شنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۳
20 December 2014
کاظمینی بروجردی خطاب به دبیرکل سازمان ملل:

«رییس جمهوری اسلامی را مورد باز خواست قرار دهید»

۱۳۹۱ مهر ۱۱

سیدحسین کاظمینی بروجردی، روحانی منتقد دولت جمهوری اسلامی که نزدیک هفت سال است در زندان اوین به‌سر می‌برد پس از برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل، اقدام به انتشار نامه‌ای کرده و در آن درخواستی را از دبیرکل سازمان ملل کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

متن این نامه در پی آمده است:

جناب دبیر کل سازمان ملل متحد،

جناب آقای بانکی مون

درود بر مدافعین حقوق بشر و محافظین صلح و مبشرین عدالت و آرزوی نابودی حکومت‌های دیکتاتوری، از آن مقام مسوول که دیده بان دموکراسی در جهان است تقاضا دارم تا در اجلاس عمومی آن سازمان عظیم الشان، رییس جمهوری ایران را مورد باز‌خواست قرارداده ودر زمینه‌های ذیل، وی را تحت سوال گرفته و به چالش‌های قانونی و بین‌المللی بکشانید تا دنیا به خطرات و ضایعات رژیم مدعی دیانت، واقف گردد و نیرنگ‌ها و توطئه‌های برخواسته از ثروت ملی کشورمان، خنثا شود‌.

1- سی وسه سال قبل، یک توافق متقابل بین بنیان‌گذار انقلاب و ملت ایران، صورت گرفت که براساس آن، مردم نظام شاهنشاهی را کنار گذاشتند تا زندگی آن‌ها زیر سایه وعده‌های صادره در حضور تاریخ زنده معاصر به طور رایگان اداره شود و بهشت بی‌هم‌تایی در این قسمت از زمین، برپا گردد.

اکنون بعد از این مدت زمان، خلاف تمامی تعهدات آن روحانی پیر ثابت گردید و رعیت ایرانی، زمین‌خورده‌ترین و بیچاره‌ترین رعایای دنیاست، چه کسی باید به داد این گرفتاران استبداد مذهبی برسد؟

2- آیا تایید آن روز ملت این سرزمین از مواضع او، با توجه به فضای فکری که در ذهن مخاطبین خود ایجاد کرده بود امروز از مشروعیت و مقبولیت خود نیفتاده است؟

3- چرا هیت حاکمه ما، به مردمی که در تب فقر و فلاکت و نداری می‌سوزند اجازه اعتراض نمی‌دهد‌؟

4- خفقان و خشونت و مشت آهنینی که اینک در مملکت ما دیده می‌شود، درهیچ نقطه‌ای از عالم مشاهده نمی‌گردد، تاراج اموال عمومی به قیمت انهدام کامل فرزندان این آب و خاک، تقویم بشریت را نکبت‌بار نموده است.

من به عنوان یک پیش‌وای زندانی که مخالف با اسلام سیاسی هستم تقاضای کمک دارم.

سیدحسین کاظمینی‌بروجردی

ایران– تهران – زندان اوین

سپتامبر2012

Open letter to Mr. Ban Ki-moon on the occasion of the sixty-seventh

General Assembly of the United Nations in New York

His Excellency Ban Ki-moon, the Secretary General, United Nations

The world Great leaders attending the General Assembly

Greetings to human rights defenders and guardians of peace and justice-seekers, I wish destruction of all tyrannies worldwide.

I call upon all of you democratic leaders of the world who are in attendance at this majestic assembly, to publicly charge the president of Iran to account for the following matters; and I appeal to you to challenge him under legal and international standards, in order for the world to learn of and impeded the dangers posed by this deceitful regime whose pretenses of piety and faith is nothing more than a ruse to plunder the national wealth:

1.Thirty-three years ago, a mutual agreement between the founder of the revolution and the Iranian nation, where the people of Iran abolished the Shah in order to relegate their lifeblood to the shadow of the promises issued in plain view of contemporary history. They promised to be generous and beneficent, and to create a sort of paradise in this part of the earth. Now after all this time, contrary to all that the old clergyman promised, the Iranian citizens have become the most lowly and desperate subjects in the world; who can help the people have been held captive by a most vicious religious tyranny?

2. Can anyone deny that the Iranian nation is no longer prone to any mindset similar to that which that clergyman and his regime has absolutely lost what legitimacy it may have had for that period in history?

3. Why do the ruling elite, prohibit our people who live in abject poverty and the fever of misery, from protesting.

4. The violence and iron fisted suppression, which rules over our country cannot be seen anywhere else the world. Looting public property to the complete destruction of the children of this land, has desecrated humanity’s calendar.

I, as an imprisoned cleric who opposes political Islam, appeal to you to help us most deserving Iranians to secure our freedom for a progressive and self-determinant Iran.

Seyed Hussein Kazemeini Boroojerdi

Evin prison, Tehran, Iran

September 2012

——————————

سازمان ملل متحد

دبیر کل محترم

اعضاء نمایندگی های کشورهای جهان

سران معظم شرکت کننده در اجلاس عمومی

درود آفریدگار مهربان و مردم چشم دوخته به آن اجلاس بر شما از مرکز بی
عدالتی و حق کشی و بشر آزاری اوین، با شما سخن می گویم

خانمها، آقایان

سی و سه سال قبل که در زیر پرچم دیانت و معنویت، انقلاب اسلامی در ایران
متولد شد مجموع سی میلیون نفوس آن روزگار کشورمان تصور زیبا و ایده آلی
از این پیدایش داشتند و قول و قرار و تعهدات وجدانی و اخلاقی و اعتباری
بنیانگذارش را به جان و دل خریدند و نظام شاهنشاهی را کنار نهادند.

پیرمرد روحانی، در کنار قبور معترضین به ناکار آمدی حکومت وقت، تاریخ
ایران زمین را با این کلمات تغییر داد و ملت نجیب و مظلوم ایران را
امیدوار نمود که ثروت مملکت در جیب و سفره صاحبانش قرار گیرد و دست
بیگانگان از منابع ملی قطع گردد و با چنین سرمایه ای زندگی ایرانیان،
رایگان سپری شود، به غیر از تعهدات شفاهی در قانون اساسی موجود به این
الزامات تقویم شده، تقید گردید. از آن جمله اینکه درمان و تحصیل تا سقف
ممکن، مجانی باشد. اساس نظام را هم بر مبنای، استقلال، آزادی، جمهوری و
اسلامی مقرر نمودند ولی هیهات که بعد از سی وسه سال، چیزی جز دروغ و
نیرنگ و ستم و تبعیض و خشونت ندیدیم.

هنوز گوشهای مخاطبین بنیانگذار انقلاب، طنین وعده های تو خالی او را در
خود احساس می کنند، به عنوان یک پیشوای دینی، وجدانهای جهانیان را گواه
می گیرم که ملت ما هیچگونه نیازی به چنین انقلابی نداشته اند و از لحاظ
مذهبی و اقتصادی در بهترین شرایط قرار داشتند.

در این مدت، پروردگار عزیزمان، متهم به فرستادن احکام و شرایع خشن و غیر
انسانی شد و جامعه حاضر را به تشکیک در اصل توحید کشاندند و رعیت را از
تداوم حیات، عاجز نمودند و عامه خلق را تهیدست ومستمند کردند و به جای
ارتباط با غرب، گزینه شرق را اقتباس نمودند و عهد آغازین انقلاب را در
مزبله زمان دفن نمودند. استقلال فردی را که حق انتخاب دین و آئین و مکتب
فکری دلخواه است به فنا دادند و آزادی های رسانه ای و فرهنگی و شخصی را
جرم تلقی کردند و جمهوریتی که بر پایه دخالت مردم در امور خصوصی و مملکتی
منعقد بود را مخدوش نمودند و اسلام را از دلهای ایرانیان زدودند و این
مذهب را در چشم ناظران بین المللی، ملکوک و مسموم جلوه دادند، اگر اسلام
در ایران تنفس دارد پس هفت سال اسارتم در بدترین زندانهای این رژیم مدعی
اسلامیت، چگونه توجیه می شود؟ این رهبر الهی، جرمی جز اعتراض به
دیکتاتوری مذهبی ندارد. در این سالهای سیاه عمرم از هرگونه دارو و درمان
و وکیلی، منع شده ام و اکنون در حال روز مرگی قرار دارم .

امید وارم صدای این زندانی سیاسی اعتقادی را بشنوید

سید حسین کاظمینی بروجردی

ایران – تهران – اوین سپتامبر 2012

United Nations, New York City, New York

His Excellency Ban Ki-moon, the Secretary General,

Respected Members of the UN,

World leaders attending the General Assembly

Greetings to you on behalf of our loving Creator and all those
imprisoned here. My remarks are directed to you from Evin Prison, a
center of injustice, violence and routine human rights abuses.

Ladies and Gentlemen,

33 years ago, under the banner of religion and spirituality, the
Islamic Revolution in Iran was born. There were 30 million people in
Iran at the time of its creation. The leader of this Revolution
promised an ideal and beautiful Iran. The people sincerely believed in
these promises and obligations, as well as the moral and ethical
motives of its founder cleric, and therefore agreed to abandon the
monarchy.

This old cleric changed the course of Iran besides the graves of
protestors and revolution’s victims, many of whom died in overthrowing
the monarchy. He gave hope to this oppressed and noble nation,
promising that the country’s wealth and resources would be for the
benefit of the Iranian people and no longer for foreigners stealing it
for themselves, so the people would be able to utilize the nation’s
wealth and resources and to live in a free and unique paradise. In
addition to verbal commitments, these promises, including for free
education and medical treatment, were listed as rights in the new
Iranian Constitution. The system was to be based on independence and
freedom, and so the Islamic Republic was established. But now, after
33 years, those initial promises have turned out to be nothing but
perpetual lies, deceit, oppression, discrimination and violence.

Yet the leaders have continued to repeat the founder’s empty promises.
As a spiritual leader, I have been and still am a witness to the
world’s ears and conscience that our nation never required this
revolution, as they were in better conditions both in terms of
religious and economic.

The violent and inhumane enforcement of cruel laws that have been
falsely attributed to our Lord has brought many of today’s Iranians to
doubt the existence of God. The poor have been unable to survive, and
the people have been helpless. The leaders substituted Iran’s previous
relationship with the West for one with the East. The early history
and promises of the Revolution have been ignored and covered up.

The right and liberty to choose one’s own religion and beliefs has
been denied. Media independence, as well as cultural and personal
freedoms, is treated as crimes. The necessary involvement of ordinary
people in the basic affairs of our Republic has been denied. Those who
govern have done so falsely in the name of Islam, and have thereby
driven Islam from the people’s hearts. The criminal actions
perpetrated under this false Islam are seen as errant and disreputable
in the eyes of international observers. If true Islam is established
here in Iran, then how can all these 7 years of my horrendous
imprisonment under this so-called Islamic regime be justified? As a
divine leader, I haven’t done any crime, except my speaking against
this tyrannical, illegitimate, religious dictatorship. In these 7 dark
years of my life, I have been denied all medical treatment, including
needed medications, as well as any lawyer or legal representation and
now I am dying.

I hope you will hear the voice of this jailed spiritual leader.

Seyed Hosein Kazemeini Boroujerdi

Evin Prison, Tehran, Iran, September 2012

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,