Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
پانوراما

«سازهای باستانی ایران»

2012 September 28

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سازهای سنتی و باستانی ایران را می‌توان به دو دسته‌ی سازهای بزمی و سازهای رزمی تقسیم‌بندی کرد. سازهای بزمی شامل آلات موسیقی بوده است که در مراسم خاص آیینی، مذهبی یا جشن‌ها و بزم‌های فرمان‌روایان توسط نوازندگان نواخته می‌شده و یا در بین عموم مردم نیز کارکرد مشابهی داشته است. مهم‌ترین این سازها از این قرار هستند:

 «نای» یا «نی»، یکی از آلات موسیقی بادی است که از زمان‌های بسیار قدیم تاکنون در ایران معمول بوده است. نی ایرانی بر دو نوع است: نی هفت‌بند و نی معمولی. نای هفت‌بند از گیاه نی ساخته می‌شود و طوری آن را می‌برند که از سر تا انتهای آن شامل هفت بند شود. برعکس سازهای دیگر، نی کوک ندارد و برای کوک‌های مختلف سازهای متفاوت ساخته می‌شود. درباره‌ی این ساز، شاعران مختلف اشعار بسیاری سروده‌اند که یکی از مشهورترین آن‌ها آغازگر «مثنوی» «مولانا جلال الدین بلخی» است:

بشنو از نی چون حکایت می‌کن       از جدایی‌ها شکایت می‌کند                                                                        کز نیستان تا مرا ببریده‌اند             در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

«خاقانی» هم در وصف نی چنین می‌گوید:

نای است چون طفل حبش              ده دایه‌گانش ترک وش                                                              نه چشم دارد شوخ وش                 صد چشم حیران بین در او

مقصود از «ده دایه»، انگشتان نوازنده و منظور از «نه چشم»، تعداد سوراخ‌های نی است.

«بربط» یا «عود»، سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود. این ساز در حقیقت نوعی سمبل تاریخی برای سازهای ایرانی است. درواقع سومری‌های باستان نخستین مردمی بودند که در آثار به جای مانده از آن‌ها ردپایی از این ساز دیده می‌شود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌ اما رواج این ساز در عهد ساسانی بیش از ادوار دیگر بوده ‌است. بربط ساز دسته‌داری است شبیه سه‌تار که برخلاف آن دسته اش کج بوده است. این ساز دارای چهار جفت سیم بوده و مانند تار نواخته می‌شود. بربط نیز مانند نی در ادبیات کلاسیک ایران نقش پررنگی دارد، آن‌گونه که مولانا می‌گوید:

       ای لولی بربط زن تو مست‌تری یا من            ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

«چنگ»، از قدیمی‌ترین سازهای زهی است که از قدیم در ایران و برخی کشورهای دیگر معمول بوده است. در شکل ظاهری آن به مرور زمان تغییراتی داده شده تا به صورت امروزی که در اصطلاح بین‌المللی «هارپ» خوانده می‌شود درآمده است. این ساز از قدیم سیم داشته اما امروزه بر اثر تکامل دارای چهل‌و‌شش سیم است که با حرکت انگشتان روی تارهای آن نواخته می‌شود. هارپ یا چنگ، امروزه بیش‌تر در ارکسترهای سمفونیک مورد استفاده قرار می‌گیرد. «سرنا»، سازی نه تن‌ها محلی، بل‌که قدیمی است. سرنا و «کرنا» هر دو به معنی بوق بوده و ریشه در کلمه‌ی «هورن» دارد که در زبان انگلیسی نیز به معنای بوق است، این ساز به علت این‌که از شاخ حیوانات ساخته می‌شد به این اسم نامیده شده است. در اشعار شعرای ایران نام سرنا بسیار دیده می‌شود. در نواحی بختیاری و دزفول، سرنای کوچک معمول بوده است. سرنای محلی معمولن هم‌راه با دهل نواخته می‌شود.

«تنبور»، ساز زهی قدیمی شبیه به سه‌تار است که دسته بلند و راست دارد و مانند تار پرده‌بندی شده است، اما تعداد پرده‌های آن کم‌تر است. کاسه‌ی تنبور بزرگ‌تر و دهانه‌ی آن بدون پوست است، این ساز را با چهار انگشت دست راست بدون شست می‌نوازند. چنان‌چه در تاریخ موسیقی ایرانی نوشته شده در قدیم، سازی به نام تنبور وجود داشته و قدمت این ساز به 1600 سال پیش از میلاد برمی‌گردد حتا برخی ازمورخان به این نتیجه رسیده‌اند که می‌توان تنبور را به عنوان اولین ساز زهی جهان شناخت. برای نمونه «فارابی» نظریه‌پرداز مشهور موسیقی ایران، «تنبور بغدادی» و «تنبور خراسان» را دسته‌بندی کرده است. نواختن تنبور در قدیم در طبرستان و دیلمان و امروزه در کردستان متداول است.

«رباب»، از جمله سازهای زهی موسیقی ایران است که فقط دارای دو سیم بوده و به وسیله‌ی کشیدن آرشه روی سیم‌ها نواخته می‌شود. «کمانچه»، دیگر ساز زهی است که امروز هم متداول است، این ساز دارای چهار سیم و کاسه‌ای شبیه کاسه‌ی سه‌تار است، روی کاسه‌ی آن را پوست کشیده و بر روی پوست، خرکی کار گذاشته‌اند که سیم‌ها بر روی آن قرار می‌گیرد. برای نواختن کمانچه، آن را به طور عمودی روی زمین می‌گذارند و آرشه را بر روی سیم‌های آن می‌کشند و محل انگشت‌ها را تغییر می‌دهند. نوازنده‌ی آن را کمانچه‌کش می‌گفتند. پیش از ورود ویولن به ایران، کمانچه بسیار معمول بوده است.

دسته‌ی دیگری از سازهای ایرانی سازهای رزمی است که برای تهییج سربازان هنگام جنگ به کار می‌رفته است. این سازها عبارت بودند از بوق، کوس، نای رویین، کرنا و انواع طبل.

«کوس» نوعی طبل بزرگ بوده که صدای بلند و پرطنینی داشته و در جنگ به کار می‌رفته است، مانند طبل‌های بزرگ امروزی دو طرف آن را پوست می‌پوشانیده است. «کرنا» آلت موسیقی بادی بلندی است که صدای بسیار بمی داشته و چون سوراخ ندارد و با کمک انگشتان دست نواخته می‌شود فاقد پرده است. فقط وقتی در آن می‌دمیدند صدای بمی خارج می‌شده که به کمک کوس و سایر آلات موسیقی رزمی، آهنگ‌های مخصوص به جنگ و تهییج سربازان را می‌نواخته‌اند. ساز بادی دیگری نیز شبیه به کرنا بوده که «نای رویین» نام داشته است. «بوق» نیز ساز بادی دیگری است شبیه به کرنا، اما کوتاه‌تر که آن هم در جنگ مورد استفاده بوده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , , ,