Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
پانوراما (بخش سوم)

«سنت قالی‌بافی در ایران »

2012 September 21

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 «تورج ژوله» در کتاب «برگى از قالى خراسان» چنین مى‌نویسد :« «آرام اولئاویوس» که جزو یک هیات هفت نفره بود، در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد و در سفرنامه خود نوشت به‌ترین قالی‌ها در ایران بافته مى‌شود. پس از صفویه، با حمله افاغنه تا مدتى ایران از جمله خراسان دچار آشوب و هرج و مرج شد و سرانجام در دوران سلسله قاجار وضع کمى به‌بود یافت و فرش ایران از طریق دریا وخشکى به اروپا و سایر نقاط و به عنوان مهم‌ترین کالاهاى صادراتى ایران مطرح شد.» «پرویز تناولى» هم در کتاب «قالیچه‌هاى تصویرى ایران» چنین مى‌آورد: «با آمدن سلسله زندیه صلح و آرامش دوباره به ایران بازگردید و این بار شیراز مرکز هنر و هنرمندان ایران شد و هنر تصویرگرى به اوج خود رسید و موضوع‌هاى تصویرى در همه‌جا و در همه رشته‌ها از جمله روى سنگ و کاشى و گچ نقش بست و نقاشان زیادى به تهیه تابلوهایى از شاه‌زادگان و رقاصان و نوازندگان پرداختند و کار تصویرگرى از انحصار کاخ‌ها بیرون آمد و به داخل خانه‌ی اشراف راه یافت اما عمر سلسله زندیه چندان نپایید و سلسله قاجار بر روى کار آمد و تهران به پایتختى برگزیده شد.»

«جواد یساولى» در کتاب «شناخت قالى ایران» مى‌نویسد : «نادر شاه جهت حفظ انسجام و یک‌پارچگى کشور فرصت آن را نیافت تا به مسایل هنرى بپردازد؛ لیکن رفته رفته با حفظ امنیت و آرامش ایجاد شده در سایه شجاعت و دلاورى ایرانیان، هنرى که در خفا به حیاتش ادامه مى‌داد در دوره زندیه اعتبار بیش‌ترى یافت و مورد توجه فرمان‌روایان قرار گرفت.»

در آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه، ترکیه به بازاری برای فروش قالی ایران به بازرگانان خارجی تبدیل شد و چون قالی‌های کهنه همه در این بازار به فروش رفت، بازرگانان تبریز برای تامین فرش این بازار، دست به کار شدند و در اراک، تبریز، کرمان و مشهد کارگاه‌‌های قالی‌بافی دایر کردند و تاریخ جدیدی در قالی‌بافی ایران آغاز شد. تجارت فرش که تا چندی پیش از آن، تن‌ها برای رفع نیاز بازارهای داخل بافته می‌شد، به عنوان یک کالای صادراتی و در رابطه با تقاضای بازار جهانی در نظر گرفته شد. شرکت انگلیسی-سوییسی «زیگلر»  (Ziegler) در سلطان آباد (اراک)، و پس از آن دیگر شرکت‌های خارجی مانند شرکت امریکایی «قالی شرق» (Eastern Rug) و شرکت عثمانی ایتالیایی «نیر کاستل » (Near Kastel) در تبریز و کرمان، شرکت انگلیسی،یونانی «شرکت شرق» در کرمان و برخی دیگر از کانون‌های مهم بافندگی قالی، شعبه‌هایی برای تهیه قالی و صدور آن بر پا کردند. آن‌ها در ظاهر برای تشویق صادرات فرش و در واقع برای فروش هرچه بیش‌تر و به دست آوردن سود زیادتر، قالی‌بافان را وادار به بافت فرش‌های مناسب تقاضای بازارهای خارج کردند.

در نیمه اول قرن سیزدهم هجری قمری( نوزدهم میلادی)، فرش، هم‌راه با ابریشم، پنبه و شال از کاالاهای عمده تجارت داخلی ایران بود. در اواسط این سده، قالی ایران در بازارهای صادراتی شناخته شده و با رقابت حاصل از گسترش قابل توجه صنعت قالی دست‌باف ترکیه و هندوستان مواجه شد. از طرف دیگر در همان زمان، تقاضای اروپاییان و آمریکایی‌ها برای فرش افزایش یافت. دهه 1290 هجری قمری نقطه عطفی در تاریخ قالی‌بافی ایران به شمار می‌رود، چرا که از این زمان به بعد، افزایش تعداد دست‌گاه‌های قالی‌بافی و حجم صادرات و به‌طور کلی، گسترش همه‌جانبه در صنعت فرش به وجود آمد.

گسترش مراکز تولید و خارج شدن قالی‌بافی از انحصار دربار منجر به ایجاد تغییراتی در عرصه ابعاد الیاف، کیفیت بافت و طرح و نقش قالی‌ها نسبت به دوره صفویه شد. بافت قالی‌چه به دلیل حجم و وزن پایین رواج یافته و الیاف پشم و پنبه، ساختار بسیاری از قالی‌ها را تشکیل داد. در دوره قاجار، فرش در زندگی و فرهنگ اجتماعی عامه مردم حضور یافته و چنان رواج یافت که بازتاب آن را در عکس‌ها و نقاشی‌های این دوره می‌توان مشاهده کرد. «محمدعلی جمال‌زاده»، نویسنده کتاب «گنج شایگان»، ضمن برشمردن قالی و قالی‌چه به عنوان مشهورترین و مهم‌ترین مصنوعات ایران در این دوره، به گسترش و نفوذ این صنعت هنرمندانه در خارج از مرزهای ایران نیز اشاره کرده و می‌گوید: «اغلب خانه‌داران طبقه عالی خارجه و مخصوصن در انگلستان و آمریکا وجود چند فرش ایران را در منازل خود لازم و ضروری می‌شمارند.»

در اواخر دوره قاجاریه اگر چه اوضاع سیاسی کشور مشوش و آشوب‌زده بود، لیکن در این زمان طبقات تازه به دوران رسیده و شاه‌زادگان درباری فاصله طبقاتی زیادی را با زیردستان خود به‌وجود آوردند. پول هنگفت آنان سبب میشد تا داشتن قالی و قالیچه را در منازل خود، وسیله شوکت و جلال بدانند لذا به‌‌تدریج سعی در جمع‌آوری قالی‌های بینظیر ایرانی کردند. در نهایت، در اواخر قرن نوزدهم میلادی بود که تجارت‌خانه‌های اروپایی و آمریکایی که در امر فرش فعالیت داشتند جهت تامین فرش مورد نیاز بازارهای خود شعباتی را در مراکز قالی‌بافی ایران تاسیس کردند. کارگزاران این شرکت‌ها پشم‌های رنگ شده را هم‌راه با نقشه‌های مطلوب خود در اختیار بافندگان قرار داده و سفارش بافت فرش را با عقد قراردادهایی به آنان می‌دادند.

با بحران اقتصادی پیش از جنگ جهانی دوم و محدودیت ورود قالی ایران به کشورهای غربی، شعبه‌ی شرکت‌های خارجی در ایران برچیده شد و آن رونق ظاهری بازار فرش از بین رفت. ورود رنگ‌های مصنوعی و ارزان‌قیمت به ایران و بهره‌گیری از آن به جای رنگ‌های طبیعی و هم‌چنین روی آوردن به بافت تقلبی برای ارزان تمام شدن تولید فرش و در نتیجه فروش بیش‌تر آن به‌ویژه در پایان جنگ جهانی دوم، پیوند فرش ایران را با مایه‌های واقعی شهرت آن یعنی سنت‌های رنگ، نقش و بافت سست کرد. تلاش‌هایی مانند تاسیس «موسسه‌ی قالی ایران» و «هنرستان عالی اصفهان» که تن‌ها نگرش به یک سوی دشواری‌ها بود و نه همه آن‌ها، نیز نتوانست گره‌گشا باشد و درنتیجه مشکل هم‌چنان پابرجا ماند و صنعت قالی‌بافی ایران که در قرن نهم هجری قمری به دوره جوانی و در قرن‌های دهم و یازدهم به کمال رسیده بود، در قرن‌های دوازدهم و سیزدهم رو به ضعف گذاشت و از آن پس نیز نتوانست آن شکوه دوران درخشان خود را به دست آورد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,