شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
02 September 2016
دایره‌ی شکسته

«بدون پایان»

۱۳۹۱ مهر ۰۲

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 در این جهان در حال تحول که بسیاری ار عادت‌ها و آداب در حال تغییر مداومند و بسیاری از ارزش‌ها تغییر کرده، به طور مسلم خوانش جدیدی از تئاتر هم وارد عرصه شده است که نقش این مقوله را دچار تغییرهای بنیادین نموده. در دنیای امروز که دنیای مدیا و تصاویر است و سینماها و گالری‌ها از یکسو و مدیا و رسانه و شبکه‌های اجتماعی از دیگرسو تصاویر را با شتاب هر چه تمام‌تر وارد زندگی افراد می-کنند و توجه مخاطب را به سوی خود جلب می‌کنند با پدیده تئاتر به‌‌گونه‌ای دیگر برخورد می‌شود. تئاتر امروز نه  دیگر معبد است، نه میدانگاه و نه بازار مکاره اما با کمی توجه درخواهیم یافت که بخشی از هر کدام را در دل خود دارد. تئاتر از زمانی که نمایش‌ها دیونیزوس‌وار را به صحنه می‌آوردند یا نمایش‌های آیینی تا زمانی که وارد دوران آوانگارد خود شد و با مرور زمان خود را با هنر مدرن تطبیق داد، جدای از دانش علمی که با این هنر پیوند دارد و جزییات تعهد آن، صرفن به عنوان یک هنر هر تغییری در خود را با تجربه نیز پیوند زده است.

مبحث تئاتر تجربی اما در لفظ نوآوران یا آوانگاردها به تئاتری اطلاق می‌شود که به دنبال ایده و اجراهای تازه و نو هستند و در واقع برای آن‌ها صحنه مدخل و محملی است که ایده‌های نو را در آن‌جا پردازش کنند. تئاتر تجربی را به دلیل بی‌شکل بودنش می‌توان از زوایای مختلفی مورد بررسی و ارزیابی قرار داد و از آن‌جایی که همانطور که گفته شد این نوع از تئاتر اصول و اسلوب خاصی ندارد و می‌تواند ساختارها را با شکلی نو جابه‌جا کرده و بازسازی کند و گاهی به طور کامل بر اصل تجربه بنا شده است، می‌توان با فرضیه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت و فراوانی راجع به آن به بحث پرداخت و مسئله مطرح کرد. حالا بیاییم به این مسئله بپردازیم که کسب تجربه در میدان تئاتر باعث چه شباهت‌ها و تفاوت-هایی بین تئاتر تجربی و مابقی تئاترها که از اسلوب خاصی پیروی می‌کنند شده است؟ آیا این تجربه و مابه‌ازای بیرونی آن‌را می‌توان جزیی از تئاتر محسوب کرد و آیا این مبحث زیرشاخه‌ای مجزا در تئاتر است که هرگونه عملکردی که به این نوع تئاتر نسبت داده شود بعدها در تئاتر تجربی تعریف می‌شود؟ این‌ها و سوالات بسیار دیگری از این دست در مورد این نوع از تئاتر مدنظر است که باید به آن پرداخته شود.

تئاتر تجربی در بسیار از مواقع حتا در فرم‌های ارائه با واقعیت‌هایی که در دل یک جامعه موجود است سروکار دارد و در هر سطحی که انجام بگیرد بخشی از ایدئولوژی مربوط به جامعه را از دل خود بیرون می‌دهد. گاهی این نوع از برخورد در تئاتر تجربی بخشی از متحجرترین و ایستاترین ساختارها را در هم می‌شکند و گروه‌ها را مجبور می‌کند تا دست به تغییراتی عمده و عمیق بزنند. دقیقن در روی دیگر سکه این تغییرات همیشه به نفع نخواهد بود و در برهه‌هایی از یک بازه زمانی بسیاری از دستاوردهای مطلوب را نیز مورد تهاجم قرار می‌دهد، به خصوص زمانی‌که این تجربه‌ها در مسیر تقلید قرار بگیرند که حتا اگر سعی در بومی شدن این تقلید باشد بازهم احتمال رفتن به راه خطا بسیار است.

قطب‌الدین صادقی در مورد تئاتر تجربی می‌گوید: «تئاتر تجربی به طور معمول در کشورهایی شروع به پا گرفتن و رشد می‌کند  که دارای یک بدنه نیرومند تئاتری هستند، یعنی تئاتر تجربی بدون وجود تئاتر ملی، تئاتر حرفه‌ای، هنری و تئاتر دانشگاهی نیرومند،درست به‌وجود نخواهد آمد. باید یک چیز وجود داشته باشد که بر مبنای آن آغاز کنند، فاصله بگیرند، شک کنند و اصول و زیباشناسی‌ تئاتر را بازنگری نمایند و تا آن نباشد درباره چه چیزی باید پژوهش کنند. فردی مثل‌ «پیتر بروک» که در انگلستان دست به تجربه می‌زند، زمانی تئاتر تجربی را آغاز می‌کند که بزرگترین کارگردان شکسپیر زمان خودش است. او از تمام راه‌هایی که رفته است‌ به دنبال چیزهایی غیر از تئاتر شکسپیر است و یا مثلن در لهستان، موقعی که «تئاتر تجربی» را شروع می‌کنند، آدمهای بزرگی مثل «گروتفسکی» و «کانتور» سر بر می‌آورند. در قرن نوزدهم بزرگترین جنبش رومانتی‌سیسم اروپا در حوزه‌های نقاشی، تئاتر و ادبیات، متعلق به لهستان است. یک بدنه نیرومند و یک حرکت بزرگ ملی در همه ابعاد حرفه‌ای، سنتی و کلاسیکش وجود دارد و بر این اساس یک شاخه جدید جدا می‌شود. یک آماتور، تئاتر تجربی را شروع نمی‌کند.

واقعیت این است که تمام این شرایط اعم از نوآوری‌ها، تجربه‌کردن‌ها و آزمون و خطاها قایم به یک شرایط خاص هستند که بسیاری از المان‌ها مانند تاریخ، جغرافیا و فلسفه و نگرش محل وقوع این تجربه‌ها را دربرمی‌گیرند. این نوع از تئاتر هم اگر پشتوانه و بنیه‌ی قوی داشته باشد راه تا بی‌نهایت ادامه دارد و درهای تجربه همیشه باز هستند، ولی همانطور که گفته شد اگر راه تجربه کردن مسیر تقلید را هموار کند چیزی از این تجربه‌ها در فضای تئاتر دوام نمی‌آورند، در حقیقت هر انسانی مختار است برای تجربه‌ی راه‌های تازه و راه به اندازه تمام تجربه‌های انسانی وجود دارد در صورتی‌که پِی این تجربه درست ریخته شده باشد و پشتوانه‌های درست و منطقی در پس این نوآوری‌ها و حرف‌های تازه پنهان شده باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,