شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
دایره‌‌ی شکسته

«وقتی که بچه بودم»

۱۳۹۱ شهریور ۳۰

مهشب تاجیک / رادیوکوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همیشه گروهی از کودکان هستند که بیش از هر چیزی در ذهن ببیننده این تصویر را تولید می‌‌کنند که با فردی بزرگسال برخورد دارند. این کودکان در اغلب موارد پس از ایجاد این تصویر، ذهنیت دیگری را هم تولید می‌‌کنند که آن ذهنیت، خشونت علیه ایشان است. این که کودکی چیست و تعریف کودک مشمول چه گروهی از افراد انسانی می‌‌شود، این‌‌که چه معیارهایی برای کودکی وجود دارد و این که چه استانداردهایی را برای زیست سلامت کودک در نظر می‌‌گیریم، آن‌‌قدر که ساده می‌‌نماید ساده نیست. آیا صرف قرارگیری گروهی از افراد انسانی هم‌‌نسل، در بازه‌‌ای از زمان می‌‌تواند ایشان را در تعریف یکسان و متشابهی بپیچاند؟ آیا صرف حضور پاره‌‌ای از ویژگی‌‌ها فرد را در جایگاه کودک می‌‌نشاند؟ شاید با به میان آمدن چنین پرسش‌‌هایی کودک و زیست همواره در خطر او بیش از پیش در خطر می-افتد ولی گاهی این گونه پرسش‌‌ها از این زاویه می‌‌توانند به درک موقعیت کودک کمک کنند و به افراد جامعه و به‌‌خصوص گروهی از ایشان که در ارتباط هر روزه با کودک هستند بفهماند که کودک حاضر توجهی بیش از آن‌‌چه می‌‌خواهد که در اختیار او قرار می‌‌گیرد و از سویی به او بیش از آن چیزی که در تصور است صدمه وارد می‌‌شود.

توجه به این نکته که همه‌‌ی کودکان هم‌‌سان نیستند و دقت به این موضوع که کودکی‌‌های هر فرد با کودکی‌‌های فرد دیگر متفاوت و گاه متضاد است، می‌‌تواند به فرد این آگاهی را ارزانی دارد که به حقوق و مسئولیت‌‌های کودک از دریچه‌‌ی دیگری نیز بنگرد شاید برای رفتارهای متناقض و واکنش‌‌های شگفتی-برانگیز، پاسخ‌‌های بهتر و موثرتری هم یافت شود. شاید اگر به زیست یک کودک هم همانند زیست یک بزرگسال مشروعیت داده شود، می‌‌توان این امید را زنده نگه داشت که کودکی بتواند از چارچوب‌‌های مرسوم خارج شود. شاید مهم‌‌ترین مانع این خروج، ترس افراد جامعه از به‌‌هم‌‌ریختگی و درهم‌‌تنیدگی باشد ولی این تنها می‌‌تواند یک توهم باشد نه به این دلیل که امکان تولید این دو در آن زمان و هنگامه اندک است بلکه به این دلیل که همین اکنون هم این بهم‌‌ریختگی و درهم‌‌تنیدگی حضور دارد پس ترس از آینده‌‌ای موهوم با عناصر موجود، تنها یک حماقت را به تصویر می‌‌کشد. اگر هر شخص به کودکی خود نگاهی بیندازد، به موردهایی بر می‌‌خورد که در اقلیتی از کودکان قرار داشته است به این معنی که گاهی فرد به هر دلیلی از کلونی خروج می‌‌کند و تن به فردیت آشکارتر و عریان‌‌تری می‌‌دهد تا آن-جایی که در بعضی از مواقع، آن کلونی دیگر پذیرای فرد یاد شده نیست.

 

به کودکانی می‌‌توان اندیشید که آن گاه که به پیرامون خود نظر کردند چیزی جز فلاکت ندیدند، می‌‌توان از کودکانی یاد کرد که نه‌‌تنها با مفهوم رابطه‌‌ی جنسی و مسایل مربوط به آن بیگانه نیستند بلکه مورد هر گونه سوء استفاده‌‌ی جنسی قرار گرفته‌‌اند، کودکانی که در چهاراه‌‌ها گل می‌‌فروشند، کودکانی که با یکی از والدین خود زندگی می‌‌کنند یا اصلن والدی ندارند که با ایشان به سر ببرند، کودکانی که آن زمان که چشم گشوده‌‌اند با بیماری دست به گریبانند، کودکان باهوش و نابغه‌‌ای که کودکی را آن گونه که همسالانشان تجربه کرده‌‌اند، تجربه نکرده‌‌اند و هر کودکی که به هر دلیلی در شرایطی شبیه بی-شمار قرار نگرفته است ولی شرایط ایشان موضوعیت ویژه‌‌ای از کودکی را پیش می‌‌کشد. کودکی همواره در تردد است و به‌‌وضوح خود را در زیست افراد اجتماع ظاهر می‌‌کند ولی در این مجال این نکته موضوعیت بحث دارد که تا چه میزان می‌‌توان زیست‌‌های نامتعارف کودک را وارد چرخه‌‌ی کودکی کرد؟ شاید زمانی که پاسخ پرسش‌‌هایی از این دست در دسترس قرار گرفت، بتوان به ماهیت امر دقت بیشتری نشان داد و این امر، مسلمن به رهیافت تازه‌‌ای برای ورود به مسایل کودکان یاری می‌‌رساند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,