شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
03 September 2016
دایره‌ی شکسته- بخش دوم

«به نام کودک»

۱۳۹۱ شهریور ۲۶

مه‌شب تاجیک/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه‌ی پیشین دایره‌ی شکسته درباره‌‌ی سینمای مخصوص کودکان یا به عبارت بهتر تولیدات مخصوص برای قشر کودک صحبت شد. این‌که یک فیلم وقتی صرفن مخاطب کودک را در نظر می‌گیرد باید چه فاکتورها و المان‌هایی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی ذهن کودکان باشد. ذهن و تصوری که مخصوص هر کودکی است که با عناصری چون خیال و خلاقیت می‌تواند به یک ذهن خلاق و کنش‌مند تبدیل شود و تحلیل‌هایش سویه‌هایی چندگانه داشته باشند. ذهن خیال‌پرداز کودکان همچنین آماده‌ی برقراری گرفتن ارتباط با دنیای اطراف است و به سادگی می‌تواند هر چیزی را جایگزین واقعیت نماید و دنیای مخصوص به خود را خلق کند، همانطور که یک روز عروسکهای رنگارنگش دنیای اطراف او را می-سازند، روز دیگر تصاویر یک قهرمان در کتاب‌هایش و قصه‌هایی که برای او روایت می‌شود و چندی بعد تصاویری که به مدد پرده‌ی سینما برای او خلق می‌شود. همه‌ی اینها در کنار هم با تصاویر، دنیایی خاص و ستودنی برای هر آدمی چه کودک و چه بزرگسال خلق می‌کند که تاثیراتش تا مدت‌ها می‌تواند در عمق روح و روان بماند. پس به مدد جادوی تصاویر انتخاب آن‌ها و روایت کردنشان برای کودکان باید با دقت وسواس‌گونه‌ای باشد که نتواند تاثیرات مخرب و ویرانگری را بر کودک بگذارد.

حالا در کشوری مانند کشور ما که سینمای بزرگسالان روبه قهقرایی دارد و فراز و فرودهای بسیار نتوانسته است این صنعت را برای ما پاینده و پویا حفظ کند و ما پیوسته درگیر بحران‌های تصمیمات و سیاست‌ها و خط‌ مشی‌های غلطی هستیم که که سینما را دچار بحران‌های جدی می‌کنند و مدیریتی نیز برای حل این بحران وجود ندارد به واقع سینمایی کودک می‌تواند خود را در کجای این خراب‌آباد جای دهد؟ با این روند نادرست در این فقر تصاویر ما با ژانری به نام سینمای کودک خداحافظی کرده‌ایم و فیلم‌سازان متخصص در این حرفه هم یا خود این ژانر را به کنار گذاشتند یا از بدنه‌ی این نوع از سینما حذف شدند چرا که نه تهیه‌کننده‌ای از این نوع سینما استقبال می‌کند و نه مخاطب خاص را به سینما می‌کشاند تا هزینه‌های تولید فیلم جایگزین شود و این روند به حالتی پویا و زنده تبدیل شود.

یکی از بزرگترین خطاهایی که در چندین ساله‌ی اخیر بر بدنه‌ی بی‌رمق سینمای کودک ضربه‌های سنگینی وارد کرد این بود که سینماگران سینمای مخصوص به کودک را با سینمایی که یک کودک در آن روایت‌گر ماجراست اشتباه گرفتند و حقایق و واقعیت‌هایی برای کودکان روایت شد که با استقبال مخاطب کودک روبه‌رو نشد. به خصوص در دهه‌ی هشتاد که سینمای ایران وارد فصل جدیدی از حیات خود شد که بسیاری از سیاست‌های تعیین شده برای آن دور تفکر را خط کشیدند و تنها به پشت سرهم کردن تصاویر اکتفا کردند، کودکان به نسبت دهه‌های گذشته کمتر شدند و بگیر و ببند و سانسورهای بی‌حد و خط قرمزهای فراوان بسیاری از فیلمنامه‌ها را در همان نطفه خفه کرد و این‌گونه سینمایی به نام سینمای کودک در بدنه‌ی بیمار سینمای ایران کمرنگ و کمرنگ‌تر شد. واقعیت این است که ما در سینمای کودک فیلم‌هایی را داشتیم که کاملن مخاطب کودک را می‌شناخت و این حاصل سال‌ها زحمت و تلاش دست‌اندرکاران تهیه‌ی فیلم بود که با کودکان و نیازهایشان کاملن آشنا بودند. یک نمونه‌ی مثال زدنی در این مورد «کلاه قرمزی و پسرخاله» بود که با استقبال خوبی همراه شد و رکورد فروش بسیاری از فیلم‌ها را شکست و شخصیت‌هایی ماندگار و دوست داشتنی خلق کرد که هنوز که هنوز است مانند قطره‌ی آبی در برهوت هستند. اما عدم توجه و حمایت دولت، بخش خصوصی همچنین شرایط خاص مخاطبان برای حمایت از پدیده‌ی سینما به دلیل هزار و یک مشکل باعث شد که این ژانر با وجود استعداد و پتانسیل‌های فراوان از بین برود و نتواند پاگیر شود.

بسیاری از ما بنا به شرایط خاص جامعه‌مان که همیشه درگیر مسائلی حاد بوده است رویاهای کودکی‌مان را از یاد برده‌ایم و یا به عمد خواسته‌ایم که فراموشش کنیم. سینمای کودک ما هچنین با بحران‌هایی از جمله عدم تولید، عدم سرمایه‌گذاری و حمایت و نبود مخاطب روبه روست، حتا اگر کانال-های ماهواره‌ها را فراموش کنیم و به کنار نهیم هر روزه هزاران سی‌دی برای کودکان و نوجوانان تولید می‌شود که در بازار به وفور یافت می‌شود. سینمای ما نتوانست با کودکان و تخیلشان به مصالحه برسد و با تولیدات خود پای آنان را سینما باز کند، کمک به سینمای کودک نیازمند عزمی ملی است که اگر نباشد این ژانر برای همیشه در سینمای ما از دست خواهد رفت و دیگر نخواهیم توانست هیچ‌گونه ارزش ملی را جایگزین تولیدات غربی کنیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,