شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 September 2016
شاد و تندرست

«یک فاجعه‌ی ملی»

۱۳۹۱ شهریور ۲۳

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شکست تیم ملی فوتبال کشورمان از لبنان را شاید بتوان به لحاظ ورزشی یک فاجعه تمام عیار ملی توصیف کرد. تیم ملی ایران در حالی بازی را به تیم ملی لبنان باخت که فوتبال این کشور از هیچ نظر چه سابقه و عمر این ورزش و چه سطح و اعتبار و آبرویی که از نظر باشگاهی و ملی در آسیا دارد با فوتبال ایران قابل قیاس نبوده و نیست. ما بازی را به تیمی از سطح سوم فوتبال آسیا باختیم که به جرات می‌توان گفت که درآمد تمام بازیکنان و مربیان باشگاهی و ملی‌اش در سال برابر با دستمزد دو سه بازیکن فوتبال ما نمی‌شود.

ما در شبی به لبنان باختیم که بازی بازیکنان ما بیش از آنکه رنگ غیرت داشته باشد بوی پول می‌داد و این حقیقت البته ریشه در مشکلی بزرگ‌تر داشته و دارد که بازیکنان و مربیان تیم ملی فقط سهم کوچکی در شکل دادن به آن بر دوش دارند. تیم ملی ایران در مسابقه‌ا‌ی که هیچ تاکتیک و برنامه‌ی مشخصی برای بازی در میدان نداشت در حالی نتیجه را به حریف واگذار کرد که در  مجموع نود دقیقه حتا یک لحظه نتوانست گوشه‌ای از یک بازی گروهی منظم را به نمایش بگذارد. اما اگر بخواهیم واقع‌بینانه به ماجرا نگاه کنیم فوتبال و ورزش ما مشکلات بنیادینی دارد که از ضعف مدیریتی کلان و اداره باشگاه‌ها شروع شده و تا نحوه‌ی جذب بازیکنان به تیم‌های ملی و باشگاهی و حکم‌رانی روابط کثیف بر آن ادامه می‌یابد. در فوتبالی که هنوز یک باشگاه خصوصی به معنای واقعی آن وجود ندارد و هنوز که هنوز است میلیاردها میلیارد پول بیت‌المال و در حقیقت از جیب مردم بدبخت برایش هزینه می‌شود نباید انتظارداشت تا مبانی و مفاهیم فوتبال مدرن و حرفه‌ای هم‌چون پرورش استعدادها، بازیکن‌سازی، سرمایه‌گذاری، بلیط‌فروشی و کسب درآمد و دیگر مسایل در آن دیده شود.

از تعجب‌برانگیزترین واکنش‌های پس از باخت ما به لبنان موضع‌گیری‌ها و سخنان مربیان ایرانی و بازیکنان بازنشسته فوتبال ما بود. گویی شماری از اهالی فوتبال ما از مدت‌ها پیش شمشیر تیز کرده بودند برای انتقام از مربیان خارجی و یا مدیرانی که به اندازه‌ی کافی به آقایان اهمیت نداده و از دیگران به جای آنها استفاده کرده‌اند. چه کسی است که باور کند انتقادات امثال «پورحیدری»، «استیلی»، «مظلومی» و ده‌ها مربی بی‌دانش و بازنشسته‌ی دیگر از سر دلسوزی است؟ همه می‌دانند این آقایان بیشتر نگران سر بی‌کلاه خود هستند تا وضعیت فوتبال ما. دوستانی که از بازیکنان میلیاردی و بی‌غیرت حاضر در تیم ملی انتقاد می‌کنند که البته نقد به جایی هم هست، یادشان رفته است که خود همین مربیان وطنی بزرگترین نقش را در مطرح شدن چنین ورزشکاران بی‌قابلیتی داشته‌اند. مربیان ایرانی که در بیست سال گذشته بخش عمده‌ای از درآمد خود را از دلالی بازیکنان اسمی به دست می‌آوردند آن روزها انتقاد از شرایط فوتبال ما را فراموش کرده بودند؟ چند نفر از بازیکنان خوش‌آتیه، بااستعداد اما گمنام شهرستانی چوب بی‌پولی و یا نداشتن رابطه در فوتبال ما را خوردند و جایشان را به بازیکنان اسمی دادند که امروز دستمزدهای میلیاردی می‌گیرند و در زمین قدم می‌زنند و به ریش همه‌ی مردم می‌خندند؟ البته نباید فراموش کرد که این ساختار غلط و غیرحرفه‌ای فوتبال ما بوده است که اجازه‌ی قدرت‌گرفتن و ثروت‌اندوزی به چنین مربیانی را داده است و گرنه کیست که نداند در فوتبال حرفه‌ای و علمی دنیا نقش و وظیفه‌ی هر کسی در ساختار باشگاه مشخص است و مربی هیچ وقت اجازه‌ی نقل و انتقال و بستن قرارداد با بازیکنان را ندارد.

این بازی البته یک سویه‌ی دیگر هم داشت که ناراحتی و گلایه‌های مردم را دو چندان کرد. درست است که ما سال‌ها به روش بازی کثیف عرب‌ها عادت کرده بودیم ولی گویا مردم ما انتظار دیگری از لبنانی‌ها داشتند. مردم ما که سال‌هاست هزینه‌های بازسازی شهرها، تامین سوخت رایگان و حتا فراهم کردن مایحتاج اولیه‌ی زندگی شماری فراوانی از شهروندان لبنانی از جیب آنها پرداخت شده است، انتظار میهمان‌نوازی بیشتری از لبنانی‌ها داشتند اما گویا اعراب جماعت مصداق عینی ضرب‌المثل نمک خوردن و نمکدان شکستن هستند. گرچه که باید گفت شمار اندکی هم در داخل هستند که نه تنها از این باخت ناراحت نیستند بلکه خوشحال هم شده‌اند و فکر می‌کنند اکنون پس از سه دهه سرانجام نتیجه‌ی پول‌های ریخته شده به پای لبنانی‌های عزیز به ثمر رسیده است، همانهایی که چندی پیش اعتراض می‌کردند چرا تیم فوتبال فلسطین را برده‌ایم.

بهر حال ما به لبنان باخته‌ایم و باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که بضاعت فوتبال امروز ما همین است که هست اما از همه غم‌انگیزتر این است که کادر مدیریتی فوتبال ما از رییس فدراسیون گرفته تا مدیران و بازیکنان تیم ملی هیچ‌کس حاضر به یک پاسخ‌گویی ساده به مطبوعات و رسانه‌ها درباره‌ی باخت تیم ملی نیستند، اتفاقی که اگر در هر کجای دیگر دنیا پیش ‌می‌آمد می‌توانست به استیضاح و حتا پایان عمر مدیریتی یک مدیر ختم شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,