Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
گزارش اجتماعی

«سنگاپور؛ از لاله ولادن تا اخراج ازمرز ایرانیان»

2010 January 19

 

اردوان روزبه

شاید بسیاری از ما ایرانیان، وقتی اسم کشور سنگاپور به‏میان می‏آید، به یاد خرداد سال ۸۲ و لاله و لادن بیژنی می‏افتیم که پس از سال‏ها تلاش و پی‏گیری در بیمارستان‏های مختلف، خود را به تیغ جراحی دکتر کیت‏گوا سپردند.

اگرچه لاله و لادن از زیر تیغ تیم جراحی دکتر گوا جان سالم به‏در نبردند، اما مناسبات بین دو کشور ایران و سنگاپور، چنان بود که تاکید پزشکانی مانند دکتر سمیعی، رییس «انستیتوی بین‏المللی علوم اعصاب»، در هانوور و رییس افتخاری «فدراسیون جهانی جراحی اعصاب» بر بی‏توجهی تیم جراح، کار به جایی نبرد و رییس جمهوری وقت، سیدمحمد خاتمی، با پیام تسلیتی، برای خانواده‏ی بیژنی آرزوی صبر کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما، این فقط یک سوی ماجرا است. حقیقت این است که علی‏رغم این که کشور سنگاپور بنا بر ضرورت‏های دیپلماتیک، «سفیر غیرمقیم» در ایران دارد، اما سطح مناسبات مالی‏، فرهنگی و توریستی، تا کنون از میزان پایینی برخوردار نبوده‌است.

20100119-soc-singapoor-ardavan1

چنان‏که متکی، وزیر امور خارجه، نیز روابط بین دو کشور را خوب ارزیابی کرده است. حتا وی، اشاره کرده که ایران انتظار حمایت بیشتری را از ناحیه‏ی سنگاپور دارد.

من صفا هستم. چند هفته‏ی پیش قصد سفر به سنگاپور کردم. از طریق یکی از آژانس‏های مالزی، ویزای سنگاپور را گرفتم. منتها در اداره‏ی مهاجرت سنگاپور مانع ورود من به این کشور شدند. دلیلی هم که برای من آوردند، این بود که در ویزایی که دو سال پیش‏، سفارت مالزی در تهران برای من صادر کرده بود، یک غلط املایی پیدا کردند.

البته، مامور مربوطه می‏گفت: « اصلن لازم نیست دلیل نپذیرفتن‏ات را برای تو توضیح بدهم». خیلی هم جالب بود که با اطمینان کامل و از موضع قدرت  از عدم ورود من به سنگاپور صحبت می‏کرد و جای هیچ چک و چونه‏ای را باقی نمی‏گذاشت.

شاید از همین رو، رشد توریست‏های ایرانی که به سنگاپور سفر کرده‏اند، در سال ۲۰۰۸ پنجاه و دو درصد بوده است.

در نهایت، بعد از این که از من انگشت‏نگاری کردند و عکس گرفتند، با یک ماشین گارددار، تحویل اداره‏ی مهاجرت مالزی دادند. نامه‏ای هم تنظیم کرده بودند که آن نامه را هم تحویل افسر مالزیایی دادند.


آیا تنها کسی بودی که با این مشکل مواجه شدی؟

بعد از بازگشت به مالزی، از دوستان دیگرم جویا شدم. ظاهرن، یک اکیپ بیست سی‌نفره هم عید نوروز راهی سنگاپور شده بودند که همه‏ی آن‏ها را هم برگردانده بودند. برخلاف برخوردی که با من داشتند که نسبتن، محترمانه بود و ضمن این‌که از موضع قدرت حرف می‏زد، اما لحن دوستانه‏ای داشت، با این دوستان برخورد خوبی هم نداشته‏اند. آن‏ها را سه‏چهار ساعت معطل کرده‌بودند و بعد بدون هیچ توضحیی،  تحویل مالزی داده بودند.

موج توریسم ایرانی، با اشاره‏ی خود سنگاپوری‏ها، نتایج اقتصادی خوبی هم برای این کشور به همراه داشته است.

چرا که به نظر بسیاری از صاحب‏نظران، ایرانیان جزو معدود توریست‏هایی هستند که در سفرهای خارجی بیشترین خرید را می‏کنند و چون عموم آن‏ها از هتل‏های گران استفاده می‏کنند، بهره‏ی بالایی برای کشور میزبان دارند. در حالی که گردش‏‏گران اروپایی، به طور معمول، به روش «کوله‏پشتی» سفرهای ارزان‏قیمت می‏کنند.

یکی از دوستان می‏گفت، از او خواسته‏اند، نامه‏ای بنویسد. بعد که او این نامه را نوشته، ‏ظاهرن، افسران دیگر آن را بین خود می‏خوانده‏اند و مسخره می‏کردند. این مورد البته مربوط به چند ماه پیش می‏شود.

در ارتباط با دوستان دیگر، در ویزایی که سفارت مالزی در تهران، برای آنان صادر کرده بود، در نوشتن نام مالزی اشتباه کرده و یک «آ» اضافه نوشته بوده‏اند. خیلی جالب است که سفارت کشوری، اسم رسمی کشور خود را اشتباه اعلام کند و باعث به‏وجود آمدن چنین مشکلاتی برای دیگران بشود.

به نظر تو، دلیل راه ندادن ایرانی‏ها به کشور سنگاپور، واقعا همین است؟

فکر نمی‏کنم. تقریبن، مطمئن هستم که اگر چنین مشکلاتی هم نبود و این غلط‏های املایی  برای مثال در ویزای من  نبود، بهانه‏های دیگری پیدا می‏کردند و مانع ورود‏ من به سنگاپور می‏شدند. به راحتی می‏توان گفت که این بهانه‏ای بیشتر نبوده است.

اما یکی از مواردی که چندی است موضوع صحبت شده، برخورد دوگانه‏ی کشور سنگاپور با توریست‏های ایرانی است. از سویی در روابط سطح بالای دیپلماتیک، به تلاش‏ها برای روابط دیپلماتیک حسنه، اشاره می‏شود و از سوی دیگر، اکثر گردش‏گران ایرانی در مبادی ورود به این کشور، با مشکلات زیادی روبرو می‏شوند. برخی اشاره می‏کنند که این مشکلات با آغاز سال نو میلادی، رو به تزاید گذاشته است.

ممکن است  سه چهار روزی پیش از این که من بخواهم وارد سنگاپور بشوم، اطلاعاتی به نیروهای امنیتی  سنگاپور رسیده باشد و بر این مبنا می‏خواسته‏اند تعداد ورود خاورمیانه‏ای‏ها به سنگاپور را در حد کم‏خطری نگاه دارند و تصمیم گرفتند که مثلا در این چند روز هیچ ایرانی یا آسیایی، اجازه‏ی ورود ندارد.

تقریبا مطمئن هستم که قبل از ورود و به محض این که دیدند یک ایرانی دارد، وارد می‏شود، قصد برگرداندن‏ام را داشتند.

هنوز از طریق سفارت ایران پی‏گیری‏ای نکرده‏ام. منتها دوستان دیگر که قبلن مشکل من را داشتند و پی‏گیری کرده بودند، جواب خیلی صریحی نگرفتند. ضمن این که انتظار جواب خاصی هم از سفارت ایران نمی‏تواند داشت.

اما روال کار برای دریافت ویزای سنگاپور برای ایرانیان چیست؟

ویزای این کشور به دلیل نداشتن سفارت مستقر، از طریق آژانس‏های توریستی تهیه می‏شود. تهیه‏ی این ویزا، معمولن، سه هفته زمان می‏برد و مجزا از پاسپورت برای گردش‏گر صادر می‏شود. با پرداخت رقمی معادل پنجاه دلار، می‏توان از یک ویزا برای دوبار اجازه‏ی ورود و هربار به مدت یک ماه، برخوردار شد. از این قسمت به بعد، می‏توانید از طریق یکی از شرکت‏های هوایی یا حتا اگر در کشورهای همسایه، نظیر مالزی باشید، با اتوبوس یا قطار به این کشور سفر کنید.

اما این بخش اول کار است. چنان که سید حمید نور، مسوول سابق اداره‏ی کنسولی سفارت ایران در مالزی نیز اشاره می‏کند، در مرزهای کشور مقصد تعیین می‏شود که آیا یک نفر می‏تواند وارد آن کشور شود یا خیر؟

سالارپور  هستم. دانشجوی فوق‏لیسانس. این‏جا روال بر این است که شما درخواست می‏کنید و یک سری شرکت‏های مسافرتی هستند که برای‏تان ویزا می‏گیرند. با مراجعه به این شرکت‏ها و پرداخت هزینه‏ی مشخصی، برای شما ویزای سنگاپور می‏گیرند. من هم همین کار را کردم.

تعطیلات عید نوروز بود که یک ویزای دوماهه برای بازدید از سنگاپور گرفتم. در گیت سنگاپور، معمولن با ایرانی‏ها مصاحبه‏ای انجام می‏دهند که حدود یک تا دو ساعت طول می‏کشد. بعد از مصاحبه و گذشت حدود چهار ساعت، به من گفتند که : «شما نمی‏توانید وارد خاک سنگاپور شوید». انگشت‏نگاری کردند و به گیت مالزی برگشت دادند.

توضیحی هم به من ندادند. گفتند که در حیطه‏ی وظایف‏شان نیست و افراد  معدودی انتخاب شده‏اند. نمی‏دانم تصادفی است یا مشکل خاصی بوده، ولی خیلی‏ها بدون هیچ مشکلی به سنگاپور می‏روند و از آن‏جا بازدید می‏کنند. از دوستان‏ام و بچه‏های دانشگاه هم پنج شش نفر برگردانده شدند. فقط در این حد می‏دانم.

در ایام نوروز، یک گروه گردش‏گر ایرانی که نزدیک به سی نفر بودند نیز یک‏جا «رد مرز» شده‏اند. اما این رد مرز شده‏ها، محدود به همین گروه گردش‏گر ایرانی نبوده است. تعداد زیادی از ایرانیان هم که بعد از آن سفر کرده‏اند، اشاره می‏کنند که این کشور در مرزهای خود، برخورد مناسبی با ایرانیان ندارد.

20100119-soc-singapoor-ardavan

سید حمید نور، کنسول سابق ایران در مالزی می‏گوید که این برخوردها فقط محدود به اتباع ایرانی نیست و ممکن است هرکسی که بخواهد وارد کشور سنگاپور بشود، با این برخورد مواجه شود. او حتا اشاره می‏کند در عرف سایر کشورها نیز چنین موردی وجود دارد.

تشخیص صدور ویزا، بر عهده‏ی نمایندگی یک کشور است. اما تشخیص موارد امنیتی در مبادی ورودی، مربوط به دستگاه‏های مرتبط در این زمینه‏، می‏شود.

سنگاپور یکی از کشورهایی است که دارای ارتباط مناسب و حسنه با امریکا و اسراییل است. از سویی با وجود مراکز تجاری مهم یهودیان در منطقه‏ و آمد و شدهای بازرگانی در این کشور، گردانندگان آن حاضر نیستند این شرایط مطلوب را به‏خطر بیاندازند.

چنان‏چه چندی پیش از این نیز به نقل از روزنامه‏ی «استریت تایمز»، گمرک این کشور یک شرکت صادر کننده‏ی اجزای شبه نظامی را نزدیک به پانزده هزار دلار جریمه کرده‌است. این سیاست در راستای قانون کنترل کالاهای استراتژیک برای صدور به کشورهایی نظیر ایران، اعمال می‏شود.

این نکته که هر کشوری منافع خود را در نظر داشته باشد، به نظر منطقی می‏رسد. ولی سیاست دو پهلوی سنگاپور موضوعی است که بیشتر مسافران ایرانی را خسته کرده است.

اکثر مسافران ایرانی در مبادی ورودی، مورد پرسش و پاسخ قرار می‏گیرند و از آن‏ها بازجویی می‏شود. در مواردی از آنان انگشت‏نگاری نیز می‏کنند. عموم آن‏ها بدون دلیل برگشت می‏خورند و یا دست کم، دلیل‏اش به آنان گفته نمی‏شود.

صفا که هفته‏ی گذشته در مرز با ماشین زره‏دار، به مامورین اداره‏ی مهاجرت مالزی تحویل شده‌است، این شانس را داشته که بداند دلیل رد مرز شدنش چه بوده است.

او را از مرز سنگاپور برگردانده‏اند، با این عنوان که تایپ ویزای سه سال پیش او که توسط سفارت مالزی در تهران، صادر شده است، اشتباه داشته است. او نیز با عکس‏برداری و انگشت‏نگاری از مرز به سوی مالزی برگشت داده شده است.

با دوستی روزنامه‏نگار در سنگاپور، در این زمینه گفت‏ و گو کردم. او نیز اشاره کرد که با توجه به فعالیت‏های بنیادگراها در این کشور و هم‏چنین، بحران‏های خاورمیانه، دولت این کشور به هیچ‏وجه تمایل ندارد سرمایه‏های خارجی را در این کشور به خطر بیاندازد. آن‏ها اتباع خاورمیانه را  یکی از این خطرات بالقوه، تلقی می‏کنند:

به نظر من، برخوردها بیشتر به روابط سیاسی ارتباط پیدا می‏کند و این که آن کشور از نظر فرهنگی و دارایی در چه سطحی در دنیا قرار گرفته‌است. برای مثال، با اتباع اندونزی، عراقی‏ها و ما ایرانی‏ها هم چنین برخوردهایی می‏شود.

ما اعتراض می‏کنیم، منتها متاسفانه، سفارت هیچ کاری نمی‏کند. اما اگر از طرف دولت، با این مساله محکم برخورد شود، مسلما بار دوم یا سوم، چنین برخوردهای ناشایستی با ما نمی‏شود.

در روز هشتم ماه می، منابع دولتی سنگاپور اعلام کردند که رهبر جماعت اسلامی این کشور که به ظن قوی‏، با القاعده نیز در تماس بوده است، بار دیگر در شهر جهور مالزی دستگیر شده است. «ماسا سلامت کاستاریک» که متهم به هواپیماربایی در سال ۲۰۰۱ میلادی است، فوریه‏ی سال ۲۰۰۸ از زندان فرار کرده بود.

بسیاری از گردش‏گران ایرانی اشاره دارند که لازم است دولت ایران در این زمینه ابتکار عمل به خرج دهد، تا مواردی از نوع برخوردهایی که در فرودگاه دبی با ایرانیان می‏شده است، این‏جا نیز تکرار نشود

اما از سوی دیگر، بسیاری از گردش‏گران ایرانی اشاره دارند که لازم است دولت ایران در این زمینه ابتکار عمل به خرج دهد، تا مواردی از نوع برخوردهایی که در فرودگاه دبی با ایرانیان می‏شده است، این‏جا نیز تکرار نشود.

انگشت‏نگاری‏ها، عکس‏‏برداری‏ها و عدم اجازه‏ی ورود به این کشور، به مدت یک سال، اینک موضوع نگرانی گروهی از مسافران بازگشت داده شده، گردیده است.

در یک اتاق منتظر شدیم. گفتند باید از ما اثر انگشت گرفته شود و چند سوال و جواب هم انجام گیرد. انگشت‏نگاری کردند و چند سوال مضحک و مسخره هم پرسیدند، مثل این که: «چطور ویزای مالزی را گرفته‏ای» که اصلا ربطی به ‏‏آن‏ها نداشت. دوباره انگشت‏نگاری کردند و گفتند که شما رد مرز هستید. دلیل خاصی هم برای این کار نداشتند. ما را سوار ماشین کردند و به مرز مالزی برگرداند.

حتا شنیده‏ام که یکی از بچه‏ها را چون مامور کم داشته‏اند، با دست‏بند آورده‏اند. در مالزی، به ما گفتند که مشکل اصلی مسلمان بودن شما است. اینان کلن، با مسلمان‏ها خوب نیستند و به همین دلیل، این مسایل را برای شما پیش می‏آورند.

البته، این دلیل جالبی نیست، چون خیلی از مسلمان‏های دیگر اجازه‏ی ورود دارند. دوستان ترک ما این‏جا هستند، همه هم مسلمان‏اند. اصلا جرات نمی‏کنند با این‏ها صحبتی بکنند. جالب این‏جاست که ما از آن طرف دعوت شده بودیم! نه این که خودمان بخواهیم برویم.

به نظر من، دولت ما در این مساله، ضعیف عمل می‏کند. اگر قوی برخورد کند و یا اصلا اجازه ندهد که هیچ ایرانی به خاطر بی‏احترامی وارد سنگاپور شود، یا  مانع ورود سنگاپوری‏ها به ایران بشود، فکر می‏کنم روابط خیلی بهتر شود. چون معمولن، برای کسی که شمشیر می‏کشد، تو هم باید شمشیر بکشی. نه این که بایستی که او توی گوش‏ات بزند.

دیدن برج‏های بلندقامت، پارک‏های آبی و سواحل این کشور و قدم زدن در خیابان‏هایی که انداختن آدامس در آن جریمه دارد، شاید برای بسیاری از ایرانیان، جاذب باشد. اما همان‏طوری که عده‏ی زیادی از ایرانیان در ایام نوروز، به دلیل نبود امکانات تفریحی به دبی سفر می‏کردند و بعد از برخوردهای غیرمعمول، عطای‏اش را به لقای‏اش بخشیدند، ممکن است این نگاه را به سنگاپور هم داشته باشند.

سنگاپوری که در ملاقات سال ۲۰۰۷ وزیر توریسم آن از ایران، کتاب‏های گردش‏گری به فارسی ترجمه شده را در اختیار ملاقات شوندگان قرار می‏داد و تاکید می‏کرد که سنگاپور منتظر توریست‏های ایرانی است.

این سوال در انتهای این گزارش باقی می‏ماند؛ آیا به راستی این برخورد فقط با ایرانی‏ها صورت گرفته است و آیا نظر سید حمید نور صحت دارد که ممکن است برای هر کسی این اتفاق بیفتد؟

به هرحال باید منتظر بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , 

۱ Comment