Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
پانوراما

«اندیشه سیاسی سیدجمال‌الدین اسدآبادی»

2012 October 14

پیمان عابدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی از آزادی‌خواهان و روشن‌فکرانی که در مبارزه با استعمار و بیداری مردم ایران سهم به‌سزایی داشت، «سید جمال‌الدین اسدآبادی»(افغانی) بود. او در حدود نیمه‌ی قرن سیزدهم (به قولی به سال 1254 هجری قمری) متولد شد. درباره‌ی ملیت او اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای افغانستان و برخی یکی از بلاد همدان را زادگاه وی می‌دانند. به هرحال، جامع‌ترین شرح حالی که از سیدجمال‌الدین در دست است و نویسندگان دیگر همه از آن اقتباس کرده‌اند، شرحی است که «شیخ محمد عبده» مصری که نزدیک‌ترین شخص به او بوده است آورده و ظاهرن اغلب این مطالب را از زبان خود سیدجمال شنیده یا خود، بعدها شاهد آن بوده است. به موجب این شرح و اطلاعاتی که از منابع دیگر به دست آمده، سیدجمال در جوانی یک‌سال و چندماه در هند اقامت کرده و بعد به قصد حج به عربستان رفته و قریب یک‌سال در بلاد عرب سیاحت و اقامت داشته و در احوال اجتماعی و سیاسی جهان عرب بررسی و مطالعه کرده است. در سال 1275 هجری قمری به افغانستان که در آن زمان دچار فتنه‌های داخلی بود بازگشت. اما مهم‌ترین فعالیت‌های فکری و سیاسی او در استانبول و در زمان حکم‌رانی شاهان عثمانی شکل گرفت. «یحیا آرین‌پور» در کتاب «از صبا تا نیما» می‌نویسد: «… از طریق کانال سوئز به استانبول رفت و لااقل تا شوال(1286 هجری قمری) در استانبول بود و در یکی از دو ماه آخر آن سال به مصر آمد و اندک مدتی در آن‌جا بود و در آن مدت به «جامع ازهر» رفت‌و‌آمد داشت و با علمای مصر و طلاب علم، که اکثر آنان از مردم سوریه بودند، ملاقات و مذاکره می‌کرد. تا بار دیگر به استانبول رفت و نزد «امین پاشا»، صدراعظم عثمانی و «فواد پاشا» از رجال و سیاست‌مداران آن کشور به احترام پذیرفته شد. هنگامی که مردم خواهان برکناری اسماعیل پاشا و روی کار آمدن ولی‌عهد او «توفیق پاشا» شدند و از لزوم به وجود آمدن «حزب وطنی آزاد» سخن گفتند، توفیق پاشا در پناه حمایت سیدجمال‌الدین اسدآبادی، دولت جدیدی روی کار آورد و به اصلاح امور مالی و اقتصادی پرداخت و فرمان تشکیل مجلس نمایندگان و تنظیم قانون اساسی را صادر کرد.

از مهم‌ترین کارهای سیدجمال، انتشار روزنامه‌ی «عروت الوثقی» بود که نویسنده‌ی آن شیخ محمد عبده بود و اولین شماره‌ی آن در 15 جمادی‌الاول 1301 هجری قمری منتشر شد و چون عبده و دیگر نویسندگان این روزنامه، ناشر افکار و اندیشه‌های سیدجمال بودند، دولت انگلیس و فرانسه و عمال آن‌ها پس از انتشار 18 شماره موجبات تعطیلی آن را فراهم آوردند. پس از تعطیلی روزنامه، سید چندماه در پاریس ماند. شهرت سیاسی  سیدجمال مربوط به همین دوران اقامت وی در پاریس و لندن است، زیرا در این زمان فرصت مناسبی برای کوشش‌های خود جهت تشکیل مجمع «اتحاد اسلام» را به دست آورد و با هم‌کاری یاران و پیروان خویش و نشر دوباره‌ی مقالات در عروت الوثقی و جراید پاریس و مصاحبه با دانش‌مندان و سیاست‌مداران، نظر محافل سیاسی کشورهای مهم اروپا را به خود جلب کرد. از آن‌جا بار دیگر متوجه شرق شد و این بار به ایران آمد، در آن زمان «محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه» به نام «ناصرالدین‌شاه» وی را به تهران دعوت کرد. چندبار با ناصرالدین‌شاه ملاقات کرد و از خرابی اوضاع ایران و لزوم اصلاحات، بی‌پروا سخن گفت. شاه از سخنان او خوشش نیامد و دیگر او را نخواست، اما سیدجمال از ادامه‌ی راه و انتشار افکار خود منصرف نشد و در هر مجلس و محفلی از لزوم استقرار قانون و آزادی فکر و قلم و امنیت مال و جان افراد جامعه سخن می‌راند. سید جمال‌الدین می‌گفت تمامی پیش‌رفت‌هایی که در غرب روی داده است نتیجه‌ی علم است و جوامع اسلامی نیز ناگزیر از روی آوری به عدل، آزادی، اخوت و مساواتی که درغرب یافت می‌شوند، هستند. وی بر این اعتقاد بود که پیدایش احزاب سیاسی در شرق از به‌ترین وسایل ارتقای ملت‌های اسلامی خواهد بود. وی هم‌چنین بر آزادی مطبوعات و آزادی بیان تاکید داشت، زیرا معتقد بود از این راه، مشکلات ملت آشکار شده و زمینه پیش‌رفت فراهم می‌شود.

سید جمال‌الدین مطابق الگوی دنیای مدرن خواهان تحدید حکومت مطلقه به مشروطه بود و در این میان به حکومت‌های پارلمانی اروپایی نظر داشت

سید جمال‌الدین هم‌چنین مطابق الگوی دنیای مدرن خواهان تحدید حکومت مطلقه به مشروطه بود و در این میان به حکومت‌های پارلمانی اروپایی نظر داشت. او در ارتباط با دست‌یابی کشورهای اسلامی به استقلال تلاش بسیاری کرد، اما بر این نظر بود که آزادی حقیقی و استقلال باید با اعمال زور و قدرت حاصل شود. سید جمال‌الدین به منظور دست‌یابی مسلمین به استقلال و رهایی از یوغ استعمار، به ویژه از مفهوم مدرن ملت سود می‌جست. متاثر ازمفهوم مدرن ملت و حق تعیین سرنوشت، سید جمال‌الدین خواهان مشارکت ملت در تعیین سرنوشت خویش بود.

او معتقد بود «ملتی که حل و فصل امور خود را با خود ندارد و درمنافعش از او مشورت گرفته نمی‌شود و در مصالح عامه‌ی وی، اراده‌اش تاثیری ندارد و این همه تابع حاکم واحدی است، وضع ثابت و سیر منظمی ندارد.» وی هم‌چنین قدم از این هم فراتر گذاشت و درباره‌ی ملت مصر نوشت: «ملت مصر باید فرمان‌روایی نماید؛ بدین معنی که همه‌ی توده‌ها در قدرت دولت شرکت داشته باشند و دموکراسی را به طرز صحیحی انجام دهند.» بر‌همین اساس در نظریه‌ی اتحاد اسلامی سیدجمال‌الدین نیز شاهد چرخشی از اتحاد دول اسلامی به سوی اتحاد ملت اسلامی هستیم. در واقع سیدجمال‌الدین ابتدا در صدد نوسازی نظام سیاسی ممالک اسلامی برآمد، چون در این اقدام موفق نبود اتکا به توده‌های مسلمان و وجوه آنان را دنبال کرد. به تعبیری سید جمال الدین پس از ناامیدی از نخبگان سیاسی اسلامی، نظر خود را به عرصه‌ی اجتماعی دوخته،در آرای خود نقش بیش‌تری برای تاثیرگذاری عرصه‌ی مدنی در عرصه‌ی سیاسی قایل شد. برهمین ‌اساس، فرد مسلمان را محور نظریات خود قرار داد و در صدد تحول در احوال درونی وی برآمد. چنین است که نزد سیدجمال‌الدین، اسلام از یک مذهب به یک ایدیولوژی سیاسی تبدیل شد. تبلیغات مداوم او باعث بیداری عده‌ای از تجار و پیشه‌وران شد و در نهایت «میرزا رضا کرمانی» از مریدان وی، ناصرالدین‌شاه را ترور کرد و در بازپرسی اولیه اقرار کرد که سیدجمال او را در قبول ظلم ملامت کرده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,