Saturday, 18 July 2015
06 August 2020
رازهای زنانه

«درهای بسته‌ی دیدن»

2012 September 10

نعیمه دوستدار/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در حالی که بازی قبلی تیم والیبال با حضور زن‌ها در استادیوم، تبدیل به یک اتفاق برای زنان علاقه‌مند به ورزش در ایران شده بود و خاطره‌ی حضور در یک ورزش‌گاه و تشویق تیم محبوب‌شان را با هیجان برای هم تعریف می‌کردند، فدراسیون والیبال اعلام کرد بانوان و خبرنگاران زن برای تماشای دیدار دوم تیم‌های ایران و ژاپن به سالن آزادی نیایند.

 خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از سایت فدراسیون والیبال نقل کرد که ورود بانوان حتی بانوان خبرنگار به سالن دوازده هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی برای تماشا و پوشش خبری دومین دیدار تیم ملی والیبال ایران برابر ژاپن در چارچوب رقابت های انتخابی لیگ جهانی والیبال ممنوع شده است.

خبرگزاری ایسنا در این خبر تاکید کرده بود که این تصمیم در حالی گرفته شده که خبرنگاران بسیاری از رسانه‌های مکتوب در حوزه‌های غیرفوتبال خانم هستند و حتی زمانی که حضور بانوان به عنوان تماشاگر در ورزشگاه ممنوع بوده مشکلی برای فعالیت رسانه‌ای خود نداشته‌اند. این اتفاق در ایران بی‌سابقه نیست. حضور زنان در استادیوم‌های فوتبال از اساس ممنوع اسا و تلاش‌ها برای رفع این مممنوعیت تاکنون به جایی نرسیده. در مورد بقیه‌ی بازی‌ها هم بسته به موقعیت، تصمیم عوض می‌شود. سال گذشته هم تماشای یکی از بازی‌های ایران در جام ملت‌های آسیا، به دلیل هم‌زمانی با برگزاری دیدار تیم فوتبال استقلال در استادیوم صد هزار نفری برای خانم‌ها ممنوع شده بود.

اطلاع‌رسانی ضعیف  در این‌باره باعث شد که حدود هزار نفر از زنان و دختران به سالن ۱۲هزار نفری بروند و پس از این‌که با ممانعت ماموران مواجه شدند، پشت درها تجمع کنند. در مقابل، ماموران نیروی انتظامی و حراست سالن، برای جلوگیری از تجمع آن‌ها، با ماشین‌های مخصوص تلاش کردند زنان را از محوطه خارج کنند.

شاید خیلی از زنان ایرانی اصلا لذت ورزش و تماشای یک مسابقه ورزشی را درک نکنند. آن‌ها فرصت حضور در میدان‌های قهرمانی را چندان نداشته‌اند. فراگیر نبودن ورزش، باعث شده خیلی از زنان اصلا اهمیت و اولویت چنین مسایلی را احساس نکنند، اما جای انکار نیست که ایجاد این محدودیت‌ها که ظاهرن با توجیه حفظ امنیت زنان و رعایت اخلاق ایجاد می‌شود، در نهایت حاصلی جز بی‌اعتمادی آن‌ها، جریحه‌دار شدن احساسات‌شان و ایجاد حس تحقیر و تبعیض ندارد و نتیجه‌ی آن، ایجاد فضای بیش‌تر اعتراض و مقابله در میان زنانی است که فکر می‌کنند صدایشان شنیده نمی‌شود.

 یکی از دخترانی که دیروز پشت درهای بسته استادیوم 12 هزار نفری ماند، نوشته است:‌ «قلبم شکسته… روحم آزار دیده. تحقیر شدم… با همه‌ی وجودم تحقیر شدم… تو عمر ۲۱ ساله‌م انقد از زن بودنم تحقیر نشده بودم که امروز… شش ساعته مدام دارم اشک می‌ریزم… دعوا کردن، فحش دادن، توهین کردن، تحقیر کردن، بازداشت کردن، ازمون فیلم گرفتن، هر طور دل‌شون خواست با ما رفتار کردن، فقط چون زن بودیم! چون می‌خواستیم بریم از حق طبیعی‌مون استفاده کنیم!

و بدتر از همه‌ی این اتفاقات غیر منتظره اما همیشگی، رفتار مردها بود. همه‌ی زن‌هایی که اون‌جا بودن وقتی زنگ می‌زدن به آشناهایی که تو سالن داشتن و می‌گفتن حداقل شما بیاین بیرون به خاطر بلایی که دارن سر ما میارن، همه می‌گفتن خب ما بیایم که چی؟ ما بیایم که بقیه نمی‌آن و همه مسخ می‌شدن از این جواب!

حتی بدتر! تمام مردهایی که از کنارمون رد شدن، بهمون خندیدن… واسمون بوق زدن… پرچم تکون دادن… و گفتن راتون نمیدن؟ آخی! زن رو چه به استادیوم؟ برین خونه! منی که همیشه به زن بودنم، به ایرانی بودنم، به زن ایرانی بودنم افتخار می‌کردم، حالم از خودم بهم می‌خوره… از زن بودنم متنفرم…»

اما تجربه‌ی همین شکل اعتراض هم بین زنان ایرانی ناشناخته است. این شکل بودن، هنوز یک اتفاق نادر است، چیزی در ادامه‌ی ناشناختگی شکل بروز دادن هیجان که نویسنده‌ی وبلاگ «سه روز پیش» در خاطره‌ای از حضورش در استادیوم به آن اشاره کرده است: «ورزشگاه جای بروز دادنه و مبهوت اون همه آدمی بودم که داشتن به هر وسیله‌ای می‌شد بروز می‌دادن، اما من و احتمالن آدمایی که با من بودن دیگه بیشتر از این چیزی برای بروز دادن نداشتیم (بعید نیست عین 12 هزار نفر همین فکرو کنن). باید زیاد بریم بیاییم تا بروزمون قوی شه، حس می‌کنم اینی که هست کافی نیست.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,