شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
07 September 2016
پاییز و استقبال از زمستان

«روزنگاشت/آن طرف‌تر از پاییز»

۱۳۹۱ مهر ۲۳

محمد / رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هرم گرم و گر گرفته هوای تابستان در اواخر شهریور مهربان‌تر می‌شود، صبح‌ها بیرون که می‌روی انگار هوا بوی دیگری دارد، رنگ نور خورشید انگار به زردی قبل نیست، کمرنگ‌تر شده، سفیدترشده، مهر است و حس می‌کنی زمان سخت گرفتن بتو گذشته و با تو مهربان‌تر خواهند بود، راه که می‌روی، طبیعت فرشی زرد و قهوه‌ای زیر پایت می‌گستراند و تو از صدای خش خش غرق شور بازی های کودکانه می‌شوی، جلو‌تر می‌روی پاییز است، آسمان این روز‌ها دلش گرفته، مثل بابا، بابا که سعی می‌کند شب هایی که داغان و خسته به خانه می‌رسد خودش را از نگاه پر از خواهش تو قایم کند، نگاهش به نگاه تو نمی‌افتد، چشم می‌دزدد،… آسمان می‌غرد، رعدی… برقی، آری پاییز است، پاییز آغاز شده….

باران می‌بارد، پوستم برای اولین بار پس از آن گرما و داغی تابستان، نوازش نسیم سرما را حس می‌کند، با مهر شروع شده،… آهای من هم چنان انتظار «مهرورزی» دارم‌ها… آهای اون بالایی… یا شاید هم این پایینی‌ها…، دیگران با چترهای رنگی، با هم تک تک، یکی یکی، دوتا دوتا، نمی دانم شاید هم چندتا چندتا، هم آواز و هماهنگ با ضرباهنگ ترنم باران می‌روند و می‌گویند و می‌خندند، انگار ترجمه باران برای آن‌ها واژه دیگری ست. نگاهی بخودم می‌کنم، خیسم از باران، بطرف شاخه‌ای و درختی می‌دوم، شاید سقفی شود برای این لحظات خیس، آرام می‌گیرم، سرما کم کم وجودم را تسخیر می‌کند، باد می‌وزد و شاخه‌ها را از بالای سرم جابه جا می‌کند و این بار باران، هم از بالا و هم از روبرو بر سر و صورتم می‌کوبد….

با خود می‌گویم امشب که پدرآمد، این بار نگاهش نمی‌کنم، اصلن چشمانم را بدنبال مکث نگاهش نخواهم چرخاند،… می‌دانم که زمستان در راه است، و من خیس از باران پاییزی، کاملن آماده سرمای زمستانم،… سرمای سخت زمستان

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,