Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
عیسی سحرخیز پس از پایان اعتصاب غذا:

«به فکر زندانی‌هایی باشید که ظلم بیش‌تری را دیدند»

2012 September 22

خبر / رادیو کوچه

به گزارش رسانه‌های مخالف دولت جمهوری اسلامی، عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار زندانی که در اعتراض به رعایت نشدن قانون در پرونده قضایی‌اش دست به اعتصاب غذا و دارو زده بود، شام‌گاه یک‌شنبه گذشته، 16 سپتامبر، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

به گزارش کلمه، این فعال سیاسی‌ پس از آن‌چه «دریافت پیام سید‌محمد خاتمی، رییس جمهوری پیشین ایران و دیگر دوستان و هم‌فکرانش» خوانده، به اعتصاب خود پایان داد.

آقای سحر‌خیز که سه هفته‌ی قبل از آن را در اعتصاب غذا به سر می‌برد، در پایان اعتصاب خود پیامی صادر کرد تاکید می‌کند که «این تصمیم را تنها برای پشت نکردن به خرد جمعی و به خاطر پیشنهاد دوستان اصلاح‌طلب خود و طرف‌داران جنبش سبز اتحاذ کرده و شکستن اعتصاب غذا و داروی خود را نیز به صورت مشروط و محدود عملی می‌کند تا شاید راهی برای تحقق خواسته‌های برحق و قانونی‌اش گشوده شود.»

سحرخیز در عین حال در این پیام خواستار توجه به وضعیت زندانیان دیگری شده که به گفته او «ظلم‌های بیش‌تری بر آن‌ها رفته است، و به طور مشخص به محمد نظری اشاره کرده که شیعه و برادر شهید است و با ‌بیش از حدود ۱۹ سال حبس کشیدن گرد پیری بر روی مو و ریشش نشسته… اما کسی نیست که حتا حرف او را بشنود و به تظلم‌خواهی‌اش اهمیتی بدهد و خواسته کوچکش برای تجدید دادرسی پرونده را ارج نهد.»

لازم به اشاره است محمد نظری که به اتهام «هواداری از حزب دمکراتیک کردستان» بیش از ۱۹ سال است که بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می‌برد، از 20 روز پیش با دوختن دهان خود، دست به اعتصاب غذا زده است.

گفته می‌شود هیچ یک از مقامات قضایی و امنیتی تاکنون برای رسیدگی به وضعیت وی به زندان مراجعه نکرده‌اند.

……………………………………………..

متن پیام سحرخیز در پایان اعتصاب غذا که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

در آستانه آغاز چهارمین هفته اعتصاب غذا و دارو، با تعدادی پیام مستقیم و غیر مستقیم دوستان همبندان و آزاد از قید زندان از جمله جناب آقای سیدمحمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب مواجه شدم، که مرا در برابر پذیرش و یا رد آن در شک و تردید قرار داده بود. رد این پیام های دلسوزانه می توانست به معنی پشت کردن به خرد جمعی باشد و از آن مهمتر پافشاری و اصرارخودزنانه ارزیابی گردد که تلاش فراوانی کردم که اهل این و پیرو آن نباشم، اما چه می شود کرد وقتی اعتصاب غذا از جانب جمعی اقدام ضد حقوق بشری معرفی می گردد و افشای اموری نا حق و ظالمانه از طریق هدیه کردن جان در کوتاه مدت به منظور حفظ جان خود و دیگران در بلند مدت نکوهش می شود.

مگر نه این است که وقتی از مبارزه و مقاومت مدنی و حرکت های مسالمت جویانه سخنی به میان می آید، انسان خلع سلاح شده جز سلاح جان چیز دیگری در کف ندارد و جریان بیش از همه و بیش از همه ملتها مهاتما گاندی برابر چشم می آید، و آن پیکر نحیف و روزه های سیاسی معروف و گوناگون. مگر نه اینکه او بارها و بارها تا پای جان فدا کردن پیش رفت تا از ارزش های وارسته مراقبت و نگهداری کند. یا از جان و مال مسلمانان و هندوها پاسداری نماید. هرچند اقدام من نه از آن ارزش برخوردار است و نه از آن اهداف والا، اما یک پیام دارد؛ پیامی عام حقی در دادگاه ضایع شده، حقوقی در بیمارستان پایمال گردیده. وقتی حرمت حرف پزشکان و احترام به حرف پاسداران جان انسانها در مراکز درمانی و حتی در اداره پزشکی قانونی قوه قضاییه زیر پا گذاشته شده است چرا؟ چون هدف مقامهای امنیتی قضایی راضی کردن امیال یک نفر بوده است و جلب رضایت تنها یک شخص فارغ از حق و حقوق مردم.

اگر این نبود که ماه ها پیش من باید برای ادامه درمان آزاد می شدم یا احکام غیر قانونی شکسته می شد. نه اینکه از بیم دیدار احتمالی بان کی مون دبیر کل سازمان ملل با من در بیمارستان در حاشیه برگزاری مراسم اجلاس سران تهران مرا شبانه به اوین ببرند و در بهداری زندان در شرایط حبس انفرادی پنهان سازند و بعد به رجایی شهر انتقال دهند و فراموش کنند جان انسانی در خطر است. این ظلمی است که نه تنها بر من رفته و می رود و نه جوری که بر اعتصاب غذا کنندگان که با این اقدام خود می خواهند توجه افکار عمومی و حتی مسوولان یک نظام را از شرایط غیر قانونی تحمیل شده می رود. شاید بد نباشد که رییس جمهور سابق که رییس پیشین، آقای هاشمی رفسنجانی و حتی احمدی نژاد که بیش از حد برای زندانیان خارجی یقه می دراند اما به فکر زندانیان ایرانی نیست، فکری هم برای محمد نظری و زندانیان امسال او به ویژه کردهای شیعه و سنی و حتی عراقی کنند که دوران حبسشان گاه از زمان زمامداری سه رییس جمهور هم فراتر می رود. آن هم گاه برای ۶ دوره نه ۳ دوره عادی. محمد نظری تنها مشتی نمونه خروار است.

اعتصاب غذای این زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر اکنون دارد وارد چهارمین هفته می شود. آنان که می گویند جمهوری اسلامی فقط به اکثریت شیعه و خانواده شهدا اهمیت می دهد و تبعیض مذهبی قایل است، باید بدانند این جوان که اکنون بیش از حدود ۱۹ سال حبس کشیدن گرد پیری بر روی مو و ریشش نشسته هم شیعه است و هم برادر شهید. اما کسی نیست که حتی حرف او را بشنود و به تظلم خواهی اش اهمیتی بدهد و خواسته کوچکش برای تجدید دادرسی پرونده را ارج نهد.

شاید این نظام به قربانیان دیگر نیاز دارد. جانباختگان اعتصاب برای افشای ظلم و جور امروز و دیروز و شاید هم فردا. من پذیرای پیشنهاد دوستان اصلاح طلب و طرفداران جنبش سبز برای شکستن اعتصاب غذا و داروی خود به صورت مشروط و محدود می باشم تا شاید راهی برای تحقق خواسته های برحق و قانونی ام گشوده شود. اما نمی دانم چه کسی به فکر ظلمی است که بر محمد نظری ها رفته و می رود خواهد بود و وعده های عمل نشده در طول سال های دراز زندان به او و کردهای زندانی دیگر.

اگر نمی توان در این راه احقاق حق کرد و راهی برای این افراد بیابید، دست کم با ارسال پیام به مقامی یا به راه اندازی کارزاری تبلیغاتی از رنج و درد این همبند اعتصابی ما که حتی به رسم زندانیان عادی لب و دهانش را با نخ و سوزن دوخته تا نمایش دهد که ماجرا چیست، بکاهید. شاید گشایشی شود و تا اخر عمر در زندان نپوسد.

عیسی سحرخیز

سالن ۱۲ بند ۴

زندان رجایی شهر

یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱

بیشتر بخوانید:

 «اعتصاب غذای عیسی سحرخیز روزنامه‌نگار زندانی»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,