Saturday, 18 July 2015
21 October 2020
گردونه مهر

«نمادشناسی شیر»

2012 September 04

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

«شیر»، این حیوان مقتدر و سلطان حیوانات نزد تمدن‌ها و فرهنگ‌های گوناگون مفاهیم متعددی سرشار از فضایل و رذایل و ناشی از مقامش به خود گرفته است. هرچند مظهر قدرت و عقل و عدالت است اما در عین‌حال نشانه‌ی غایت غرور و خودپرستی است. او نمادی از پدر، معلم یا شاهی را تداعی می‌کند که از شدت قدرت می‌درخشد و از نور این درخشش کور شده است و از آن‌جایی که خود را حامی می‌داند، از این رو تبدیل به یک جبار مستبد می‌شود. علامت خانوادگی «آشوکا» شاه بودایی هند شیر بود، از آشوکا بنای یادبودی به جای مانده متشکل از سه شیر که از پشت به هم تکیه داده‌اند و بر سکویی به شکل چرخ نشسته‌اند. بر این چرخ شعاری حک شده است: حقیقت پیروز است. این جمله هنوز هم شعار هندوان است.

شیر هم‌چنین نماد عدالت است و بر‌ این مبنا ضامن قدرت‌های مادی و معنوی است. تخت پادشاهی شاهان فرانسه و یا اسقفان قرون وسطا با نقش شیر تزیین شده بود. شیر در‌ضمن، نماد مسیح پزشک(درمان‌گر) است که شیر کتاب یا طومار او را حمل می‌کند و در همین ارتباط شیر به عنوان علامت «قدیس مرقس» نیز معرفی شده است. در شرق دور هم شیر حیوانی کاملن نمادین است و گاه با اژدها هم‌ذات پنداشته می‌شود. شیر در مقابل اثرات شوم، نقش حامی را بر عهده دارد. در ژاپن، در اول ژانویه و بعضی روزهای عید، رقص شیر(شیشیمای) اجرا می‌شود. این رقص در مقابل معابد «شینتویی» شروع می‌شود و در طول مسیر تا مقابل بعضی خانه‌های خاص ادامه می‌یابد. رقصندگان صورتکی به شکل شیر بر چهره دارند. یک نفر صورتک شیر و دو یا سه نفر به شکل بدن شیر در زیر ملحفه‌ای حرکت می‌کنند.  نزد بابلی‌ها که تاثیر و نیروی ستارگان و نجوم را در اعمال و رفتار و بیماری‌ها دخیل می‌دانستند، پزشک در زمان درمان، نقاب شیر به چهره می‌زدکه ارواح خبیثه و شیاطین را تسخیر کند.

در هنر ایران سابقه تصویرگری شیر به عنوان نماد خاص، به پیش از تاریخ عیلام می‌رسد. نگرش موجود به این نشانه در تمامی دوران، نوعی برخورد دوگانه با این نماد را به هم‌راه داشته است؛ یکی تقدس و توجه به عنوان طلسم و محافظ جادویی و دیگر، حضور حیوان در صحنه شکار به عنوان عنصر اصلی شکار بوده است. برخی از این صورت‌های نمادین در هنر پس از عصر ساسانی هم‌چنان باقی ماند؛ مانند شیرسنگی محافظ در کنار قبرستان‌ها، نماد شیر و خورشید، تلفیق شیر با سر انسان بر روی سفال‌ها، شیر محافظ درخت زندگی در روی قالی‌ها و گرفت‌وگیر و شکار شیر در نقاشی ایرانی.

شیر که به نظر اغلب محققان نماد مرگ و زندگی است، با الهه‌های دیگر عهد باستان و در قدیمی‌ترین تمدن‌ها هم‌راه الهه‌ها دیده می‌شود. بانوی حیوانات نمودی است از قدرت هراس‌انگیز نیروهای مونث، نیرویی که هم می‌تواند ببخشد و هم گیرنده باشد. خدای‌ سر‌شیردار، آشکارا موجودی است که تجسم کیهان است. او بر کره‌ی کیهانی ایستاده و علایم منطقه البروج در میان حلقه‌های ماری که دور او پیچیده دیده می‌شود. حلقه‌های مار به سیارات برمی‌گردد و مسیر حرکت خورشید از میان منطقه البروج است. کلیدی که در دست دارد، بیان‌گر دروازه‌های آسمانی است که در آیین میترایی روح از طریق آن، صعود و نزول می‌کند. خدای سر شیردار را برخی به «زروان» و برخی به «میترا» نسبت می‌دهند.  صحنه نبرد شیر و گاو نر و نوع دیگری از آن میان شیر و آهو در هزاره چهارم پیش از میلاد، نمادهای تبدیل‌پذیری، برای رساندن مفهوم آغاز فعالیت کشاورزی پس از انقلاب زمستانی بوده‌اند. در حوالی دهم فوریه(21 بهمن) که ثور و ثریا(گاو) غروب شام‌گاهی خود را آغاز می‌کردند، صورت فلکی «اسد»(شیر) هم‌راه با ستاره‌ی درخشان «قلب الاسد» اوج می‌گرفتند، پس از آن گاو نر برای مدت چهل روز ناپدید می‌شود و دوباره طلوع می‌کند، که نشانه هنگام اعتدال بهاری است. صورت فلکی اسد حتا در زمان مصریان باستان نیز مورد احترام بوده است، زیرا به هنگام طغیان سالانه رود نیل خورشید در این صورت فلکی قدم می‌گذاشت. این طغیان برای باروری زمین اهمیت داشت. امروزه هنوز هم فواره‌های سنگی زیبایی به شکل شیر، که در آن‌ها آب از دهان مجسمه سنگی جاری است، ارتباط این صورت فلکی را با طغیان رود نیل به یاد بینندگان می‌آورد.

این صورت فلکی نافذ و درخشان همچنین انسان را به یاد «هرکول» قهرمان بزرگ افسانه‌ای یونان می‌اندازد . این قهرمان ماموریت داشت شیر «نیمیا» را که موجب آزار و اضطراب مردم شده بود، از پا درآورد. جانور درنده در عمل شکست‌ناپذیر و پوست او سخت‌تر از فولاد بود. غاری که شیر در آن می‌زیست دو راه خروجی داشت و جانور درنده به‌راحتی می‌توانست خود را نجات دهد. هرکول یکی از راه‌های خروجی را بست و بر سر راه خروجی دیگر به‌ کمین شیر خطرناک و ترس‌ناک نشست. سر‌ وکله شیر خیلی زود پیدا شد. هرکول با کمان خود نیزه‌هایی به سوی حیوان انداخت، ولی نیزه‌ها به پوست سخت جانور کارگر نیفتاد و کمانه کرد. هرکول بالاخره موفق شد حیوان درنده را با دست‌هایش خفه کند. جانور مرده نیز برای هرکول مشکلات زیادی ایجاد کرد، زیرا کندن پوست حیوان با ابزار معمولی غیر ممکن می‌نمود. تن‌ها یال شیر که سخت‌تر از الماس بود، توانست به قهرمان کمک کند تا عاقبت پوست را پاره کند و از بدن جانور جدا سازد. او پوست با‌شکوه و فولاد‌مانند شیر را در بر ‌کرد و به این ترتیب خود، روئین‌تن و شکست‌ناپذیر شد. در نهایت «زئوس» شیر را به یکی از زیباترین صورت‌های فلکی منطقه البروج تبدیل کرد.

شیرها نگه‌بانان نمادین پرستش‌گاه‌ها، قصرها و آرام‌گاه‌ها بودند و تصور می‌رفت، درنده‌خویی آن‌ها موجب دور کردن تاثیرات زیا‌ن‌آور می‌شود. در ایران ورودی معابد عیلام به وسیله مجسمه‌های شیر، گاو نر و نوعی سگ محافظت می‌شد. پیکره یک شیر کوچک سنگی در مجاورت معبد «اینشوشیناک» در ارگ شوش به دست آمده که بر ارابه‌ای از قیر طبیعی سوار است. بر شانه‌ی این شیر نقش ستاره با خطوط منحنی دیده می‌شود. این شیرها نگه‌بان معبد بوده‌اند. شیر هم‌چنین در مفهوم محافظ درخت زندگی در ترکیب با سر انسان و به عنوان «فره‌وشی‌های محافظ»(ملک محافظ روح انسان)آمده است. درخت زندگی معمولن در تصاویر و نقوش، میان دو جانور افسانه‌ای قرار دارد که نگه‌بانانش به شمار می‌روند. این درخت، رمز نیروی مقدس و بیم‌ناک محسوب می‌شود.

به نظر می‌رسد مدفون کردن اشیا با نقش شیر به هم‌راه مردگان، طلسمی برای حضور دایمی خورشید، نور و روشنایی در کنار متوفی بوده باشد. علاوه‌براین درمیان قطعات تزیینی که به لباس دوخته می‌شدند، نقش شیر بیش از همه به چشم می‌خورد. روی قبای داریوش در نقش برجسته تخت جمشید چنین شیرهایی دیده می‌شود. این نوع تزیین در هنر آشوری بر روی جامه‌های آشوری دیده می‌شود. ابزارها و سلاح‌ها در لرستان نیز معمولن با نقش شیر هم‌راه است.

در مجموع می‌توان گفت معانی نمادین شیر در فرهنگ‌های مختلف شامل «تابستان»، «سلطنت»، «قدرت و نیروی الهی»، «محافظ ودور‌کننده ارواح و شیاطین»، «صورت فلکی» و «باروری» می‌شود. این نشانه درایران، به شکل الگوهای متفاوتی ظاهر شده و ارتباط پیوسته‌ای با مفهوم طلسم‌گونه این حیوان، درحفاظت از عناصر شر دارد  و اعتقاد به صور فلکی و تاثیرات آن در زندگی، در گسترش این نماد تاثیر به‌سزایی داشته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,