شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
04 September 2016
دایره‌ی شکسته- بخش نخست

«مکان حضور»

۱۳۹۱ مهر ۰۶

مهشب تاجیک/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

زندگی در مکان‌های عمومی غیرخصوصی‌شده می‌تواند تجربه‌ای انتزاعی و غریب باشد و یا در عین حال می‌تواند تخت و بی‌کاربرد وانهاده شود. به قول موریس بلانشو، آن‌جایی که مال همه است، مال هیچ‌کس نیست و این حقیقتی است که بوی مواد ضد عفونی‌کننده‌ی قوی، ملحفه‌ها و روتختی‌های مستعمل یک‌شکل، چمدان‌های بسته‌ی گوشه‌ی دیوار، راهروهای تو در تو  و سالن غذاخوری و پیش‌خوان پذیرش به ما می‌فهماند و حتا اگر قصد اقامت طولانی‌مدت در یک مهمان‌پذیر یا بیمارستان و حتا آسایشگاه را هم داشته باشیم، آن‌چنان تفاوتی نمی‌کند. حتا اگر دوران حبس ابد را بگذرانیم، در یک خوابگاه یا پانسیون شبانه‌روزی روزگار بگذرانیم یا از آن‌دسته افراد همیشه در سفر و چمدان به دست هم باشیم، باز هم مکان‌های عمومی، مکان‌های عمومی باقی می‌مانند و تبدیل به مکان خصوصی نمی‌شوند. مکان‌های عمومی با تصاویر یک‌شکل، با حس‌های هم‌سانی که انتقال می‌دهند، با قوانین مخصوص به خودشان و با اصرار به شخصی‌ نشدنشان همواره در برابر مالکیت خصوصی مقاومت می‌کنند.

این واقعیت که مکان‌های عمومی هیچ‌گاه مکان خصوصی نمی‌شوند، از سویی بر فرد ساکن در آن مکان نیز تاثیر می‌گذارند و فرد سکنا گزیده در این مکان‌ها هم تبدیل به یک فرد هم‌سان با سایر افرادی می‌شود که در آن مکان حاضر شده‌اند. به عبارتی دیگر، افرادی که در یک مکان عمومی با هم در تجمع هستند به یک اتفاق و یک اجتماع خصوصی تبدیل نمی‌شوند. ممکن است ایشان با هم برخورد کنند، با هم شروع به صحبت کنند، از حال و زندگی هم جویا شوند، ممکن است دوستی‌های گه‌گاهی اتفاق بیفتد و یا عشق‌های ناگهانی ولی مادامی که این افراد در مکان خصوصی گردهم‌آیی نداشته باشند، از قوانین و فرمول‌های مکان عمومی تبعیت می‌کنند یعنی همه‌ی ایشان یک فرد انتزاعی در یک بازه‌ی زمانی مشخص برای هم هستند حتا اگر آدرس ایمیل هم را بگیرند، با هم به گردش بروند، قرار ملاقات در جای دیگری را بگذارند، دور یک میز بنشیند و بحث‌های تئوریک را پیش کشند و در زمینه‌ی عقیده‌ی خود پیرامون سیاست، فرهنگ، هنر، ورزش و اقتصاد با هم به گفت بنشینند باز هم امکان مستتر در مکان عمومی به پتانسیل موجود در همان مکان برمی‌گردد مگر این‌که افراد ساکن در مکان عمومی به ساحت دیگری منتقل شوند.

انسان زیست‌یافته در یک مکان عمومی حتا اگر بخواهد نمی‌تواند آن مکان را به فضای شخصی خود تبدیل کند چراکه امکان موجود در آن فضا برای شکل دادن به یک شخصیت مکانی منحصر به زیست فرد بسیار ناچیز است. این مساله را می‌توان گسترش داد و به خانه‌های سازمانی یک‌شکل، مجتمع‌های مسکونی اجاره‌ای، زیست‌گاه‌های موقتی برای پناهجویان و خانه‌های دانشجویی گسترده کرد و سپس می‌توان باز هم پیش رفت و به موقعیت‌های دیگر تسری داد ولی پرسش این است که اگر قائل به تعریف خاصی از مکان عمومی و مکان خصوصی شویم مگر نه این است که در نهایت تمام مکان‌ها را عمومی می‌یابیم و جز این، هیچ مکان خصوصی فرض شده‌ای از خطر عمومی شدن در امان نیست و این اضطراب جاودانه همواره آدمی را با خود می‌کشاند و ترس از نداشتن آن گوشه‌ی دنج، فرد را به تقلا وا می‌دارد. درست به همین دلیل است که ما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا المان‌های خصوصی کردن مکان را بیابیم و از آن‌ها بهره بگیریم ولی همیشه این حقیقت را به عقب می‌رانیم که المان‌های خصوصی کردن فضای عمومی هم المان‌های عمومی‌شده‌ای هستند به این معنی که این المان‌ها نیز المان‌های محدود و مشترکی میان انسان‌ها به حساب می‌آیند. شاید بهتر باشد که بگوییم، کره‌ی خاکی زیستگاه بشر، خود یک مکان عمومی به حساب می‌آید و از اتفاق این عمومی بودن فضا توسط ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی تبلیغ می‌شود. این ادیان بر این مساله پا می‌فشارند و مصرانه از این دست‌آویز بهره می‌جویند بی آن‌که به این منطق رسیده باشند که وقتی مکان خصوصی ماهیت وجودی خود را از دست می‌دهد، به‌تبع مکان عمومی هم قابل تبیین و بازیابی نخواهد بود و باید به تعریف دیگری از مکان حضور دست یابیم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,