شد، اقلیت چینی‌ این کشور تمام تلاش خود را کرده بود تا بتواند مراسمی باشکوه و چشم‌گیر و در همان حد و اندازه‌های جشن مسلمانان برپا کند که هزینه‌های سرسام‌آور این مراسم گواه بر وجود چنین حقیقتی است. این اما فقط یک بخش ماجراست؛ در دیگر سو نتیجه‌ی است که از وجود چنین اعیاد، مراسم و جشن‌های رنگ و ورانگ و با پیشینه‌های فرهنگی و مذهبی گوناگونی که بدون هیچ برخورد و تنشی در این کشور هر ساله برگذار می‌شود عاید جامعه‌ی مالزی می‌شود و آن گسترش روح تساهل و مدارا در میان مردمان این سرزمین است. کودکان مالایی، چینی و هندی از همان دوران کودکی با چنین تفاوت‌های آشنا شده و با آنها خو می‌گیرند، کافیست تا رفتارهای نسل جوان مالایی را با جوانان ایرانی یا عرب مقایسه کنیم تا به تفاوت‌های آشکار آنها از شناخت و مدارایشان با مردمان دیگر فرهنگ‌ها و مذاهب و ضعف و نبود این فرهنگ در مردم خاورمیانه پی ببریم. آن چه ناامیدکننده‌تر به نظر می‌رسد این است که با گسترش ناامنی و خشونت در برخی کشورهای عربی در خاورمیانه و ترویج افکار تندرویانه و بنیادگرایانه، حضور توریست‌ها در این مناطق افت چشم‌گیری داشته و اندک روزنه‌ای که برای شناخت دیگر نژادها، مذاهب و آیین‌ها و به تبع آن گسترش میزان تساهل و مدارا در میان این مردم وجود داشت نیز در حال بسته شدن است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,