Saturday, 18 July 2015
26 October 2020
معرفی و نقد «پائیز پدرسالار» اثر گابریل گارسیا مارکز

«تنها رذیلت؛ قدرت»

2010 January 16

هایده / رادیو کوچه

«گابریل گارسیا مارکز» مشهورترین نویسنده‌ی سبک «رئالیسم جادوئی» از آمریکای لاتین را همه‌ی اهل کتاب به خوبی می‌شناسند ،بخصوص این اسم با نام کتاب «صدسال تنهائی» که به عنوان شاهکار او و یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر جهان شناخته می‌شود پیوند خورده‌است.

20100117-Marquez-mainpage-koocheh

گابریل گارسیا مارکز در سال 1928 در « شهرکی رو به زوال» به نام «آراکاتاکا» در منطقه‌‌ی گرمسیری کلمبیا به دنیا آمد.به گفته‌ی خودش زادگاهش سرزمین قاچاقچیان،دزدها و رقاصان بوده‌است و البته سرشار از قصه وجادو.

در جوانی در دانشگاه «بوگوتا»ی کلمبیا حقوق می‌خوانده که رها می کند و برای تامین معاش در حدود چهل سالگی به نویسندگی و روزنامه‌نگاری مشغول می شود.درسال 1950 «بیگانگان موز» را می نویسد ، در ظبقه‌ی بالای یک روسپی خانه که خود آنجا را به دلیل آرامش روزانه و سرگرمی شبانه محیط مطلوبی برای نوشتن می‌دانسته . بین سال‌های 1955 تا 1962 «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» ، «تشییع جنازه‌ی مادر بزرگ» و «ساعت بد»را می‌نگارد که این سومی جایزه‌ی ادبی بزرگ کلمبیا یعنی «اسو» را به دست می‌آورد.

اما اثر بزرگ «صد سال تنهائی» در فاصله‌ی سا‌ل‌های 1962 تا 1965 در مکزیکو نوشته می‌شود، نویسنده و همسرش برای تامین هزینه‌ی ارسال دستنوشته برای ناشر ،سشوار، بخاری و مخلوط‌کن خود را می‌فروشند ، معامله‌ای پر‌برکت. جواب به فاصله‌ی کوتاهی می‌رسد: چاپ‌های پی‌در‌پی، ترجمه به زبان‌های مختلف، جوایز ادبی، نقد‌هائی پر از شیفتگی و البته شهرتی جهانگیر.

«صد سال تنهائی» سبک عجیب و جذابی را که پیش از آن توسط «بورخس»، «فوئنتس»و برخی نویسندگان دیگر لاتین‌تبار پایه‌گذاری شده بود، در کمال خود، به همه‌ی اهل کتاب در سراسر جهان شناساند: رئالیسم جادوئی.

«رئالیسم جادوئی» سبکی‌ست که با استفاده‌ی گسترده از تخیل، فانتزی و عناصر جادوئی و عجیب‌ترین مفاهیم ،می‌تواند واقعیت را بسیار عریان‌تر، موثرتر و عمیق تر از هر سبک رئالیستی دیگری به خواننده انتقال دهد. کتاب‌های مارکز پر از صفات برتر و مطلق است: این زیبا‌تریین زن جهان است، آن عاشق‌ترین مرد جهان، این قوی‌ترین و آن پیرترین والبته در جهان.

جذابیت افسانه وار این سبک که به گمان اهل فن به افسانه‌های آمریکای‌لاتین که خود حاصل پیوند فرخنده‌ی فرهنگ اسپانیائی و سرخپوستی است، می‌رسد، کتاب‌های مارکز را ملغمه‌ی عجیب و فوق‌العاده جالبی می‌سازد از احساسات، شور جنسی، عشق، قدرت و چهره‌های رنگارنگ و افراطی از زندگی. اگر بتوان برای ادبیات نیز مانند موسیقی رنگ‌آمیزی قائل شد می‌توان آثار مارکز را چنین توصیف کرد: رنگ‌های درخشان زرد، نارنجی، قرمز و سبز بر زمینه‌ای قهوه‌ای.

«صد سال تنهائی» در اواخر دهه‌ی پنجاه شمسی توسط بهمن فرزانه به فارسی برگردانده شد و نام “مارکز” مثل بمب در جامعه‌ی ادبی آن روزگار منفجر شد و بازار کتاب را چنان تشنه‌ی مارکز کرد که آثار دیگر او گاه توسط جند مترجم برای هر اثر ، خوب و بد ،به فارسی ترجمه شد: «گزارش یک مرگ»، «ساعت شوم» ، «داستان یک غریق»، «عشق سال‌های وبا» و….

اما من دراین جا قصد معرفی کتابی را دارم که شهرت آن از «صد سال تنهائی» به مراتب کم‌تر ولی از نطر بنده‌ی پرمدعا شاهکار اصلی «مارکز» است. این کتاب در سال 1358 توسط «حسین مهری» و با یک ترجمه‌ی تحسین‌برانگیز در ایران منتشر شد: «پائیز پدرسالار» .

«مارکز» خود درباره‌ی این کتاب می‌گوید:«می‌خواستم کتابم شعری  بزرگ درباره‌ی تنهائی قدرت باشد» در مقدمه‌ی کتاب هم آمده‌است:این کتاب زندگی‌نامه‌ی یک دیکتاتور آمریکای مرکزی در کشور نامعلومی از منطفه‌ی کارائیب است ولی بعد از مطالعه‌ی کتاب در می‌یابیم که در واقع سرگذشت تمام زورمداران در تمام اعصار است .

این کتاب زندگی‌نامه‌ی یک دیکتاتور آمریکای مرکزی در کشور نامعلومی از منطفه‌ی کارائیب است ولی بعد از مطالعه‌ی کتاب در می‌یابیم که در واقع سرگذشت تمام زورمداران در تمام اعصار است .

یکی از خصوصیات اثر شعرگونه بودن آن است،اثری بسیار غنائی و تغزلی آن‌هم درباره‌ی «یگانه رذیلت» یعنی قدرت است.تضادی عجیب و در عین حال بسیار پرقدرت.

می‌گویند در نسخه‌ی زبان اصلی رمان، هیچ «نقطه»ای که پایان جمله‌ای را برساند وجود ندارد مگر در انتهای آخرین جمله‌ی کتاب. به عبارت دیگر داستان با همه‌ی حجم و غنا و حوادث بی‌شمارش فقط در یک جمله روایت می‌شود، جمله‌ای که در ابتدای کتاب شروع و در پایان آن به آخر می‌رسد.

داستان از زبان «دانای کل»وبا ضمیر اول شخص جمع و از زبان مردمی روایت می‌شود که تحت سلطه‌ی پدرسالار بوده‌اند.در کتاب هیچ خط زمانی مشخصی وجود ندارد مگراینکه خواننده خود برحسب قرائن آن‌را کشف کند.

قهرمان یا ضد قهرمان کتاب ، ژنرالی‌ست که رئیس‌جمهور مادام‌العمر یک کشور خیالی‌ست و چندصد سالی عمر دارد –که شاید اشاره‌ای به عمر طولانی دیکتاتوری باشد- ودر قصری عجیب که در واقع ویرانه‌ای بزرگ پر از افلیج و گاو و نشمه-کلفت‌های رنگارنگ است، اگر بتوان گفت زندگی ، زندگی می‌کند و از سوی همه با عنوان “ژنرال من” مورد خطاب قرار می‌گیرد.

در قصر رو به ویرانی، گاو‌ها به‌راحتی در تالارها می‌چرخند و پرده‌ها را می‌جوند و زنان بی‌شمار “ژنرال من” در حیاط قصر و در پناه زاغه‌ها زندگی فلاکت‌باری دارند و پی‌درپی بچه‌هائی به دنیا می‌آورند که حاصل جماع بی‌عشق و برق‌آسای “ژنرال من” است که در حین کار مثلا دوشیدن گاو‌ها یا شستن لباس‌ها با آن‌ها آمیخته‌است.

«ژنرال من»با قدرت مطلقه‌ی خود، که بر حسب تصادف مطلق به‌دست آورده،کشور را ویران کرده ،دریا را فروخته، همه‌ی مخالفان و حتی موافقان سرشناسش را کشته و حال در پیری و تنهائی وحشتناکش که مثل قدرتش مطلقه است در حال گندیدن است.

دیکتاتور فرزند پدر ناشناخته‌ی یک فاحشه-پرنده فروش سابق است که پس از مرگش به‌عنوان “قدیسه” به ملت معرفی می‌شود.

«ژنرال من» کمتر شباهتی به انسان می‌برد،«نره‌دیکتاتوری که قلبش از فقدان عشق چاک خورده، باپاهای بزرگ یک شبگرد بی‌خواب و دست‌های دوشیزه‌وارش»در باتلاقی از خاطرات از یاد رفته فرو می‌رود و فرو می‌رود….

«ژنرال من» هم جلاد اصلی و هم قربانی اصلی‌ست.قربانی آنچه مارکز آن‌را «یگانه رذیلت: قدرت» می‌نامد.قدرتی که همه چیز را می‌پوساند و بیش از هرچیز خود قدرت‌مدار را.احساس انزجار و هم‌زمان ترحمی که خواننده نسبت به دیکتاتور احساس می‌کند شاید هدف اصلی کتاب و نویسنده باشد.

کتاب سرشار است از شوریدگی عشق‌های ناکام، عزای عزیزان فراموش شده،عذاب وجدانی بی‌وجدان و تنهائی و تنهائی.

در فایل صوتی این پیوند قسمتی از کتاب را برایتان خوانده‌ام .نقد‌ها و نظراتتان همواره برایم ارزشمند است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , 

۱ Comment

  1. 1

    بسیار جالب و الزامی بود
    چقدر خوب می شد اگر فایل صوتیش دچار مشکل نمی شد .
    ممنون و منتظر آثار بعدیتون هستیم .