سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
07 September 2010
زیر باران

«نگاهی به زندگی هوشنگ گلشیری»

۱۳۸۸ دی ۲۶

مارال / رادیو کوچه

maral@koochehmail.com

«نه، من خانه ای ندارم، سقفی نمانده است. دیوار و سقف خانه ی من همین هاست که می نویسم. همین طرز نوشتن از راست به چپ است. در این انحنای نون است که می نشینم. سپر من از همه‌ی بلایا سرکش « ک » یا « گ»  است.»

این نوشته متعلق به مردیست با موهای ژولیده، صدایی قاطع و انگشتانی که از فرط قلم و سیگار ورم کرده اند، نشسته و دارد به داستان هایی فکر می کند که ننوشت. نویسنده ای که او را بعد از صادق هدایت تاثیرگذارترین نویسنده ی ایرانی دانسته اند و ” شازده احتجاب ” او  را در زمره ی  قوی ترین داستان های  ایرانی می دانند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

دانلود فایل صوتی

هوشنگ گلشیری، در سال ۱۳۱۶ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش کارگر بنا، سازنده ی مناره های شرکت نفت بود.

گلشیری در ۲۱ سالگی، زمانی که در دفتر اسناد رسمی کار می کرد، اولین داستانش را نوشت.

او در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشته ی ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد و در آن دوران با انجمن ادبی صائب آشنا شد.
شرکت در جلسات انجمن صائب زمینه‌ساز آشنایی با برخی اهل قلم آن روز اصفهان شد که در نشست‌های ادبی دیگر تداوم یافت. آشنایی با برخی فعالان سیاسی در این جلسات او را وارد عرصه ی فعالیت سیاسی کرد که به دستگیری‌اش در اواخر سال ۱۳۴۰ انجامید و اندکی بعد آزاد شد.

20100116-cul-zirebaran-golshiri
در این زمان چند شعر و یک داستان از او در مجلات پیام نوین، فردوسی، و کیهان هفته به چاپ رسیده بود.  نشست‌های ادبی که به دلیل حساسیت ساواک در خانه‌ها ادامه یافت، هسته ی اصلی جنگ اصفهان شد که گلشیری نیز یکی از اعضای فعال این جنگ بود.
جنگ اصفهان که اعضای خود را به عنوان قطبی در ادب معاصر شناساند تا سال ۱۳۶۰ در یازده شماره منتشر شد. گلشیری تعدادی از داستان‌های کوتاه و چند شعر خود را در شماره‌های مختلف این جنگ به چاپ رساند.
گلشیری و تعدادی از یاران جنگ اصفهان، در سال ۱۳۴۶، همراه با عده‌ای دیگر از اهل قلم در اعتراض به تشکیل کنگره‌ای فرمایشی از جانب حکومت وقت بیانیه‌ای را امضا کردند و با تشکیل کانون نویسندگان ایران به عضویت آن درآمدند. در سه دوره فعالیت کانون، در جهت تحقق آزادی قلم و بیان و دفاع از حقوق صنفی نویسندگان، گلشیری همواره از اعضای فعال آن باقی ماند. در دوره‌های دوم و سوم فعالیت کانون، به عضویت هئیت دبیران نیز انتخاب شد.
گلشیری در اواخر سال ۱۳۵۲، برای بار دوم به مدت شش ماه به زندان افتاد و به مدت پنج سال نیز از حقوق اجتماعی، از جمله تدریس محروم شد. ناچار به تهران آمد. در تهران با بعضی از یاران قدیمی جنگ که ساکن تهران بودند و عده‌ای دیگر از اهل قلم جلساتی هفتگی برگزار کردند. مجموعه داستان «نمازخانه ی کوچک من» (۱۳۵۴) ، و جلد اول رمان «بره‌ی گمشده‌ی راعی» (۱۳۵۶) حاصل همین دوره بود. هم‌چنین نمایشنامه‌ای از او به نام سلامان و ابسال به روی صحنه آمد که این نمایشنامه هنوز منتشر نشده است.

گلشیری تدریس ادبیات داستانی را که پس از اخراج از دانشگاه مدت کوتاهی دردفتر مجله ی مفید ادامه داده بود، در سال ۱۳۶۹ با اجاره ی محلی در تهران و برگزاری کلاس‌های آموزشی و جلسات آزاد ماهانه را از سر گرفت.

شناخت متون کهن، بازخوانی و بررسی آثار کلاسیک فارسی از دیگر دلمشغولی های گلشیری در کنار ادبیات و نقد معاصر بود.

« جن نامه »‌ی گلشیری زمستان سال ۱۳۷۶ در سوئد به همراه «جدال نقش با نقاش» منتشر شد. گلشیری رمان«جن نامه» را که تحریر آن را سیزده سال قبل آغاز کرده بود، در دوره ای که برای داستان خوانی و سخنرانی به شهرهای مختلف اروپا سفر می کرد، به پایان رساند.
در تابستان ۱۳۷۷ وی سردبیری ماهنامه ی ادبی کارنامه را پذیرفت و نخستین شماره ی آن را در دی ماه همان سال منتشر کرد. در این دوره جلسات بررسی شعر و داستان نیز به همت او در دفتر کارنامه برگزار می‌شد. یازدهمین شماره ی کارنامه به سردبیری او پس از مرگش در خرداد ۱۳۷۹ منتشر شد.
گلشیری در طول حیاتش موفق به کسب جوایزی از داخل و خارج کشور شد. که از میان آن ها می توان به جایزه ی صلح اِریش ماریا رمارک که به پاس آثار ادبی و تلاش‌های او در دفاع از آزادی قلم و بیان به او اهدا شد، اشاره کرد.

از دیگر آثار گلشیری می توان به : معصوم پنجم یا حدیث مرده بر دار کردن آن سوار که خواهد آمد، جبه خانه، حدیث ماهیگیر و دیو، مجموعه ی پنج گنج، فیلمنامه ی دوازده رخ، رمان های در ولایت هوا، آینه ای دردار، مجموعه داستان دست تاریک-دست روشن، و در ستایش سکوت، اشاره کرد.

«من از سمبل و تمثیل‌سازی‌های معمول سخت بیزارم که اگر شیوه‌ای را بپسندم زبان عبارت نیست، که کار اهل ظاهر بود؛ زبان اشارت است که پیشینیان می‌گفتند: «‌کار اهل باطن» است و ما می‌گوئیم: ‌کار دل و حس و عاطفه است و حاصل هم فقط نباید “‌اشارت” بدین و یا آن اجزای واقعیت معروض زمان باشد، بلکه خود باید واقعیتی یا حقیقتی قائم بالذّات شود تا بتواند از قید زمانه بگذرد یا حتی از قید منیت ما که خود نیز معروض زمانه‌ایم. ” قطعه ای بود از یادداشت  گلشیری در ابتدای « جبه خانه ».

هوشنگ گلشیری در ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ به دنبال یک دوره ی طولانی بیماری در بیمارستان ایرانمهر تهران در گذشت و در امامزاده طاهر در مهر شهر کرج به خاک سپرده شد.

  • Facebook
  • Balatarin
  • del.icio.us
  • Twitter
  • FriendFeed
  • email
  • RSS

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|Print انتشار مطلب

TAGS: , , 

جدول برنامه ها

«جدول برنامه‌ها»

دو‌شنبه ۱۵ شهریورماه ۱۳۸۹- ۶  سپتامبر ۲۰۱۰

شروع پخش زنده از ساعت ۴/۰۰ بعداز ظهر – به وقت تهران

note3اجرا:  دامون و زهره

note3استودیو: دامون

note3 تقویم تاریخ – مریم

note3گزیده اخبار مطبوعات دوشنبه ایران

note3سوت – «پایان روی‌دادی به‌نام المپیک» - محمدرضا

note3بخش اول اخبار

note3میکروفن – «شایع‌ترین نوع سرطان در بانوان ایرانی» -  شکوفه

note3پس‌نشینی تند – «می‌نویسم کلیک، تو بخوان شلیک» – اکبر ترشیزاد

note3مجله‌ی خبری کابل - نجیب امیری

note3روزنگاشت – «سی سال درخشش برای دیوار» - محبوبه

note3بخش دوم اخبار

note3دایره‌ی شکسته – «نشریه‌های زرد یا عامه‌پسند» - مه‌شب تاجیک

note3پارس نامه – «قدیمی‌ترین تمدن بشری جهان» - امیر و کاملیا

note3گفت‌و‌گوی روز – «اگر به هم‌راهی می‌اندیشید منشوری جامع بدهید» – اردوان روزبه

note3بخش سوم اخبار

note3رادیو پس‌کوچه – «کشف دلیل آنفولانزای خوکی» – (قسمت اول) – پارسا

مطالب برگزیده
«زمانی برای استقلال»

«زمانی برای استقلال»

maryam | ۱۳۸۹ شهریور ۱۱

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

شاید خیلی از شما که از دو [...]

«اعتراض فردوسی‌پور در برنامه ۹۰»

«اعتراض فردوسی‌پور در...

maryam | ۱۳۸۹ شهریور ۱۰

محمدرضا / رادیوکوچه

mohamadreza@koochehmail.com

به نقل از سایت جهان‌ورزش [...]

‌«‌نوکیسه‌های بی‌هویت‌، حرمت مناسبت‌ مذهبی را هم رعایت نمی‌کنند»

‌«‌نوکیسه‌های بی‌هویت‌،...

Farvahar | ۱۳۸۹ شهریور ۱۰

خبر / رادیو کوچه

روز گذشته سه‌شنبه فاطمه کروبی، همسر مهدی [...]

«کارتون / اندر بازی یک دلقک»

«کارتون / اندر بازی یک دلقک»

maryam | ۱۳۸۹ شهریور ۰۹

مرتضا خسروی (هیچ) / رادیو کوچه