شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
30 August 2016
پس‌نشینی‌ تند

«انفعال اپوزیسیون زمینه‌ساز جنگ»

۱۳۹۱ مهر ۰۴

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در یک سال اخیر سخنان و بحث‌های فراوانی در میان اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور مبنی بر مخالفت با حمله‌ی نظامی غرب به ایران در گرفته است. بخش فراوانی از گروه‌های ایرانی به دلایل منطقی و معقول با این روش برای تغییرات در ایران مخالفند و آن را در نهایت به ضرر منافع ملی و مردم کشورمان می‌دانند. از دیگر سو همواره این پرسش مطرح بوده است که آلترناتیو و یا جایگزین حمله‌ی نظامی برای ایجاد تغییرات در ایران چیست؟

شکی نیست که یک اپوزیسیون فعال و قدرتمند در داخل و خارج از ایران قادر خواهد بود تا با همراهی یکدیگر حکومت جمهوری اسلامی را وادار به عقب‌نشینی کرده و با همراه کردن کشورهای غربی با خود ابتکار عمل را در دست بگیرد. واقعیت امر این است که غربی‌ها نیز بر اساس منافع ملی خود عمل می‌کنند و اگر نتوانند بدیل دیگری برای تغییرات در رژیم جمهوری ‌اسلامی که مشکلی عمده برای امنیت پایدار در منطقه خاورمیانه و صلح و آرامش در این شاه‌راه انرژی بوده است بیابند، بدون شک در نهایت به دنبال گزینه‌های دیگری مانند حمله‌ی نظامی خواهند رفت. در روزهای اخیر و پس از بسته شدن سفارت جمهوری اسلامی در کانادا و اخطار برخی دیگر از متحدان غربی آمریکا برای انجام همین روش در برخورد با ایران، تهدیدهای نظامی اسراییل و در کنار آن خروج نام سازمان «مجاهدین خلق» از لیست گروه‌های تروریستی، نشانه‌های ترسناکی از قریب‌الوقوع بودن احتمال حمله‌ی نظامی به ایران دیده می‌شود.

حال بیایید تا خودمان را در جای غربی‌ها و در راس آن ایالات متحده‌ی آمریکا قرار دهیم. آنهایی که بر فعالیت نیروهای اپوزیسیون ایرانی در داخل و خارج از کشور نظارت می‌کنند در یک سال اخیر به جز تشتت و پراکندگی، اختلاف نظر، دعواهای شخصی و در نظر گرفتن منافع فردی و در نهایت عدم همدلی و هماهنگی چه چیز دیگری دیده‌اند؟ دولت در تبعید، شورای ملی ایرانیان و یا مجلس اپوزیسیون همگی از طرح‌هایی هستند که به بدترین شکل ممکن دچار شکست شده‌اند چرا که از همان ابتدا اسیر گروکشی‌ها و سهم‌خواهی فردی و گروهی شده‌اند. کافیست یک نگاه ساده به نشریات، سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی اپوزیسیون انداخته شود تا ببینیم که چگونه بیش از 90 درصد توان این رسانه‌ها به جای مبارزه با جمهوری اسلامی و یافتن راه‌کارهای کارآمد برای گشودن گره‌ی کور انسداد سیاسی و استبداد موجود در ایران، صرف تخریب یکدیگر و پاسخگویی به حملات ساده‌لوحانه‌ای  می‌شود که گروه‌های رقیب هر روزه نثار همدیگر می‌کنند. کشورهای غربی چگونه می‌توانند روی اپوزیسیون ایرانی حساب باز کنند که سعی دارد تا دایم به غرب این پیام را بدهد که ما هستیم اما در عمل و در آخرین نمونه از تحرکاتش، از جمع کردن حتا ده نفر در برابر هتل محل اقامت «محمود احمدی‌نژاد» در نیویورک ناتوان بوده است. نگارنده بر این باور است که باید به غربی‌ها برای حرکت به سمت گزینه‌ی نظامی تا اندازه‌ی زیادی حق داد، که صد البته این به معنای مشروعیت بخشیدن به چنین اقدام احتمالی وحشتناکی نیست اما بر روی کاغذ و با در نظر گرفتن شرایط کنونی و انفعال و پراکندگی موجود در میان نیروهای اپوزیسیون، حرکت به سمت گزینه‌ی نظامی، امری بر اساس منافع ملی غربی‌ها به حساب می‌آید که با توجه به رفتارهای جمهوری اسلامی، حمایت‌های بین‌المللی را نیز با خود خواهد داشت. به گمان نگارنده اقدام آمریکا در خارج کردن نام سازمان «مجاهدین خلق» از فهرست گروه‌های تروریستی و آزادی عمل دادن به تنها گروهی که در تاریخ و گذشته‌ی خود نشان داده است که برای رسیدن به قدرت به هیچ اصول اخلاقی پایبند نیست و حاضر است حتا در برابر مردم سرزمینش اسلحه به دست بگیرد و با هم‌وطنانش بجنگد، پیامی روشن برای مردم و به ویژه اپوزیسیون ایرانی دارد و آن این است که حمله‌ی نظامی به ایران نزدیک است و آمریکا دیگر نمی‌تواند روی گروه‌هایی حساب باز کند که توانایی تشکیل یک مجلس و یا اتحادیه‌ی متشکل نداشته و ظرفیت یک همکاری و گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز با همدیگر را هم ندارند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment

  1. 1

    اولا به آمریکا و غرب هیچ ربطی ندارد که بخواهند که بخواهند گزینه نظامی برای ایران انتخاب کنند. دوما نگارنده مقرضانه و یکطرفه به قضاوت و تحلیل آبکی و من درآوردی اش بی آنکه مواضع مجاهدین را که از ابتدا با حمله نظامی بعنوان یک گزینه همیشه مخالف بودند در نظر بگیرد. اما ایشان عقده گشایی کرده است خودش بریده و دوخته است. چون مجاهدین همیشه تنها گزینه برای سرنگونی رژیم را راه حل سوم را درنظر داشته اند. یعنی سرنگونی رژیم توسط مردم ومقاومت عادلانه صورت میگیرد. اتفاقا نویسنده خودش مشوق حمله نظامی است. ضمن اینکه ایشان با زبان دیگر مخالف خارج شدن نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا به بهانه واهی و بی اساس که این تصمیم را مساوی با حمله نظامی به ایران میداند. چرندتر از این تحلیل نمیتوانست وجود داشته باشد.