Saturday, 18 July 2015
21 January 2021

«رویاسادات؛ نخستین کارگردان زن افغان»

2010 January 19

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

شاید در طول سی‌سال گذشته، بسیاری از مردم، افغانستان را با جنگ‏ها و درگیری‏های خونین آن می‏شناسند. سرزمینی پیچیده‏، با مبارزاتی طولانی؛  از طولانی‏ترین مبارزات دوران تاریخ حاضر که کشوری نوپا به خود دیده است.

این کشور از ابتدای تاسیس خود شاهد درگیری‏های قومی و بسیاری کنش‏ها و واکنش‏های مختلف بوده است. اما کشور افغانستان در سی سال گذشته، به صورت خاص، آماج بیشترین حملات و مشکلات اجتماعی و سیاسی ناشی از جنگ‏های داخلی بوده‌است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در کشور افغانستان به دلیل وجود جنگ، سطح سواد، میزان دانش و آموزش‏های اجتماعی در پایین‏ترین حد ممکن قرار گرفته است و بسیاری از این صدمات، بیشتر از همه، نه جنگاوران و مردان که زنان و کودکان را نشانه رفته است.

در این بین، برخی در هیچ دوره‏ای از پا ننشسته‏اند. از جمله، بسیاری از زنان که بر خلاف فشارهای اجتماعی، لحظه به لحظه در جامعه‏ی خود حاضر بوده‏اند و حضورشان را با رفتارها و کارهایشان ثبت کرده‏اند.

از این میان، صحبت از یکی از زنان افغان است؛ «رویا سادات»، اولین کارگردان زن افغانستان که در دوره‏ی طالبان کارش را به صورت کاملن آماتور شروع و بعد از آن، در سال ۲۰۰۱ به بعد، با تولید فیلم‏های مختلف، حضورش را در عرصه‏های بین‏المللی نشان داد.

20100119-cul-royasadat1

این بار، رویا سادات به مبارزه‏‏ای برخاسته است. مبارزه‏ای اجتماعی بر علیه فشارها و رفتارهای مردگرایانه‏ی جامعه‏ای که در آستانه‏ی تحول است. او با ساختن فیلم‏هایی نظیر «سه نقطه»، به مشکلات زنان پرداخته است.

با اولین کارگردان زن افغانستان، رویا سادات، کسی که در استودیوی کوچکش، در محله‏ی «وزیر اکبر خان» کابل، مشغول ساختن فیلم‏های مستند است، به گفت‏گو می‏نشینم.

رویا سادات از مشکلات زنان افغان، از مشکلات فیلم‏سازی در این کشور و مسایل فرهنگی افغانستان می‏گوید:

رویا سادات، متولد سال ۱۹۸۱ در ولایت هرات افغانستان هستم. فارغ‏التحصیل رشته‏ی حقوق و علوم سیاسی در خود هرات هستم و سینما را بیشتر به شکل تجربی، از طریق مطالعه‏ی کتاب آموختم. یک دوره‏ی آموزشی دوساله نیز، در بخش کارگردانی، به صورت مکاتبه‏ای، در کره‏ی جنوبی گذرانده‏ام.

هر کسی، یک زمانی متوجه می‏شود که استعداد خاصی دارد. از جمله شما که حقوق خوانده‏اید، اما الان درگیر سینما هستید…

از دوران مدرسه، معمولن به مناسبت‏های مختلف نمایش‌نامه‏هایی می‏نوشتم یا کارگردانی می‏کردم. از همان زمان، علاقه‏مندی‏ به تصویر و مخصوصا به هنر فیلم‏سازی در ناخودآگاه من وجود داشت. اما به آن حد از آگاهی نرسیده بودم که بتوانم انتخاب کنم و بفهمم که سینما می‏تواند رساترین رسانه، حداقل برای خود من باشد.

بعد از چند سال و به خصوص، بعد از سقوط طالبان، متوجه شدم که شدیدا نیاز دارم، نوشته‏هایی را که زمان طالبان به عنوان یک فیلم‏نامه آماده کرده‌بودم، بسازم. با ساختن اولین فیلم، علاقه‏مندی‏ام بیشتر شد، در مورد سینما بیشتر مطالعه کردم و آگاهانه به طرف سینما رفتم.

راجع به اولین فیلم‏تان بگویید. داستان آن چیست؟

در همان سال‏هایی که من همراه خانواده‏ام در هرات زندگی می‏کردم، تعداد زیادی از مرزنشینان که در مناطق مرزی ایران و روستاهای دور از شهر زندگی می‏کردند، به خاطر خشک‏سالی‏ای که  سه چهار و یا حتا شش سال متوالی در افغانستان به طول انجامید، مرتب از روستا به شهر به خاطر پیدا کردن کار و… کوچ می‏کردند.

درحالی که بازار کار در هرات در آن زمان خوب نبود، کار و کاسبی رونق نداشت و به خصوص کسانی که شغل آزاد داشتند، خود بیکار بودند. به همین خاطر این روستاییان مجبور می‏شدند، دوباره به همان مناطق مرزی بازگردند. سختی زندگی آنان را وادار می‏کرد که به راحتی، قاچاقچی، راه‏زن و حتا طالب بشوند.

منطقه‏ای که در آن فیلم گرفته‏ام، منطقه‏ای است به نام «پیرتُر»، نزدیک دره‏ی «شندان» که طالب‏نشین است. در آن زمان وقتی داستان این آدم‏ها را می‏شنیدم و به چشم می‏دیدم، برایم بسیار جالب بود. «سه نقطه» در مورد زندگی این مردم نوشته شده است. زندگی یک زن مرزنشین که چگونه سختی زندگی وادارش می‏کند، مواد مخدر به ایران انتقال بدهد.

اولین فیلم شما، «سه نقطه»، در مورد زندگی زنان افغان است و به خودسوزی در میان زنان  افغان نیز پرداخته است…

خودسوزی زنان افغان، فیلمی مستند از خواهرم، الکا سادات، است که اکثراً تکه‏هایی از این فیلم   با  فیلم «سه نقطه» اشتباه گرفته می‏شود.

سه نقطه بیشتر زندگی یک زن مرزنشین افغان است که در مناطق مرزی زندگی می‏کند. شوهرش را زمان جنگ از دست داده است و ضرورت زندگی او را مجبور می‏کند مواد مخدر به مرز ایران انتقال بدهد و بالاخره، محکوم به حبس ابد می‏شود.

در واقع، به مساله‏ای پرداخته‏اید که خط قرمز زندگی خود شما هم می‏تواند باشد. وقتی از زن افغان صحبت می‏کنیم، یعنی یک اتفاق خیلی بزرگ تاریخی. موضوع زن افعان، موضوع عدم امکان حضور در اجتماع، موضوع عدم ارتباط اجتماعی، موضوع ارتباطات غیرمستقیم و موضوع مسایل بسیار دیگری است که در افغانستان وجود دارد.

بخش عمده‏ی تاریخ افغان از گذشته و تا به امروز هم‏چنان مردسالار است. در چنین جامعه‏ای، شما نقبی به زن افغان می‏زنید. خود شما به عنوان یک زن، وقتی تصمیم گرفتید این کار را بکنید، با موانع اجتماعی و خانوادگی روبرو بودید یا خیر؟

زمانی که من کارم را شروع کردم، در ولایت هرات فقط یک تلویزیون دولتی وجود داشت و در آن حتا گوینده‏ی زن حضور نداشت. مرتب از طرف تلویزیون اعلان می‏دادند، ولی هیچ کس حاضر نمی‏شد حضور مستقیم روی صفحه‏ی تلویزیون داشته باشد.

در چنین شرایطی، وقتی من تصمیم گرفتم فیلم بسازم و با تعدادی به منطقه‏ای دوردست برای فیلم‏برداری رفتم، سابقه‏ی تاریخی و جوهرات، به هرحال، تاثیراتی روی خانواده‏ام داشت و در شروع کار با مشکلاتی روبرو بودم. اما خوشبختانه، پدرم آدم روشنفکری است و به مرور زمان توانست، مرا درک کند.

مساله‏ی بعدی، حکومت ولایتی آن زمان در هرات بود. اگر آن‏ها متوجه می‏شدند که فیلمی ساخته می‏شود، فیلم‏نامه را می‏خواندند، آن را سانسور می‏کردند و  تکه‏های مربوط به زن را حذف می‏کردند.

20100119-cul-royasadat2

به همین خاطر، تصمیم گرفتم به منطقه‏ای دور از شهر بروم که نیروهای امنیتی و حتا وزارت اطلاعات و فرهنگ وقت هم باخبر نشوند. همین باعث شد که من منطقه‏ی‏ «پیرتور» در نزدیکی «دره‏ی شندان» را انتخاب کنم که هم برای لوکیشن مناسب بود و هم این که احساس می‏کردم، ذهنم آرام است.

بعد از شش روز فیلم‏برداری، تجربه‏ی ‏بسیار جالبی که حتا تراژیک‏تر از داستان فیلمی بود که داشتم می‏ساختم، برای‏مان پیش آمد. مردم منطقه پیش رییس محله آمدند و گفتند که این‏جا یک خارجی آمده است و از زن‏های ما فیلم می‏گیرند. به ما اخطار دادند که اگر امشب این‏جا را ترک نکنید، صبح هر اتفاقی که برای شما افتاد، می‏افتد. یا این که دو نفر از کسانی که با شما کار می‏کنند، پیش ما گروگان بمانند و وقتی کار شما تمام شد، آن‏ها را پس بگیرید.

من شش روز کار کرده بودم و تعدادی از هنرپیشه‏های من، به خصوص مردان هنرپیشه از مردم منطقه بودند و برایم سخت بود که از آن لوکیشن و کسانی که در فیلم بازی کرده بودند، بگذرم. تصمیم گرفتم، دو نفر از افرادمان را پیش آن‏ها بفرستیم. تا این که کسی که ما در خانه‏اش زندگی می‏کردیم، گفت که نمی‏تواند تضمین کند و وقتی این دو نفر رفتند، ممکن است پول زیادی از شما بخواهند، امکان دارد مشکل برای شما ایجاد کنند و یا حتا این دو نفر را آزاد نکنند.

ما در همان شب، ساعت‏های سه نیمه‏شب تصمیم گرفتیم به سمت «قلعه‏های قوریان» رفتیم  و ادامه‏ی فیلم را در آن‏جا ثبت کردیم. در قله‏های قوریان هم بین مردم این صحبت زیاد بود که تعدادی خارجی آمده‏اند و دارند از زن‏های ما فیلم می‏گیرند.

می‏گویند، رویا سادات، اولین فیلم‏ساز زن در افغانستان است. چرا هیچ زن دیگری، به جز شما (یا دست کم قبل از شما) در افغانستان شروع به فیلم‏سازی نکرده است؟

البته در طول سال‏هایی که در افغانستان جنگ بوده است، زن‏ها بیشتر آسیب‏پذیر بوده‏اند. البته قبل از جنگ و طی دوره‏های کوتاه مدتی که در افغانستان آرامش برقرار بوده، باز هم زندگی سنتی باعث می‏شده که زن‏ها حضور مستقیم یا حضور فعال در عرصه‏های اجتماعی، هنری، فرهنگی نداشته باشند. در کنار این، خود هنر سینما در طول این سال‏ها آسیب‏پذیر بود.

هرچند سی یا چهل سال پیش که چند فیلم افغانی ساخته شده، شاهد حضور بسیار کم‏رنگ زن‏ها در بخش بازیگری هستیم. ولی به عنوان فیلم‏ساز، هیچ حضوری نداشته‏اند.  گاه‏گاهی فکر می‏کنم وقتی یک زن حاضر شده بود به عنوان هنرپیشه، حضور مستقیم داشته باشد، چه دلیلی باعث شده که ما فیلم‏ساز یا کارگردان زن نداشتیم.

همه‏ی این‏ها به دور تسلسلی برمی‏گردد که در داخل جامعه‏ی ما هست و این که تا به حال زن‏باوری وجود نداشته است و هیچ باوری به اندیشه‏ی زن در جامعه‏ی ما وجود ندارد. در عرصه‏ی سیاست هم همین‏طور است، در عرصه‏ی ژورنالیسم هم ما تا به حال خبرنگار زن نداشته‏ایم و جامعه‏، یک جامعه‏ی کاملا مردانه بوده است.

الان با تغییراتی که به وجود آمده، زن‏ها شاید کمی از پشت برقعه بیرون بیایند و اوضاع بهتر شود. اما فکر می‏کنید زن افغان به شرایطی  رسیده است که حداقل بتواند خود را ابراز کند؟

به خاطر فیلم‏های مستندی که خواهرم از زندگی زنان افغان تهیه کرده است، در ارتباط مستقیم با آن‏ها هستم و از شرایط زندگی زنان افغان کاملن  باخبرم. تمام جامعه‏ی زنان افغانستان را نمی‏توانیم در تعداد زنانی که حضور مستقیم در اجتماع دارند و یا  می‏توانند وارد پارلمان بشوند، خلاصه کنیم.

متاسفانه، هفتاد و پنج تا هشتاد درصد از زنان ما هنوز حق بیرون آمدن از خانه را ندارند، حق تحصیل ندارند و حتا تعدادی هم که شاید بیرون از خانه کار کنند و مشغول تحصیل باشند، خشونت خانوادگی بر آنان حاکم است و هیچ استقلالی در زندگی خود ندارند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment